"با هر گناهی که انسان انجام میدهد عقلی از او جدا می شود که دیگر برنمی گردد ............ وقتی بنده گناه میکند به سبب انجام آن گناه, علمی راکه یاد گرفته بود , فراموش می کند.......... حسن خزّاز ، از امام رضا ( علیه السّلام ) شنیدم كه فرمودند : بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شیعیان ما از دجّال بیشتر است. حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ) به چه علّت؟ فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنین شود، حقّ و باطل به هم در آمیزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود. ( صفات الشیعه ص 8 ) ...........همیشه می توان تولدی دوباره داشت"
ارتحال آیت ‏اللَّه العظمی “سیدابوالقاسم خویی” زعیم بزرگ حوزه علمیه نجف اشرف (۱۳۷۱ ش)
آیت ‏اللَّه العظمی سیدابوالقاسم خویی در سال ۱۲۷۸ ش (۱۳۱۷ ق) در شهرستان خوی به دنیا آمد. ایشان پس از تحصیل برخی مقدمات در زادگاه خود، راهی نجف اشرف گردید و از محضر آیات عظام: شیخ الشریعه اصفهانی، میرزای نایینی، ضیاءالدین عراقی، محمدحسین غروی اصفهانی، محمد جواد بلاغی و سیدمحمد حسین بادکوبه ‏ای استفاده کرد. در حدود ۳۰ سالگی آیت ‏اللَّه خویی، بسیاری از علمای زمان به اجتهاد ایشان گواهی دادند و از این زمان بود که حلقه درس خارج وی تشکیل شد و بیش از شصت سال ادامه یافت. در طول این مدت طولانی هزاران شاگرد در محضر پرفیض این عالم ربانی پرورش یافتند که هر یک به عنوان مرجعی در سراسر سرزمین‏های اسلامی منتشر شده‏اند که حضرات آیات: حسین وحید خراسانی، میرزا جواد تبریزی، سید عباس خاتم یزدی، سید محمدحسین فضل‏اللَّه، سید عبدالاعلی سبزواری، سیدعلی حسینی سیستانی، سید محمد باقر صدر و محمد تقی جعفری از آن جمله‏اند. همچنین از این عالم ربانی آثار فراوانی به یادگار مانده است که می‏توان به معجم رجال و الحدیث در علم رجال در ۲۳ جلد، مصباح الفقاهه و تکمله منهاج الصادقین اشاره کرد. آیت‏اللَّه خویی در اواخر عمر به علت رهبری مردم در مبارزه با رژیم خونخوار بعث عراق به کوفه تبعید شد تا اینکه سرانجام در ۱۷ مرداد ۱۳۷۱ ش برابر با ۸ صفر ۱۴۱۳ ق در ۹۴ سالگی درگذشت. پیکر پاک این عالم بزرگ در مراسمی خَفَقان بار و بدون حضور مردم، در مسجد الخضراء، محل تدریس ایشان در نجف اشرف، به خاک سپرده شد.
درگذشت مرجع تقلید آیت ‏اللَّه العظمی “سیدمحمدهادی میلانی” در مشهد مقدس (۱۳۵۴ ش)

آیت ‏اللَّه العظمی سید محمدهادی میلانی در سال ۱۲۷۴ ش (۱۳۱۳ ق) در نجف اشرف متولد گردید. ایشان پس از گذراندن مراحل مقدماتی علوم اسلامی، از محضر فقیهان نامداری چون میرزای نائینی، آقا ضیاء عراقی، محمدحسین غروی اصفهانی و شیخ‏الشریعه اصفهانی بهره برد و پس از دریافت درجه اجتهاد، به تدریس روی آورد. جلسات درس ایشان در حوزه نجف، بسیار با شکوه بود و شاگردان فراوانی در آن تربیت شدند. حضرات آیات: حسین وحید خراسانی، محمدتقی جعفری، سیدعباس صدر، مهدی نوقانی و کاظم مدیر شانه‏چی و ده‏ها عالم فاضل، از محضر درس آیت‏ اللَّه میلانی، استفاده کردند. وی پس از سال‏ها اقامت در عتبات، در سال ۱۳۳۴ ش وارد شهر مقدس مشهد گردید و به حوزه علمیه مشهد، رونقی دوباره داد. ایشان در کنار تدریس، تالیف و نیز ارشاد مردم، از همراهی نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) غافل نبود و حضوری مؤثر داشت. سرانجام این فقیه جلیل و مرجع عالی‏قدر در ۱۷ مرداد سال ۱۳۵۴ ش مطابق با آخرین روز از ماه رجب سال ۱۳۹۵ق در ۸۲ سالگی در مشهد مقدس درگذشت و در حرم مطهر رضوی به خاک سپرده شد.

گروگان‏گیری و شهادت دیپلمات‏های کشورمان در افغانستان توسط گروهک طالبان (۱۳۷۷ ش)
پس از درگیرهای فراوانی که بین دولت افغانستان و گروه طالبان در مناطق گوناگون این کشور روی داد، سرانجام کابل پایتخت این کشور به اشغال طالبان درآمد. از این‏رو دفتر سفارت جمهوری اسلامی ایران در کابل به مزار شریف منتقل گردید و امور مربوط به سفارت در آن شهر ادامه یافت. با حمله نیروهای طالبان به سمت شمال افغانستان، شهر مزار شریف نیز به اشغال این گروه درآمد و آنان بدون توجه به مصونیت سیاسی و قوانین بین المللی، نُه دیپلمات ایرانی و خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی را به شهادت رساندند. تا یک ماه پس از این فاجعه، گروه طالبان از اعلام خبر شهادت ایرانیان خودداری می‏کرد تا این که در نوزدهم شهریور سال ۷۷، این خبر را اعلام نمود. این عمل ضد انسانی با محکومیت شدید جمهوری اسلامی و دولت‏ها و مجامع مختلف روبرو گردید.

رحلت عالم بزرگ شیعه “سیدنعمت اللَّه جزایری” فقیه و دانشمند نامی(۱۱۱۲ ق)
سید نعمت اللَّه جزایری فرزند سیدعبداللَّه که از نوادگان امام موسی کاظم(ع) به شمار می‏آید، در حدود سال ۱۰۵۰ ق در (صباغیه) یکی از مناطق اطراف بصره به دنیا آمد. پس از تحصیل مقدمات در زادگاه خود، عازم شیراز شد و با جدیت به ادامه‏ی تحصیل و تدریس همت گماشت. در ادامه‏ی راه به اصفهان رفت و از محضر درس محقق سبزواری، شیخ حرعاملی، ملامحسن فیض کاشانی و علامه محمد باقر مجلسی و… بهره برد و به سوی قله‏های کمال پیش رفت. وی چنان مورد توجه‏ی علامه‏ی مجلسی قرار گرفت که به مدت چهار سال استاد را در انجام رسالت بزرگش که تألیف کتاب شریف بحارالانوار بود، یاری کرد و بعدها خود یکی از مدرسان بزرگ اصفهان گردید. نقل است که بر اثر شدت مطالعه دچار چشم درد شد و داروی پزشکان فایده نبخشید. او به همراه برادر راهی عتبات عالیات گردید و خاک مقدس آن سامان را سرمه‏ی چشمان خویش نمود و شفا یافت. سید جزایری در اواخر عمر به دعوت حاکم خوزستان راهی شوشتر گردید و در آن دیار، مساجد و مدارس دینی فراوانی پی افکند و به تربیت مشتاقان علوم اهل بیت(ع) پرداخت. همچنین از او کتب فراوانی به جای مانده است. سرانجام این عالم ربانی در راه بازگشت از مشهد رضوی بیمار شد و در جایدر – منزلگاهی نزدیک پل دختر – دعوت حق را لبیک گفت و در همان جا به خاک سپرده شد.

روز خبرنگار و سالروز شهادت محمود صارمی؛ خبرنگار شهید (۱۳۷۷ش)
شهید محمود صارمی در خردادماه ۱۳۴۷ش در شهرستان بروجرد در خانواده‌ای مذهبی دیده به جهان گشود. وی تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در مدرسه شهید باهنر بروجرد سپری نمود و دوران متوسطه را نیز در دبیرستان حضرت رسول (ص) در رشته علوم انسانی با موفقیت در سال‌های ۱۳۶۵-۱۳۶۶ش پشت سر نهاد. او همراه با تحصیل به‌دلیل علاقه شدید به ورزش کاراته در این رشته فعالیت خود را آغاز نمود و در فاصله کوتاهی با گذراندن دوره‌های مختلف در این رشته، موفق به کسب کمربند مشکی و کارت مربیگری در این حرفه شد.
صارمی در سال ۱۳۶۷ش در کنکور سراسری رشته علوم انسانی دانشگاه تهران پذیرفته شد و دوران تحصیلات دانشگاهی خود را به‌طور جدی با موفقیت و در سخت‌ترین شرایط زندگی – با کار کردن جهت امرار معاش و تأمین هزینه‌های تحصیل – طی کرد. وی در دوران تحصیلات در دانشگاه بنا به وظیفه و احساس مسئولیت از طریق بسیج دانشجویی دانشگاه تهران به جبهه‌های کردستان، حلبچه و جنوب خرمشهر اعزام و ۱۴ ماه در این جبهه‌ها در کنار سایر رزمندگان اسلام به دفاع از کیان و تمامیت ارضی کشور پرداخت.
صارمی در سال ۱۳۷۱ش با داشتن دانشنامه کارشناسی، به ‌استخدام سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی درآمد و به‌عنوان کارشناس متون خبری فعالیت خود را آغاز نمود. وی پس از چند صباحی استخدام در سازمان ایرنا، تشکیل خانواده داد و در سال ۱۳۷۲ش خداوند فرزندی به او عطا کرد که نامش را سینا نهاد.
صارمی با پشتکار فراوان در حین اشتغال در خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، تحصیلات خود را در دوره کارشناسی ارشد ادامه داد و در سال ۱۳۷۴ش موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه شهید بهشتی در رشته جغرافیای انسانی با گرایش روستایی گردید.
صارمی در ۲۶ دی‌ماه سال ۱۳۷۵ش به‌عنوان مسئول نمایندگی خبرگزاری جمهوری اسلامی راهی کابل در افغانستان شد زیرا در شرایطی که این کشور درگیر جنگ‌های داخلی بود و به‌خوبی می‌دانست در این سرزمین آشوب‌زده خطر به اسارت درآمدن و حتی شهادت وجود دارد اما برحسب وظیفه، رسالت و تکلیف این راه را انتخاب کرد.
او با تنها سلاحش که ایمان و قلمش بود، در آن وضعیت بحرانی کشور مصیبت‌زده افغانستان توانست مظلومیت مردم ستم‌دیده، زجرکشیده و بی‌دفاع و بی‌گناه به‌ویژه مردم مزارشریف و جنایت گروه ضد بشری، تروریست، متحجر و خائن طالبان را به‌طور صریح و سالم به گوش جهانیان برساند.
صارمی حدود ۲۰ روز قبل از سقوط مزارشریف و آن حادثه تلخ، دچار بیماری آپاندیس می‌گردد که با مشکلات فراوان و تلاش و پیگیری دوستانش به مدت پنج ساعت شبانه به دکتر رفته و با توجه به وضعیت نامساعد جسمی‌اش، در محیطی کاملاً غیربهداشتی با فقدان امکانات، بدون وجود نور کافی و برق تحت عمل جراحی قرار می‌گیرد. وی بعد از گذشت دو روز از این جراحی، به ایران اعزام می‌شود و با وجود سپری کردن دوران نقاهت در تهران، پس از اوج‌گیری جنگ در افغانستان برحسب تکلیف از طریق خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران و با توجه به احساس مسئولیت شرعی و حرفه‌ای خبرنگاری و رسالتی که بر دوش داشت؛ مجدداً چهاردهم مردادماه به محل کارش در مزارشریف اعزام شد و در زمان بسیار کوتاهی به مدت سه روز – تا هفدهم مردادماه – خبر سقوط مزارشریف و به خاک و خون کشیدن، قتل‌عام زنان، مردان و کودکان بی‌گناه را به ایران و سراسر جهان مخابره نمود.
محمود صارمی به‌همراه دیپلمات‌های کنسولگری جمهوری اسلامی در هفدهم مردادماه ۱۳۷۷ش، غریب و بی‌گناه در زیرزمین کنسولگری ایران به‌شکلی فجیع و با بی‌رحمی تمام به‌وسیله پیشرفته‌ترین سلاح‌های آمریکایی توسط تروریست‌های طالبان به رگبار مسلسل بسته شد و به صف ره‌پویان قافله قلم‌داران شهید پیوست.

شهادت شهید حسن شیرانی (۱۳۶۰ش)
حسن در یکی از روزهای زیبای سال ۱۳۳۴ در خانواده‌ای مذهبی در شهر رهنان از توابع استان اصفهان به دنیا آمد. کودکی ۲ ساله بود که از نوازش دست پر مهر مادر محروم شد دوران کودکی را در زیر سایه لطف و مهر پدر گذراند و وارد دبستان شد اما به علت فقر مادی از همان ابتدای ورود به مدرسه به شغل آشپزی مشغول شد و تنها توانست تا سال چهارم ابتدایی درس بخواند. ۱۲ سال بیشتر نداشت که به کارگری پرداخت هرچه بزرگتر می‌شد فشار فقر اجتماعی و بی‌عدالتی را بیشتر احساس می‌کرد. تا اینکه با از دست دادن پدر مهربانش در ۱۸ سالگی بار تامین معاش خانواده را بر دوش گرفت و با عزمی راسخ قدم به عرصه‌ تلاش برای زیستن گذاشت شرکت در مجالس مذهبی به خصوص دعای کمیل و ندبه حسن را هرچه بیشتر با مفاهیم دینی آشنا نمود. به پیروی از آئین نکوی حضرت رسول در سن ۲۲ سالگی با همسری مهربان ازدواج کرد با اوج‌گیری مبارزارت مردمی و شروع روزهای پر التهاب انقلاب حسن نیز مشتاقانه به صف مبارزین راه حق پیوست او در طول انقلاب با تنی چند از طلاب که علیه رژیم مشغول فعالیت بودند در رابطه بود و در فعالیت‌های انقلابی مانند پخش اعلامیه و نوار سخنرانی امام (ره) شرکت در راهپیمائی‌ها حضور داشت. تقریباً یکسال قبل از پیروزی انقلاب بود که توسط ساواک شناسائی و مورد تعقیب قرار گرفت و حسن در این مدت به شهرهای آبادان و سپس مشهد متواری شد چند ماه قبل از پیروزی انقلاب به وطنش بازگشت که در یکی از تظاهراتها به دست عمال رژیم زخمی شد اما هنگام ورود امام به میهن مشتاقانه به دیدار ایشان به تهران شتافت روز ۲۲ بهمن یکی از مبارزان در صحنه بود و پس از پیروزی انقلاب او که عاشق امام بود با شنیدن فرمان تشکیل بسیج عاشقانه دوره آموزشی بسیج را گذراند و پس از شروع جنگ تحمیلی در تاریخ ۴/۲/۱۳۶۰ به جبهه‌های نبرد حق شتافت او که در جبهه دارخوئین رشادتهای فراوانی ازحمله اسیر کردن تعداد زیادی نیروی دشمن را از خود نشان داده بود سرانجام در روز هفدهم مردادماه سال ۱۳۶۰ در یک ضد حمله در سن ۲۶ سالگی بر اثر اصابت ترکش خمپاره دعوت حق را لبیک گفت و خون پاکش بر خاک سرخ جبهه دارخوئین یادآور روئیدن شقایقهای سرخ شد.

شهادت شهید محمد انصاری دماوندی (۱۳۶۱ش)
شهید محمد انصاری دماوندی در سال ۱۳۳۹ش در یک خانواده مذهبی و کشاورز چشم به جهان گشود. محمد از همان ابتدای کودکی نسبت به انجام فرائض دینی دقت خاصی به خرج می‌داد. وی، دوران تحصیل را همراه با کار و تلاش فراوان و کمک به پدر و مادر در کارهای کشاورزی به پایان رساند و پس از اخذ مدرک دیپلم وارد دانشگاه گردید. محمد هم‌زمان با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در فعالیت‌های فرهنگی و جهاد سازندگی فعالانه حضور یافت؛ آن‌گاه در اداره آموزش و پرورش استخدام شد. او ابتدا کار خود را در امور تربیتی آغاز نمود. انصاری با شروع جنگ تحمیلی رژیم بعثی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران، دفعات بسیاری به جبهه‌های حق علیه باطل شتافت تا این‌که سرانجام در تاریخ هفدهم مردادماه سال ۱۳۶۱ هجری شمسی در جبهه‌های جنوب کشور درحالی‌که تنها ۲۲ سال سن داشت، به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
فرازی از وصیت‌نامه:
لحظه‌لحظه باارزش و پرعظمت است. امشب هم‌چون شب عاشورای حسینی است که می‌بایست راه خویش را انتخاب کرد پس خدایا یاری‌ام کن تا امشب در صحنه کارزار حاضر شوم و هم‌چون یاران آقا اباعبدالله‌الحسین (ع) بجنگم و به شهادت نائل گردم. بارالها! خالصم کن تا هدف، عمل و تمامی اعضا و جوارحم برای تو باشد، و من به‌دنبال پیام رهبر قائدم و سرورم به‌پا خاستم تا او را یاری کنم و مستضعفین جهان را از بند مستکبران رها سازم.

حضرت آیه الله العظمی حاج سید محمد هادی میلانی از اجلّه علما و از مراجع تقلید در سن ۸۳ سالگی در مشهد بدرود حیات گفتند(۱۳۵۴ش)

رحلت عالم بزرگ شیعه “سیدنعمت اللَّه جزایری” فقیه و دانشمند نامی(۱۱۱۲ ق)
سید نعمت اللَّه جزایری فرزند سیدعبداللَّه که از نوادگان امام موسی کاظم(ع) به شمار می‏آید، در حدود سال ۱۰۵۰ ق در (صباغیه) یکی از مناطق اطراف بصره به دنیا آمد. پس از تحصیل مقدمات در زادگاه خود، عازم شیراز شد و با جدیت به ادامه‏ی تحصیل و تدریس همت گماشت. در ادامه‏ی راه به اصفهان رفت و از محضر درس محقق سبزواری، شیخ حرعاملی، ملامحسن فیض کاشانی و علامه محمد باقر مجلسی و… بهره برد و به سوی قله‏های کمال پیش رفت. وی چنان مورد توجه‏ی علامه‏ی مجلسی قرار گرفت که به مدت چهار سال استاد را در انجام رسالت بزرگش که تألیف کتاب شریف بحارالانوار بود، یاری کرد و بعدها خود یکی از مدرسان بزرگ اصفهان گردید. نقل است که بر اثر شدت مطالعه دچار چشم درد شد و داروی پزشکان فایده نبخشید. او به همراه برادر راهی عتبات عالیات گردید و خاک مقدس آن سامان را سرمه‏ی چشمان خویش نمود و شفا یافت. سید جزایری در اواخر عمر به دعوت حاکم خوزستان راهی شوشتر گردید و در آن دیار، مساجد و مدارس دینی فراوانی پی افکند و به تربیت مشتاقان علوم اهل بیت(ع) پرداخت. همچنین از او کتب فراوانی به جای مانده است. سرانجام این عالم ربانی در راه بازگشت از مشهد رضوی بیمار شد و در جایدر – منزلگاهی نزدیک پل دختر – دعوت حق را لبیک گفت و در همان جا به خاک سپرده شد.





برچسب ها: ازرویدادهای مهم امروز ( ۱۷ مرداد ۱۳۹۴ )،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 17 مرداد 1394 | توسط : علی صفابخش | نظرات()
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات