"با هر گناهی که انسان انجام میدهد عقلی از او جدا می شود که دیگر برنمی گردد ............ وقتی بنده گناه میکند به سبب انجام آن گناه, علمی راکه یاد گرفته بود , فراموش می کند.......... حسن خزّاز ، از امام رضا ( علیه السّلام ) شنیدم كه فرمودند : بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شیعیان ما از دجّال بیشتر است. حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ) به چه علّت؟ فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنین شود، حقّ و باطل به هم در آمیزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود. ( صفات الشیعه ص 8 ) ...........همیشه می توان تولدی دوباره داشت"
امام حسن(علیه‌السلام)  اولین ثمره زندگی مشترک علی‌بن ابی‌طالب(علیه‌السلام) و فاطمه‌ زهرا(سلام‌ا‌لله‌علیها) است. امام حسن(علیه‌السلام) در شب نیمه ماه رمضان سال سوم هجرت در مدینه متولد شد. رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بلا فاصله پس از ولادتش، او را در آغوش گرفت و  برای او  گوسفندی  قربانی کرد، سرش را تراشید و هم‌وزن موی سرش -که یک درهم و اندی بود- نقره به مستمندان داد. پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) دستور داد تا سرش را عطر آگین کنند و از آن به بعد آیین عقیقه و صدقه‌دادن به هم‌وزن موی سر نوزاد، سنت شد.[1] 

پس از تولد امام مجتبی(علیه‌السلام) فاطمه زهرا(سلام‌الله علیها) به امیرالمومنین(علیه‌السلام) فرمود که نامی بر او بگذار، امیرالمومنین(علیه‌السلام) فرمود من در این کار بر رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) سبقت نمی‌گیرم، هر دو به خدمت رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) آمدند، آن دو عرضه داشتند: نامی بر این فرزند بگذارید، حضرت ختمی مرتبت(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند، من هم بر خدا سبقت نمی‌گیرم، تا این‌که جبرئیل از آسمان نازل شد و فرمود: حضرت حق فرموده است که این مولود را به اسم پسر هارون نام بگذار. حضرت فرمود: اسم پسر هارون چه بوده است؟ جبرئیل گفت: اسم او «شبر» بوده است. حضرت فرمود: لغت من عربی است. جبرئیل گفت: او را «حسن» نام بگذار که در لغت عبری به همان معنای شبر است. و به این ترتیب نام امام مجتبی(علیه‌السلام) از طرف خداوند و به نام پسر هارون نام گذاری شد.[2]   

القاب امام

لقب‌هاى امام حسن(علیه‌السلام): سبط، سید، زكى ، مجتبى است كه از همه معروف‌تر «مجتبى» مى‌باشد. امام حسن(علیه‌السلام) از جهت منظر و اخلاق و پیكر و بزرگوارى به رسول اكرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بسیار شبیه بود. وصف‌كنندگان آن حضرت او را چنین توصیف كرده‌اند: «او داراى رخسارى سفید آمیخته با سرخى، چشمانى سیاه ، گونه‌اى هموار، محاسنى انبوه ، گیسوانى مجعد و پر، گردنى سیم‌گون، اندامى متناسب، شانه‌ایى عریض، استخوانى درشت، میانى باریك، قدى میانه، نه چندان بلند و نه كوتاه، سیمایى نمكین و چهره‌اى در شمار زیباترین و جذاب‌ترین چهره‌ها داشت».[3]

امام حسن مجتبی(علیه‌السلام) در قرآن کریم
با دقت در آیات قرآن میتوان فهمید که چندین آیه از قرآن کریم در شان حضرت و دیگر اهل بیت(علیهالسلام) نازل شده است که اشاره خواهد شد:
1. آیه مباهله: وقتی که پیامبرخدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) تصمیم گرفت که با مسیحیان نجران به مباهله برخیزد، و آن‌ها را نفرین کند یکی از افرادی را که برای نفرین آن‌ها بردند امام مجتبی(علیه‌السلام) بود که به عنوان فرزندان پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در این مباهله شرکت کرد. قران در این رابطه میفرماید: «فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِین [آل‌عمران/61] به آن‌ها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت كنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت كنیم، شما هم از نفوس خود، آن‌گاه مباهله كنیم، و لعنت خدا را بر دروغ‌گویان قرار دهیم».

2. آیه تطهیر: این آیه نیز در شان اهل‌بیت(علیه‌السلام) نازل شده است که یکی از آن‌ها امام مجتبی(علیه‌السلام) می‌باشد. قرآن در این باره نیز میفرماید: «إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهیراً [احزاب/33] اى اهل بیت، خدا مى‌‏خواهد پلیدى را از شما دور كند و شما را پاك کند».

كمالات انسانى
امام حسن‌(علیه‌السلام) در كمالات انسانى یادگار پدر و نمونه كامل جدّ بزرگوار خود بود. تا پیغمبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) زنده بود، او و برادرش حسین در كنار آن حضرت جاى داشتند، گاهى آنان را بر دوش خود سوار مى‌كرد و مى‌بوسید و مى‌بویید.[4]
امام حسن (علیه‌السلام) بیست و پنج بار پیاه به حج مشرف شدند؛ هر گاه از مرگ یاد مى‌كرد مى‌گریست، هرگاه به یاد ایستادن به پاى حساب مى‌افتاد آن چنان نعره مى‌زد كه بیهوش مى‌شد و چون به یاد دوزخ مى‌افتاد، هم‌چون مار گزیده به خود مى‌پیچید. از خدا طلب بهشت مى‌كرد و به او از آتش جهنم پناه مى‌برد. چون وضو مى‌ساخت و به نماز مى‌ایستاد بدنش به لرزه مى‌افتاد و رنگش زرد مى‌شد.
حضرت در بین مودم به «کریم آل محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله)» معروف بود و در بخشندگی و سخاوت زبان‌زد خاص و عام بود و در طول زندگی مبارک خویش سه بار نصف اموال خود را در راه خدا بخشید و دو بار هم از تمام اموال خود براى خدا گذشت. گفته‌اند: امام حسن(علیه‌السلام) در زمان خودش عابدترین و بى‌اعتناترین مردم به دنیا بود.[5]
 
اما چرا حضرت با معاویه(لعنه‌الله‌علیه) صلح کرد؟
بعد از به خلافت رسیدن حضرت و تمرد معاویه(لعنه‌الله‌علیه) حضرت در مسجد جامع كوفه سخن گفت و از سپاهیان خود خواست برای جنگ با او به سوى «نخیله» حرکت کنند. «عدى بن حاتم» نخستین كسى بود كه پاى در ركاب نهاد و فرمان امام را اطاعت كرد. حضرت «عبیداللّه بن عباس» را با دوازده هزار نفر به «مسكن» كه شمالى‌ترین نقطه در عراق بود اعزام کرد. امّا وسوسه‌هاى معاویه او را تحت تاثیر قرار داد و مطمئن‌ترین فرمانده امام را، معاویه در مقابل یك میلیون درهم كه نصفش را نقد پرداخت پرداخت کرد به اردوگاه خود كشاند، و هشت هزار نفر از دوازده هزار نفر سپاه او نیز به دنبال او به اردوگاه معاویه شتافتند و دین خود را به دنیا فروختند.[6]  

پس از او فرماندهى سپا به «قیس بن سعد» رسید، لشكریان معاویه و منافقان با شایعه کشته شدن سعد، روحیه سپاهیان امام حسن(علیه‌السلام) را ضعیف کردند. عده‌اى از كارگزاران معاویه كه به «مدائن» آمده بودند و با امام حسن (علیه‌السلام) ملاقات كردند، نیز زمزمه پذیرش صلح را در بین مردم شایع كردند. از طرفى یكى از خوارج نیز نیزه‌اى بر ران حضرت زد، به حدى كه استخوان ران آن حضرت آسیب دید و جراحتى سخت در ران آن حضرت پدید آمد. به هر حال وضعى براى امام(علیه‌السلام) پیش ‍آمد كه جز صلح با معاویه، راه حل دیگرى نداشت.

با این شرایط حضرت مجبور به صلح شد، وبرای با تدبیری عالمانه ماهیت واقعی معاویه را بر ملا کرد و همگان فهمیدند که چهره واقعی او چگونه است؛ لذا برای صلح خود شرایطی را قرار داد؛ اما معاویه با رسیدن به قدرت، اعلام کرد تمام آن شرایط زیر پای من است، و با اینکار عهد شکنی و دورویی و نفاق خود را آشکار ساخت. لذا حضرت با پذیرش صلح، هم از برادركشى و خون‌ریزى كه هدف اصلى معاویه بود و مى‌خواست ریشه شیعه و شیعیان(علیه‌السلام) را به هر قیمتى هست، قطع كند، جلوگیرى کرد و هم چهره واقعی معاویه را نمایان ساخت.

همسران و فرزندان امام حسن(علیه‌السلام)
دشمنان و تاریخ نویسان خود فروخته و مغرض در مورد تعداد همسران امام حسن(علیه‌السلام) داستان‌ها پرداخته و حتى دوستان ساده‌دل ایشان نیز سخنانى بهم بافته‌اند. امّا آن‌چه تاریخ‌‌هاى صحیح نگاشته‌اند این است که همسران امام (علیه‌السلام) عبارت بودند از:
1. «ام الحق» دختر طلحة بن عبیداللّه.
2. «حفصه» دختر عبدالرحمن بن ابى بكر.
3. «هند» دختر سهیل بن عمر.
4. «جعده» دختر اشعث بن قیس .

فرزندان آن حضرت از دختر و پسر 15 نفر بوده‌ است به نام‌هاى: «زید» ، «حسن» ، «عمرو» ، «قاسم» ، «عبداللّه» ، «عبدالرحمن» ، «حسن اثرم» ، «طلحه» ، «ام الحسن» ، «ام الحسین» ، «فاطمه» ، «ام سلمه» ، «رقیه» ، «ام عبداللّه» و «فاطمه». نسل او فقط از دو پسرش حسن و زید باقى ماند و از غیر این دو انتساب به آن حضرت وجود ندارد. [7]

 

-----------------------------------------------------
پی نوشت
[1]. منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، ج 1، ص 13
[2] همان، ص 412
[3]. منتهی آمال، ج 1، ص 412
[4]. مناقب،ج3و،289،281
[5]. منتهی الامال، ج1 ص 416
[6].منتهی آلامال، ج 1، ص 426
[7]. همان، ص 428




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 10 تیر 1394 | توسط : علی صفابخش | نظرات()
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic