"با هر گناهی که انسان انجام میدهد عقلی از او جدا می شود که دیگر برنمی گردد ............ وقتی بنده گناه میکند به سبب انجام آن گناه, علمی راکه یاد گرفته بود , فراموش می کند.......... حسن خزّاز ، از امام رضا ( علیه السّلام ) شنیدم كه فرمودند : بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شیعیان ما از دجّال بیشتر است. حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ) به چه علّت؟ فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنین شود، حقّ و باطل به هم در آمیزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود. ( صفات الشیعه ص 8 ) ...........همیشه می توان تولدی دوباره داشت"
اعتکاف


چه آیاتی در قرآن كریم، درباره مراسم اعتكاف و آداب آن ذكر شده است؟

پاسخ: آیاتی كه درباره اعتكاف نازل شده، عبارت است از:

«...وَ عَهِدْنَآ إِلَی إِبْرَ هِیمَ وَ إِسْمَـعِیلَ أَن طَهِّرَا بَیْتِیَ لِلطَّـآئـِفِینَ وَ الْعَـكِفِینَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ؛ (۱) و ما به ابراهیم و اسماعیل امر كردیم كه خانه مرا برای طواف كنندگان و مجاوران و ركوع كنندگان و سجده كنندگان پاك و پاكیزه كنید.»

این آیه شریفه اشاره دارد به پیمانی كه خداوند متعال از حضرت ابراهیم(علیه السلام) و فرزند بزرگوارش گرفته است تا خانه خدا را برای طواف كنندگان و كسانی كه در آن جا می خواهند معتكف شوند پاكیزه كنند.

۲. «... وَأَنتُمْ عَـكِفُونَ فِی الْمَسَـجِدِ...؛ (۲)... و در حالی كه در مساجد مشغول اعتكاف هستید...» در این آیه شریفه چهار دستور الهی بیان شده است؛ از جمله آن چهار حكم، انجام دادن واجبات و مستحبات و ترك كردن برخی مباحات در حال اعتكاف در مساجد است.

چنان كه مشخص است، آیه اول، مسئله اعتكاف را در مسجدالحرام و اطراف خانه خدا و آیه دوم، اجرای این عمل الهی را در كلیه مساجد بیان كرده است.

آنچه در قرآن كریم درباره اعتكاف مشاهده می شود، كلی است. جزئیات مراسم اعتكاف و آداب آن در روایات و كتب فقهی بیان شده است.

ضمناً آیات ۹۰، طه؛ ۱۳۸، اعراف؛ ۵۱ تا ۵۳، انبیاء؛ ۶۹ تا ۷۴، شعراء؛ مسئله اعتكاف را درباره بت پرستان ـ كه حاكی از جمع شدن به دور بتان و انجام دادن مراسم بت پرستی است ـ بیان می كند.



اعتكاف، از نظر معنای لغوی، به معنای "محبوس ماندن" و "مدت طولانی در كنار چیزی بودن" است، ولی وقتی به عنوان یك عبادت از آن یاد می شود، مقصود، "ماندن در مسجد برای عبادت" می باشد كه دارای احكام و آداب مخصوصی است، از جمله آن كه این مدت دست كم باید سه روز باشد و در آن سه روز، روزه گرفته شود و یك سری رفتارها و عادات نیز باید ترك گردد.(۳)

اسلام با رهبانیت و كناره گیری از اجتماع، سخت مخالف است و حدیث مشهور: "لا رهبانیة فی الاسلام؛ در اسلام رهبانیت نداریم." (۴)

شاهد این مطلب است، ولی با توجه به نیاز انسان، به خلوت كردن با خدای خود، آن را به گونه ای صحیح و پسندیده، مورد توجه قرار داده است و برنامه هایی برای او در این زمینه ترتیب داده است كه از خلوت بسیار ساده و مختصر نماز، شروع می شود و با خلوت شبانه ـ كه برای نماز شب و مناجات شبانه پیشنهاد شده و كمی از خلوت های اوقات نماز، طولانی تر و دارای آداب بیش تری است ـ ادامه می یابد: "وَ مِنَ الَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِی نَافِلَةً لَّكَ عَسَی أَن یَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا؛ (۵) و پاسی از شب را ]از خواب برخیز و[ قرآن ]و نماز[ بخوان. این یك وظیفه اضافی برای توست؛ امید است كه پروردگارت تو را به مقامی در خور ستایش برانگیزد."

این سیر تكاملی در برنامه خلوت، پس از تهجد شبانه، با خلوت اعتكاف كه دست كم سه روز ادامه می یابد، كامل می شود كه پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) نیز بر همین اساس، دهه هایی را از برخی ماه ها، مانند ماه رمضان در مسجد اعتكاف می كردند. (۶) با بیان این مطالب، فلسفه برنامه اعتكاف روشن می شود و با توجه به این مطلب است كه انسان می تواند برنامه اعتكاف را هر چه پربارتر نماید، زیرا می فهمد غرض از این گونه خلوت گزینی ها، توسعه و تعمیق توجهات خود به خداوند متعال است؛ به همین جهت است كه اگر هر چه از چیزهایی كه بین او و توجه به خدا فاصله می اندازد، بكاهد، از اعتكاف، بهره بیش تری می برد؛ مانند: كم خوردن و آشامیدن، توجه بیش تر به عبادات درحال اعتكاف.

در عین حال چون خداوند متعال نخواسته است، شخص مسلمان، ارتباطش از جامعه قطع شود؛ به همین منظور، به او اجازه داده است در ایام اعتكاف، برای انجام وظایف ضروری و عاطفی از مسجد خارج شود؛ اموری مانند: عیادت مریض، تشییع جنازه، تهیّه غذا و لباس مورد نیاز و.... (۷) خلاصه آن كه انسان باید به گونه ای اعتكاف كند كه خدا از او می خواهد و احكامش در رساله ها و كتاب ها موجود است، نه آن گونه ای كه سلیقه و یا احساسات او ایجاب می كند.

پی نوشت ها:
۱. سوره بقره،آیه ۱۲۵ .
۲. سوره بقره، آیه ۱۸۷.
۳. تفسیر نمونه، آیت اللّه مكارم شیرازی و دیگران، ج ۱، ص ۶۴۹، نشر دارالكتب السلامیة.
۴. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۶۵، ص ۳۱۹، نشر وفاء بیروت.
۵. سوره اسراء، آیه  ۷۹.
۶. مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، ص ۴۰۸، نشر مؤسسه انتشارات عصر ظهور.
۷. عروة الوثقی، سید یزدی، ج ۲، ص ۲۵۵، نشر مؤسسه علمی.

منبع:پاسخگو





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 12 اردیبهشت 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات