"با هر گناهی که انسان انجام میدهد عقلی از او جدا می شود که دیگر برنمی گردد ............ وقتی بنده گناه میکند به سبب انجام آن گناه, علمی راکه یاد گرفته بود , فراموش می کند.......... حسن خزّاز ، از امام رضا ( علیه السّلام ) شنیدم كه فرمودند : بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شیعیان ما از دجّال بیشتر است. حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ) به چه علّت؟ فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنین شود، حقّ و باطل به هم در آمیزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود. ( صفات الشیعه ص 8 ) ...........همیشه می توان تولدی دوباره داشت"

 

دعا حلقه وصل با خداوند متعال و روح عبادت و بندگی است. وسیله ای است برای توجه و یاد محبوب. رگِ حیاتیِ پیکره و اندام دینداری و خداباوری است. دعا و مناجات به زندگی و بندگی معنا و جهت می بخشد و آن را از انجام اعمال و حرکات خشک و صرفا جسمانی خارج و به یک رابطه عاشقانه و عارفانه با خداوند مهربان تبدیل می کند. رابطه ای که پایه گذارش خود خداوند است و قدم اول را هم خودش در این رابطه برداشته  است. آنجا که با لحنی سرشار از عشق و محبت بندگانش را به سوی خود فرا خوانده و فرموده: و هرگاه که بندگانم درباره من بپرسند، بگو: که من نزدیکم و دعاى هر دعا کننده را هنگامى که مرا بخواند، اجابت مى کنم. 1

مناجات با پروردگار عالم، حقیقت و جوهره بندگی است. دعا باعث خاکساری انسان در برابر پروردگار می شود. منیّت و خودخواهی او را ازبین بُرده تا هر چه برجای می ماند خدا باشد و خدا. دعا در واقع اعتراف به بندگی، نیاز و عجز انسان و اعتقاد به مالکیت، ربوبیت و قدرت الهی است. دعا از یک سو نهایت شکستگی، تذلل، فقر و ضعف انسان را در برابر عظمت خالق به نمایش می گذارد و از سوی دیگر، خداوند غنی، بی نیاز، قوی، عزیز و قادر را به بنده می شناساند. باعث می شود که انسان خود و آنچه را که در دست دارد را از آنِ خدا بداند. از این رو او را به سوی بندگی و دربندِ خدا بودن می کشاند. حتی شوق وصال بهشت و ترس از جهنم را نیز در نظرش کوچک نموده و تنها رضایت محبوب را هدف و مطلوبش می گرداند. چنان شوق و اشتیاقی به دلِ بنده می اندازد که تشنه اجرای اوامر مولایش گشته و عاشقانه همه هستی خویش را فدای معشوق نموده و به راحتی از جان و مالش می گذرد.

به این سبب است که پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله فرمود: 

دعا مُخِ عبادت است.2 چرا که یاد خدا را با انسان قرین می کند و در محضر و منظر پروردگار بودن را آویزه جانش می گرداند. دعا، نیایش و ارتباط با خدا، به انسان ، آبرو و شخصیت می بخشد. هر کس هم که اینگونه شد در پیشگاه خداوند مهربان عزت یافته و مورد توجه حضرت حق قرار می گیرد. خودش در قرآن کریم فرموده است: اگر دعای شما نبود، خداوند به شما اعتنا و توجهی نداشت.3

از سوی دیگر دعا و مناجات آثار و برکات فراوانی در زندگی فردی و اجتماعی انسان دارد. مناجات با خداوند مهربان عاملی است برای فرار از کویر یاس و ناامیدی و پناه بردن به گلستان رجا و امید. آنجا که شیطان با سلاح یأس و ناامیدی از رحمت حق به جان بنده می افتد و او را از بخشش خداوند مأیوس گردانده، و بازگشت به صراط مستقیم را برای او امری دشوار، محال و بی نتیجه نشان داده و گناهانش را به عنوان مانعی بزرگ و غیر قابل اصلاح بر سر راه بندگی اش نشان داده و او را به پیروی بیشتر از خود فر می خواند.

اینجاست که دعا درِ رحمت حق را می گشاید و پنجره ای از امید فراروی بنده باز نموده و بهانه ای برای آشتی با خداوند رحمان فراروی بنده گنهکار گذاشته و او را به حلقه خوبان و بندگان الهی متصل می کند.

از سوی دیگر دعا، مایه نشاط و سرزندگی است. انسان گاهی در فراز و نشیب زندگی و حادثه های تلخ و شیرین آن، دچار اضطراب، سرگردانی، دلمردگی و خستگی و پژمردگی روح شده و به حالتی مبتلا می شود که با هیچ وسیله و ابزار مادی علاج نمی شود و آرامش را برایش به ارمغان نمی آورد و ذرّه ای از دردهای روحی او را نمی کاهد. اینجاست که دعا و توسل، روح را تسکین داده و التهاب دل را فرو نشانده و آرامش و قرار را به جای بی قراری ها می نشاند. دعا و خلوت با سرچشمه خوبی ها و پاکی ها، غبار عصیان و گناه را از روح او می زداید و دل و جان او را روشن نموده و با جاری نمودن زلال محبت خویش در دل بنده، او را سرشار از محبت، عشق و سرزندگی می کند. لذتی برای انسان ایجاد می کند که هیچ چیز نمی تواند آن لذت را برای او تداعی کند.

در روایات نیز تعابیر متفاوت، زیبا و شگفت انگیزی از دعا شده است کهنشان از آثار شگرف دعا و انابه به درگاه پروردگار عالم دارد. در کلام اهل بیت علیهم السلام از دعا به بهترین و برترین عبادت،4کلید رستگاری، گشاینده درِ رحمت،5 ستون دین و نور آسمان ها و زمین است،6 محبوب ترین عمل در نزد خداوند،7 نیمی ازعبادت،8  سلاح پیامبران،9  سپر مومنان ست،10  دفع کننده امواج بلا، 11 سبب شفای هر بیماری و دفع کننده قضا و قدر تعبیر شده است.12

حال هر که می خواهد روح عبادت را درک کند و در درگاه الهی آبرو و عزت بیابد و از آثار فراوان و شگرف دعا بهره مند شود، باید با آن انس گرفته و برنامه ای برای خلوت با محبوب و نجوای با معشوق داشته باشد.

هر کس هم که از این شراب طَهُور نوشید و شهد شیرین آن را به جان خویش ریخت، به شکرانه این نعمت بزرگ که خدای منان توفیق مناجات با خود را به او عطا نموده، باید دستگیر دیگران شود و بندگان دیگر الهی را نیز با این سفره کریمانه آشنا کند. تلاش کند تا فرهنگ دعا و مناجات با خالق یکتا در بین بستگان، دوستان و نزدیکان و بندگان الهی رواج پیدا کند. تا روح عبودیت و عشق خداپرستی در جامعه جریان بیشتر و قوی تری پیدا کند.

از این رو باید برای احیا و تقویت این فرهنگ ناب تلاش کرد. اما اینکه به چه میزان و به چه روشی برای ترویج این مکتب قدم برداریم بستگی به همت خودمان دارد. برخی فقط خود را می بینند و اطرافیان خود را.

در این بین عده ای هستند که نگاه بلندی دارند و دلشان می خواهد همه را با این حلقه اتصال، با خدا مأنوس کنند. دغدغه آنها به خود و زمان خود ختم نمی شود. به فکر آنها هم که هنوز پا به عرصه وجود نگذاشته اند نیز هستند. از این رو سجاده ای به بلندای تاریخ پهن می کنند تا هرچه می توانند بر تعداد مهمانان خلوت کوی دوست بیفزایند.

اما به راستی چگونه می توان مقدمات بهره مندی همگان را از این خلوت انس فراهم نمود؟

راهش وقف است. کسی که برای ترویج فرهنگ دعا وقف می کند، چشمه سار زلال نجوای با محبوب را تا ابد می گستراند. سنگ نشانی به جا می گذارد تا یاد و توجه به مناجات با خداوند متعال در منظر و دیدِ همگان قرار گیرد.محرابی برای خلوت نمودن با خدای مهربان برپا می نماید، تا همه بتوانند زنگار دلِ خود را با دعا و مناجات با حضرت حق بزدایند.

وقف برای دعا برپایی کلاس های معرفتی و دمیدن روحِ علم و معرفت در کالبد جامعه و زمان است. چرا که دعاهایی نقل شده از اهل بیت علیهم السلام، سرشار از معارف الهی است. با زبانی عاشقانه و عارفانه، هم توحید و ربوبیت را آموزش می دهد و هم نبوت، ولایت و توسل را. هم انسان را به خودش متوجه می گرداند که مخلوقی ضعیف و ناتوان است و هم گذر عمر و فانی بودن دنیا را. هم آخرت را به خوبی می شناساند و هم بهشت و رضوان الهی را به زیبایی ترسیم می کند. خلاصه انس با دعا، یک دوره کلاس های معرفتی است که دانش آموزان و شاگردان این مکتب، معرفت را با عشق، علم را با شوق و شعور را با شور می آموزند.

وقف برای ترویج فرهنگ دعا، احداث پل ارتباطی با خدا به پهنای تاریخ است که واقف با عمل خیرش شاهراهی برای ارتباط صمیمی بین خالق و مخلوق ایجاد می کند. وقف برای اقامه فرهنگ دعا، نصب تابلوی ماندگارِ راهنمایی بندگان متحیّر به سوی پروردگار هدایتگر عالم است. پیهن نمودن سجاده ای سرشار از عطر بندگی به وسعت زمان است برای دل شکستگان و مشتاقان حریم قدس الهی.

وقف برای برپایی مکتب دعا و مناجات، بنا نمودن محلی برای پاک نمودن و زدودن گناهان است که بندگان خدا را به سوی خود فرا می خواند و با اشک دیدگانشان آنها را غسل داده و محبوب پروردگار می گرداند.

ملکی که برای دعا و مناجات وقف می شود، کارخانه ای است که در آن امید، نشاط و سرزندگی تولید و توزیع می شود. مکانی است که خود عزیز است و بندگان را با خالق و سرچشمه عزت آشنا و وصل نموده و در نتیجه مقدمات عزت و شخصیت آنان را نیز فراهم می کند.

دعا رابطه خصوصی عبد و مولا است، از این رو هرکس برای این فرهنگ وقف کند، خادم خاصِ پرودگار و رابط ویژه بین خدا و بندگانش می گردد. وقف برای مکتب دعا و توسل، دامِ آشتی با خداست که می تواند بندگان فراری و دور از اُنس با خدا را شکار کند و آنها را تا بهشت خدا رهنمون سازد. بهانه ای است برای نشست صمیمی با خدا. مرکز جاذبه ای است برای جذب دل های تنگ شده برای نجوا و خلوت با مولا.





طبقه بندی: وقف،  شرح حدیث، 
برچسب ها: روح عبادت، ترویج فرهنگ دعا، وقف برای احیای فرهنگ دعا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 28 دی 1392 | توسط : حسین ژولیده | نظرات()
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic