تبلیغات
صراط - خورشیدی که به خاطر نماز دوباره برگشت
"با هر گناهی که انسان انجام میدهد عقلی از او جدا می شود که دیگر برنمی گردد ............ وقتی بنده گناه میکند به سبب انجام آن گناه, علمی راکه یاد گرفته بود , فراموش می کند.......... حسن خزّاز ، از امام رضا ( علیه السّلام ) شنیدم كه فرمودند : بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شیعیان ما از دجّال بیشتر است. حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ) به چه علّت؟ فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنین شود، حقّ و باطل به هم در آمیزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود. ( صفات الشیعه ص 8 ) ...........همیشه می توان تولدی دوباره داشت"

فرشته وحی آیات الهی را بر قلب رسولش نازل نمود و جسم حضرت از عظمت آیات الهی خسته شده، روی زانوهای امیر المومنین (علیه‌السلام) به خواب رفت تا خورشید غروب کرد، حضرت علی (علیه‌السلام) که دلش نمی‌آمد رسول خدا را بیدار کند یا سرش را جابجا کند، در همان حالت نشسته نمازش را خواند و رکوع و سجود را با حرکات چشم انجام داد.
رسول خدا بیدار شده و از حضرت سوال کرد نماز عصرت را خوانده‌ای؟ حضرت فرمود نمازی در حالت اضطرار خواندم و از نماز معمولی که همگان آن را می‌خوانند بی‌بهره شدم! رسول خدا فرمود:
اینك از خدا بخواه تا خورشید را به جای اول برگرداند تا نمازت را در اول وقتش به جای آوری. خداوند دعای تو را مستجاب می‌كند؛ چرا كه از خدا و رسول او اطاعت كرده‌ای. حضرت علی (علیه‌السلام) دعا فرمود و دعای او مستجاب شد و خورشید به محلی بازگشت كه امكان خواندن نماز عصر به وجود آمد و آنگاه غروب كرد.
این ماجرا در زمانی که حضرت علی (علیه‌السلام) با اصحابش می‌خواست از فرات به سوی بابل حركت كند نیز دوباره تکرار شد، حضرت نماز عصر را با بعضی از اصحابش خواند، ولی بقیه مشغول تیمار اسب‌هایشان شدند و نماز عصر آن‌ها فوت شد، حضرت دعا كرد و خورشید برگشت و آنان نماز عصر را به موقع خواندند. [1]

واقعا چنین معجزه‌ای در باور خیلی از افراد نمی‌گنجد و نمی‌توانند تصور کنند که خورشید هم اطاعت این خاندان را به جان و دل می‌خرد، اما مساله مهمتری که این معجزه را رقم زد اهمیت نماز می‌باشد که باعث شد امیر المومنین (علیه‌السلام) آن را از خداوند طلب کند و خداوند نیز حاضر شد تمام هستی را به عقب برگرداند تا نماز اقامه شود و به موقع خوانده شود، همان نمازی که ستون دین خداوند است به طوری که رسول خدا می‌فرماید:
«نماز ستون دین است هر گاه نماز انسان نزد خداوند پذیرفته شود اعمال دیگرش نیز پذیرفته می‌شود و اگر نمازش پذیرفته نشود اعمال دیگرش هم پذیرفته نمی‌شود». [2]

حضرت با این معجزه بی‌نظیرش ظمن این که مقام و موقعیت خود نزد خداوند سبحان را، تا پایان جهان به همگان اثبات می‌کند و تاج افتخاری برای شیعیانش به یاد گار می‌گذارد نکته مهم دیگری را نیز در مقام عمل اجرا می‌نماید که همان موضوع نماز اول وقت می‌باشد که بهترین وسیله برای کسب رضایت خداوند سبحان است، رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌فرماید:
«نماز در اول وقت خشنودى خداوند و پایان وقت عفو خداوند است». [3]

نماز لحظات ملکوتی است که به انسان اجازه داده می‌شود با یگانه خالق هستی صحبت کند و ضمن ستایش حضرت احدیت توفیق هدایت و همیشه بودن در راهش را از ملکوت اعلی درخواست نماید، که علاوه بر شستشوی روح از گناهان و کج روی‌ها و تقویت آن، باعث می‌شود که انسان قدرت مقابله با هوای نفس و شیطان را در خود افزایش دهد، خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:
«إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ ما تَصْنَعُونَ [عنکبوت/45] نماز انسان را از زشتی‌ها و گناه بازمى‌‏دارد، و یاد خدا بزرگتر است و خداوند مى‌‏داند شما چه كارهایى انجام مى‏‌دهید!».

امید است همه ما که با شنیدن معجزات و کرامات مولایمان علی (علیه‌السلام) احساس غرور و بزرگی می‌کنیم در عمل نیز مانند حضرت به نماز اهمیت ویژه‌ای بدهیم و حد الامکان آن را در اول وقت بخوانیم و بدانیم که نماز آنقدر مهم است که خداوند حاضر شد به خاطر طلب کننده‌اش و اهمیت نماز، خورشید را برگرداند تا بهترین بنده خدا آن را اقامه نماید، امام علی (علیه‌السلام) می‌فرماید:
«اگر نمازگزار بداند تا چه حد مشمول رحمت الهى است هرگز سر خود را از سجده بر نخواهد داشت». [4]

.....................
پی نوشتها:
[1]. «أَنَّ النَّبِیَّ ص كَانَ ذَاتَ یَوْمٍ فِی مَنْزِلِهِ وَ عَلِیٌّ ع بَیْنَ یَدَیْهِ إِذْ جَاءَهُ جَبْرَئِیلُ ع یُنَاجِیهِ عَنِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ فَلَمَّا تَغَشَّاهُ الْوَحْیُ تَوَسَّدَ فَخِذَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع فَلَمْ یَرْفَعْ رَأْسَهُ عَنْهُ حَتَّى غَابَتِ الشَّمْسُ فَاضْطُرَّ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع لِذَلِكَ إِلَى صَلَاةِ الْعَصْرِ جَالِساً یُومِئُ بِرُكُوعِهِ وَ سُجُودِهِ إِیمَاءً فَلَمَّا أَفَاقَ مِنْ غَشْیَتِهِ قَالَ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع أَ فَاتَتْكَ صَلَاةُ الْعَصْرِ قَالَ لَهُ لَمْ أَسْتَطِعْ أَنْ أُصَلِّیَهَا قَائِماً لِمَكَانِكَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ الْحَالُ الَّتِی كُنْتَ عَلَیْهَا فِی اسْتِمَاعِ الْوَحْیِ فَقَالَ لَهُ ادْعُ اللَّهَ لِیَرُدَّ عَلَیْكَ الشَّمْسَ حَتَّى تُصَلِّیَهَا قَائِماً فِی وَقْتِهَا كَمَا فَاتَتْكَ فَإِنَّ اللَّهَ یُجِیبُكَ لِطَاعَتِكَ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ فَسَأَلَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ اللَّهَ عَزَّ اسْمُهُ فِی رَدِّ الشَّمْسِ فَرُدَّتْ عَلَیْهِ حَتَّى صَارَتْ فِی مَوْضِعِهَا مِنَ السَّمَاءِ وَقْتَ الْعَصْرِ فَصَلَّى أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع صَلَاةَ الْعَصْرِ فِی وَقْتِهَا ثُمَّ غَرَبَتْ فَقَالَتْ أَسْمَاءُ أَمَ وَ اللَّهِ لَقَدْ سَمِعْنَا لَهَا عِنْدَ غُرُوبِهَا صَرِیراً كَصَرِیرِ الْمِنْشَارِ فِی الْخَشَبَةِ...أَنَّهُ لَمَّا أَرَادَ أَنْ یَعْبُرَ الْفُرَاتَ بِبَابِلَ اشْتَغَلَ كَثِیرٌ مِنْ أَصْحَابِهِ بِتَعْبِیرِ دَوَابِّهِمْ وَ رِحَالِهِمْ وَ صَلَّى ع بِنَفْسِهِ فِی طَائِفَةٍ مَعَهُ الْعَصْرَ فَلَمْ یَفْرُغِ النَّاسُ مِنْ عُبُورِهِمْ حَتَّى غَرَبَتِ الشَّمْسُ فَفَاتَتِ الصَّلَاةُ كَثِیراً مِنْهُمْ وَ فَاتَ الْجُمْهُورَ فَضْلُ الِاجْتِمَاعِ مَعَهُ فَتَكَلَّمُوا فِی ذَلِكَ فَلَمَّا سَمِعَ كَلَامَهُمْ فِیهِ سَأَلَ اللَّهَ تَعَالَى رَدَّ الشَّمْسِ عَلَیْهِ لِیَجْتَمِعَ كَافَّةُ أَصْحَابِهِ عَلَى صَلَاةِ الْعَصْرِ فِی وَقْتِهَا فَأَجَابَهُ اللَّهُ تَعَالَى إِلَى رَدِّهَا عَلَیْهِ...» شیخ مفید، مُحمّد بن مُحمّد، الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، چاپ اول، انتشارات كنگره شیخ مفید، قم، 1413، ج ‏1، ص 374.
[2]. «الصلاة عمود الدین ان قبلت قبل ما سواها و ان ردّت ردّ ما سواه» باقرى بیدهندی، ناصر، گنج حكمت، چاپ اول، كتاب فروشى و نشر روح، قم، 1363، ص 122.
[3]. «أَوَّلُ الْوَقْتِ رِضْوَانُ اللَّهِ وَ آخِرُهُ عَفْوُ اللَّه‏» شیخ صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ترجمه غفارى، چاپ اول، نشر صدوق، تهران، 1367، ج‏1، ص: 326.
[4]. «لَو یَعلَمُ المُصَلّى ما یَغشاهُ مِنَ الرَّحمَةِ لَما رَفَعَ رَأسَهُ مِنَ السُّجودِ» تمیمى آمدی، عبد الواحد، تصنیف غرر الحكم، چاپ اول، انتشارات دفتر تبلیغات، قم، 1366، ص 175.





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 3 مرداد 1395 | توسط : احمد داعی | نظرات()