تبلیغات
صراط - برایم زن نمی‌گیرند!
"با هر گناهی که انسان انجام میدهد عقلی از او جدا می شود که دیگر برنمی گردد ............ وقتی بنده گناه میکند به سبب انجام آن گناه, علمی راکه یاد گرفته بود , فراموش می کند.......... حسن خزّاز ، از امام رضا ( علیه السّلام ) شنیدم كه فرمودند : بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شیعیان ما از دجّال بیشتر است. حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ) به چه علّت؟ فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنین شود، حقّ و باطل به هم در آمیزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود. ( صفات الشیعه ص 8 ) ...........همیشه می توان تولدی دوباره داشت"

گاهی اوقات در بین خانواده ها دیده می‌شود که فرزندان به سن ازدواج رسیده اند ولی والدین به وظایف خود در قبال ازدواج آنها کوتاهی می‌کنند، و چه بسا با تردید و دودلی از زمینه سازی و فراهم کردن شرایط ازدواج برای فرزندان خود بیمناک هستند. در قدیم الایام سنت و فرهنگ عموم مردم طوری بود که برای زمینه سازی ازدواج فرزندان توجه بیشتری بود و حال آنکه در جامعه امروزی به خاطر یک سری مشکلات و بالا رفتن سطح توقعات خانواده ها از پیش قدم شدن به این موضوع هراس دارند و حال آنکه کوتاهی و غفلت از این مساله می‌تواند منشا فساد باشد، به هر حال ازدواج یک امر و دستور الهی است و زمینه سازی و تلاش برای تحقق این مساله سفارش و تاکید قرآن می باشد و خانواده ها باید این مساله را جدی قلمداد بکنند.
خدای متعال در قرآن کریم می فرماید:
« وَ اَنْکِحُوا آلْاَیامی مِنْکُمْ وَ الصّالِحینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ اِمائِکُمْ اِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللهُ واسِعٌ عَلیمٌ ؛ مردان و زنان مجرد را به ازدواج هم درآورید؛ اگر فقیر باشند خداوند آنها را از فضلش بی نیاز می‌گرداند که خداوند توسعه دهنده و داناست.»( نور:32)
و از نبی مکرم اسلام نقل شده که می فرماید: «حَقُّ الوَلدِ على والِدِهِ أن یُحَسِّنَ اسمَهُ، و یُزَوِّجَهُ إذا أدرَكَ، و یُعَلِّمَهُ الكِتاب؛ حقّ فرزند بر پدرش این است كه نام نیكو برایش انتخاب كند، هر وقت بالغ شد، او را همسر دهد، و به او قرآن بیاموزد.»[1]
در همین راستا مطلبی را از انجمن برای شما بیان می کنیم:
سلام/ من پسری 24 ساله هستم ودر طی رسیدن به بلوغ تا سن 24 سالگی خود ارضایی داشتم، اوایل نوجوانی اعتیاد پیدا کردم به این کارسپس در سن 20تا 24 این امر و کار گناه را گذاشتم کنارتا جایی که خویشتن داری می‌کردم الان هم واقعا زیر فشار شهوت وغریزه انسانی هستم، طوری که فشار اینقدر زیاد است که ناخود اگاه ذهنم به فضای زنای ذهنی می‌رود، خیلی علاقمند به ازدواج هستم، منتها خانواده به این مساله اهمیت نمی‌دهند و بنده را درک نمی‌کنند و می‌گویند شما بچه اید، لطفا راهنمایی کنید.
پاسخ:
شرایط روحی شما را درک می کنیم و می‌دانیم که وقتی جوانی نیاز به ازدواج دارد چه احساس و شرایط سختی را دارد.
اولا جای تحسین است که شما توانسنته اید خود ارضایی را ترک کنید، همین که با ورزش و سرگرمی از این تکنینک برای ترک استفاده کرده اید، روش و تدبیر خوبی برای درمان است، و این تکنیک را تا می توانید داشته باشید و درکنار آن معنویت را نیز بیشتر کنید تا مبادا این رفتار بر شما تسلط شود.
اما راهکارهایی برای حل مشکل ازدواج:
1. تا می‌توانید با قاطعیت اصرار کنید و بر خواسته خود پای بند باشید تا خانواده برای شما پیش قدم شوند (وقتی ببینند شما با جسارت کامل و جدیت تمام دنبال این قضیه هستید حتما کمکتان می‌کنند.)
2. اگر دایی یا عمو یا بزرگی از بستگان که دلسوز و حرفشان نفوذ دارند می‌توانید از قدرت آنها برای حل مشکل استفاده کنید، آنها را واسطه قرار بدهید تا با خانواده به طور مفصل صحبت کنند و آنها را راضی به این مساله کنند.
3. با مادرتان به طور صمیمی صحبت کنید و او را متقاعد کنید که شما نیاز به ازدواج دارید.
4. دعا و توکل به خدا را حتما فراموش نکنید که دلها در اختیار او هستند.
5. می توانید کیس هایی را خودتان تحقیق کرده و بعد از شناسایی به خانواده پیشنهاد بدهید.
6. زمینه های جلب اعتماد را زیاد کنید، مثلا: گوش دادن به حرف بزرگتر، مشغول به کاری شدن، فعال بودن، برخورد متین، سنگین و اخلاق خوب و ... را از خودتان بیشتر نشان بدهید.
لینک این بحث در انجمن: برایم زن نمی‌گیرند!
[1]. كنز العمّال : 45191

 





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 23 تیر 1395 | توسط : احمد داعی | نظرات()