تبلیغات
صراط - چهار جهت حمله ی شیطان
"با هر گناهی که انسان انجام میدهد عقلی از او جدا می شود که دیگر برنمی گردد ............ وقتی بنده گناه میکند به سبب انجام آن گناه, علمی راکه یاد گرفته بود , فراموش می کند.......... حسن خزّاز ، از امام رضا ( علیه السّلام ) شنیدم كه فرمودند : بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شیعیان ما از دجّال بیشتر است. حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ) به چه علّت؟ فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنین شود، حقّ و باطل به هم در آمیزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود. ( صفات الشیعه ص 8 ) ...........همیشه می توان تولدی دوباره داشت"

یکی از دشمنان قسم خورده انسان که در قرآن کریم خداوند متعال از او یاد کرده است، شیطان است. دشمن آشکاری که  ابایی از دشمنی با آدمیزاد ندارد و رسما عناد خود را اعلام کرده است. و در این میان خدا به انسان دستور داده که از او تبعیت نکید. «وَ لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ [بقره/208] از گامهای شیطان، پیروی نكنید، كه او دشمن آشكار شماست».
و در جای دیگر شیطان به عزت خدا قسم یاد کرده که همه ی بندگان خدا جز عده ای اندک که به آنها دسترسی ندارد را گمراه می کند و از چند جهت به انسان حمله ور می شود «لَآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ و َعَنْ أَیْمَانِهِمْ و َعَنْ شَمَائِلِهِمْ و َلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِینَ [اعراف/17] از پیش رو و از پشت سر و از طرف راست و از طرف چپ آنها، به سراغ آنها می ‏روم و اكثر آنها را شكرگزار نخواهی یافت».
در توضیح جهات چهار گانه امام باقر (علیه السلام)​​ می فرماید: «منظور از آمدن شیطان به سراغ انسان از پیش رو این است كه آخرت و جهانى را كه در پیش دارد در نظر او سبك و ساده جلوه مى دهد، و منظور از پشت سر این است كه آنها را به گرد آورى اموال و تجمع ثروت و بخل از پرداخت حقوق واجب به خاطر فرزندان و وارثان دعوت مى كند، و منظور از طرف راست این است كه امور معنوى را به وسیله شبهات و ایجاد شك و تردید، ضایع مى سازد، و منظور از طرف چپ این است كه لذات مادى و شهوات را در نظر آنها جلوه مى دهد».[1]
یکی از حملاتی که شیطان توانسته به وسیله آن اکثر انسان ها را زمین گیر کند، زینت دادن شهوات و جاذبه های جنسی ست​. و این یکی از هنرهای شیطان است که گناه را زینت می دهد و انسان را به سوی آن می کشاند. چرا که اگر لذتی در انجام معصیت نباشد کسی میل ندارد آن را انجام بدهد، بنابر این شیطان بدین وسیله انسانها را فریب داده و از آنها سواری می گیرد «لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّیَّتَهُ إِلَّا قَلِیلًا [اسراء/62] همه فرزندانش را جز عده كمی گمراه و ریشه كن خواهم ساخت».
از بحث پیرامون حیله های شیطان بگذریم و به این مبحث بپردازیم که چگونه شیاطین توانسته اند اشرف مخلوقات ​را اسیر خود کنند و بوسیله قوای جنسی چنان انسان را در بند کرده که بدون آنکه انسان بفهمد قدرت برخاستن ندارد و آنجایی را می بیند که شیطان می خواهد و انچه را می شنود که شیطان دوست دارد و در قلب چیزی را جای می دهد که او می خواهد و نتیجه اش همانی می شود که امیر المومنین (علیه السلام) در نهج البلاغه بیان کرده اند: «شیطان نیز آنها را دام خود قرار داد، و در دلهاى آنان تخم گذارد، و جوجه هاى خود را در دامانشان پرورش داد، پس با چشمهاى آنان مى نگریست، و با زبانهاى آنان، سخن مى گفت: پس با یارى آنها بر مركب گمراهى سوار شد، و كردارهاى زشت را در نظرشان زیبا جلوه داد».[2]
در تبیین نفوذ شیطان در قلوب انسان ها آیت الله جوادی می فرماید: «شیطان اول فریب مى ‏دهد و پس از آن كم كم وارد حرم دل مى ‏شود. گاهى انسان گناهى را انجام مى‏ دهد و از آن متنفّر است؛ بعد استغفار مى‏كند و چهار قطره اشك مى ریزد و جبران مى ‏كند. گاهى بعد از انجام یك گناه از آن لذت مى ‏برد و در صدد توجیه این كار بر مى‏آید؛ مى‏گوید این كار بدى نبود، كم كم مى‏ گوید: نه تنها بد نیست بلكه كار خوبى است؛ وقتى گفت: كار خوبى است. یعنى حرم أمنِ دل را براى پذیرش شیطان باز كرد؛ آن وقت شیطان بر او احاطه مى‏ یابد.
به این ترتیب است كه شیطان درون قلب به تخم‏ گذارى مى ‏پردازد: «باضَ و فَرَّخَ» باضَ یعنى تخم‏ گذارى كرد؛ اول تخم مى ‏گذارد و بعد آنها را به بچه شیطان تبدیل مى‏كند -این‏ ها چیزى نیست كه انسان با دستگاه بفهمد كه شیطان آمده و تخم‏ گذارى كرده است؛ فقط آنكه چشم ملكوتى دارد مى ‏بیند -وقتى تخم‏گذارى كرد این تخم‏ ها به صورت جوجۀ شیطان در آمده و جنب و جوش پیدا مى ‏كنند و «دَرَجَ» یك وقت شما مى ‏بینید در درونتان غوغایى است كه شما را مى ‏شوراند و آرام نیستید. وقتى به سخن حضرت على (علیه السلام) نگاه كنید، مى ‏بینید این غوغا و بلوا ناشى از بچه شیطان ‏ها است.
خاطرات بد، شورشى درونى ایجاد مى ‏كند. شیطنت هم یعنى همین، این ‏ها افسانه و خیال نیست؛ این شورش كه ما در خود احساس مى‏كنیم، همین است. انسان وقتى به این جا رسید هر چه می‏خواهد راهش را برگرداند، نمى ‏تواند؛ چرا؟ براى این كه شیطان آمد، آشیانه ساخت، تخم‏ گذارى كرد و تخم ‏ها را به جوجه تبدیل نمود. بعد از این كم كم صاحب خانه را منزوى و در یك گوشه اسیر مى‏ كند، دست و پایش را مى ‏بندد، بعد: «فَنَظَرَ بِأَعْیُنِهِمْ وَ نَطَقَ بأَلسِنَتِهِمْ». با زبان این ‏ها حرف مى‏ زند، آن وقت انسان بیچاره نمی‏داند كه گویندۀ شیطان است.
آن كه در مقابل خدا ایستاد و گفت: «أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ» همو امروز با زبان تو حرف‏ مى ‏زند و گرنه تو یك بچه مسلمان و شیعه هستى، چگونه چنین ادعایى دارى و مى ‏گویى من نظرم این است، دلم مى ‏خواهد این كار را بكنم، دلم مى ‏خواهد این گونه بپوشم، دلم مى ‏خواهد این طور از خانه بیرون بروم. این ‏ها همه تصمیم‏ هاى شیطان است كه به وسیله انسان اجرا مى ‏شود».[3]
با اندکی تامل روشن می شود اگر خداوند دستوری داده فرضا برای رعایت حجاب برای حفظ شخصیت و حرمت زن است نه محدود کردن و تحقیر او. بلکه عظمت زن به این است که چشمان شیطانی و دلهای مریض را به دنبال خود نکشاند و عمل نکردن به همین نسخه ساده نشان داده است که منشاء بسیاری از فسادهای اخلاقی از نگاه های ناپاک است، نگاهی که به وسوسه شیاطین صورت می پذیرد و حجاب مانع از آن است انسان در این مهلکه بلغزد.
​به تعبیر رهبر معظم انقلاب: «حجاب مایه‌ ی تشخص و آزادی زن است؛ برخلاف تبلیغات ابلهانه و ظاهر بینانه‌ی مادی گرایان، مایه ‌ی اسارت زن نیست. زن با برداشتن حجاب های خود، با عریان کردن آن چیزی که خدای متعال و طبیعت پنهان بودن آن را از او خواسته، خودش را کوچک می کند، خودش را سبک می کند، خودش را کم ‌ارزش می کند. حجاب وقار است، متانت است، ارزش گذاری زن است، سنگین شدن کفه ‌ی آبرو و احترام اوست؛ این را باید خیلی قدر دانست و از اسلام باید به خاطر مسئله ‌ی حجاب تشکر کرد؛ این جزو نعمت های الهی است».[4]

- - - - - - - - -
پی نوشت:
[1]. تفسیر مجمع البیان، طبرسی فضل بن حسن. جلد 4 صفحه 403.
[2]. اتَّخَذُوا الشَّیْطَانَ لِامْرِهِمْ مِلاكاً، وَاتَّخَذَهُمْ لَهُ أَشْرَاكاً. فَبَاضَ وَ فَرَّخَ فِى صُدُورِهِمْ. وَ دَبَّ وَ دَرَجَ فِى حُجُورِهِمْ. فَنَظَرَ بِأَعْیُنِهِمْ وَ نَطَقَ بأَلسِنَتِهِم.
نهج البلاغه. سید رضی. خطبه هفتم.
[3]. بیانات آیت الله جوادی.​
[4]. ​بیانات در دیدار جمعی از مداحان سراسر کشور. ۱۳۹۱/۰۲/۲۳.







داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 24 تیر 1395 | توسط : احمد داعی | نظرات()