تبلیغات
صراط - روزه خواری گناهی علنی
"با هر گناهی که انسان انجام میدهد عقلی از او جدا می شود که دیگر برنمی گردد ............ وقتی بنده گناه میکند به سبب انجام آن گناه, علمی راکه یاد گرفته بود , فراموش می کند.......... حسن خزّاز ، از امام رضا ( علیه السّلام ) شنیدم كه فرمودند : بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شیعیان ما از دجّال بیشتر است. حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ) به چه علّت؟ فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنین شود، حقّ و باطل به هم در آمیزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود. ( صفات الشیعه ص 8 ) ...........همیشه می توان تولدی دوباره داشت"


ماه مبارک رمضان فرصتی است برای تجدید قوای معنوی که خدای متعال پیش روی مومنان قرار داده است.
البته ممکن است که این ماه مبارک بیاید و برود و تاثیری بر حالات روحی و اخلاقی انسان نداشته باشد و آن زمانی است که شخص هنگام وزش نسیم رحمت الهی روی از آن بتابد و با بی اعتنایی خود را از الطافت خداوندی محروم کند.
اینکه با افرادی مواجهه می شوی و با بی حیایی تمام روزه خواری علنی می کنند، باطنش همان محرومیت از رحمت الهی است که در قالب توجیهاتی واهی خود را نشان می دهد که همه این توجیهات به یک چیز بر می گردد و آن عدم اعتقاد و باور قلبی به دستورات الهی ست که نتیجه اش پشت کردن به احکام الهی است.
حال قطع نظر از اینکه یک فرد مسلمان موظف است احکام اسلام را رعایت کند و عمل به آنها را از اولویت های زندگی خود قرار دهد. آیا از لحاظ اخلاقی نیز موظف است که پایبند احکام اسلامی باشد. سوال را اینگونه مطرح می کنیم؛ اگر فرد مسلمانی به لحاظ ضعف اعتقادی به احکام شرعی عمل نمی کند آیا به جهت اخلاقی نیز دچار خلاف شده است؟ و دیگران نسبت به او وظیفه ای دارند یا نه؟
پاسخ این است که احکام شرعی هر چند با مسائل اخلاقی متمایزند و موضوعشان باهم متفاوت است و احکام به ظاهر افعال مکلفین و اخلاق به باطن مکلف می پردازد ولی از جهات زیادی باهم رابطه دارند از جمله آنکه:
هدف و غایت هر دو رساندن انسان به سعادت است.
واضع قوانین فقهی و اخلاقی در اصل خداوند است.
اخلاق و احکام متمم و مکمل همدیگرند، اخلاق مبتنی بر فقه است، زیرا بدون انجام تکالیف و وظایف الهی نمی توان به تصفیه و تزکیه نفس پرداخت و از جهتی ذکر فضایل و ارزشهای اخلاقی در کنار احکام فقهی مکلفین را ترغیب به انجام احکام و قوانین فقهی می کند.
با این توضیحات روشن می شود که چون اخلاق و احکام از هم جدا نیستند و با هم ارتباط دارند، اگر کسی اگر کسی مرتکب خلاف اخلاقی شد به لحاظ شرعی هم دچار معصیت شده است و بالعکس اگر کسی مرتکب خلاف شرع شده به جهت اخلاقی هم دچار خلاف شده است.
حال کسی این رابطه را قبول نداشت و خلاف شرع را گناه اخلاقی ندانست و فرضا روزه خواری را گناه اخلاقی ندانست به او چه باید گفت؟
در جواب باید گفت همانطور که انسان ها در قوانین بشری از هر آئین و مسلکی که باشند خود را موظف به انجام آن می دانند.
به عنوان مثال: چراغ قرمز در چهار راه ها علامت آن است که وسیله نقلیه باید پشت خط توقف کند، حال اگر کسی معتقد هم نباشد که عبور از چراغ قرمز شرعا حلال است یا حرام به لحاظ اخلاقی و هنجار اجتماعی خود را ملزم به انجام آن می داند و در صورت رعایت نکردن قانون، دیگران او را مستحق سرزنش می دانند. 
یعنی صرف اینکه قانون است انسان آن را رعایت می کند و عدم رعایت آن را خلاف اخلاق می داند.
حال می پرسیم رعایت نکردن قوانین بشری خلاف اخلاق است، آیا رعایت نکردن قوانین الهی گناه اخلاقی محسوب نمی شود؟
مگر ارزش قوانین الهی کمتر از قوانین بشری است؟ حال اگر کسی قانون را قبول نداشت می تواند قانون شکنی کند؟
بحث ما پیرامون حلال و حرام الهی نیست. صحبت در این است که اگر قانونی وضع شد همه باید به آن احترام بگذارند.




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 22 خرداد 1395 | توسط : احمد داعی | نظرات()