تبلیغات
صراط - صفات بارز حضرت امام خمینی
"با هر گناهی که انسان انجام میدهد عقلی از او جدا می شود که دیگر برنمی گردد ............ وقتی بنده گناه میکند به سبب انجام آن گناه, علمی راکه یاد گرفته بود , فراموش می کند.......... حسن خزّاز ، از امام رضا ( علیه السّلام ) شنیدم كه فرمودند : بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شیعیان ما از دجّال بیشتر است. حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ) به چه علّت؟ فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنین شود، حقّ و باطل به هم در آمیزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود. ( صفات الشیعه ص 8 ) ...........همیشه می توان تولدی دوباره داشت"

امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) یکی از بزرگ‌ترین شخصیت‌های جهان اسلام به خصوص جهان شیعه است که در عصر معاصر ظهور کردند و افکار و اندیشه‌های ناب او، تمام جهان را تحت تاثیر قرار داد به‌طوری که رژیم‌های استکباری و استعماری و دیکتاتوری‌های منطقه و جهان را به لرزه در آورد. این شخصیت منحصر به فرد دارای ویژگی‌ها و برجستگی‌های خاصی بوده است که ما به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

1. نگرش سیاسی امام(رحمه‌الله‌علیه)
یکی از بارزترین خصلت‌های حضرت امام(رحمه‌الله‌علیه) نگرش سیاسی و تشکیل حکومت دینی بود. با این‌که در طول تاریخ و قرون متمادی بعد از ظهور اسلام و ائمه(علیه‌السلام) علمای برجسته و خلاق فراوانی از شیعه و سنی پا به عرصه وجود گذاشته‌اند، ولی هیچ‌کدام اندیشه سیاسی امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) را نداشته‌اند. بزرگانی همانند شیخ مفید، مرحوم صدوق، سید مرتضی، علامه حلی، شهید اول و شهید ثانی، محقق حلی ها و بسیاری دیگر از علمای بزرگ شیعه و حتی اهل سنت ظهور کردند و هرکدام در یک بعدی از نگرش‌های اسلامی صاحب سبک و اثر بودند، ولی هیچ‌کدام نتوانستند تفکر سیاسی اسلامی را که امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) آن را مطرح می‌کردند مطرح کنند.

اندیشه سیاسی و مبارزه با ظلم و ستم حضرت امام(رحمه‌الله‌علیه) تا جایی بود که ایشان یک‌تنه و با دست خالی با توکل برخداوند بزرگ به مبارزه با قدرت‌مندترین حکومت زمان برخواست، حکومتی که علاوه بر داشتن تسلیحات فراوان و ارتشی بسیار قدرت‌مند، از حمایت بی‌حد و حصر کشورهای استعمارگر همانند بزرگ‌ترین ابرقدرت جهان یعنی آمریکا بهره می‌برد. اما ایشان بدون هیچ ترسی از قدرت‌های پوشالی آن‌ها و با تکیه بر قدرت لایتناهی الهی، توانست بر تمام ابرقدرت‌های جهان، فایق آید. این اندیشه سیاسی حضرت امام، برگرفته از آیات الهی و سنت نبوی و ائمه اطهار(علیه‌السلام) بود. ایشان از این آیه قرآن به خوبی الهام گرفت که می‌فرماید: «قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى‏ وَ فُرادى[سباء/46]‏  بگو شما را تنها به یك چیز اندرز مى‏‌دهم، و آن این‌كه: دو نفر دو نفر یا یك نفر یك نفر براى خدا قیام كنید». یا این آیه: «وَ مَنْ یتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ [طلاق/3] و هر كس بر خدا توكّل كند، كفایت امرش را مى‏‌كند».ایشان با الهام گرفتن از این‌گونه آیات و تکیه بر قدرت لازال الهی از هیچ قدرتی نهراسیدند و با توکل بر خدا اندیشه سیاسی خود را پیش برد.

2. قاطعیت و شجاعت بی بدیل امام
همان‌گونه که در بالا اشاره شد، حضرت امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) با تکیه بر قدرت خداوند و پوشالی دانستن قدرت‌های دنیوی، از قدرت، قاطعیت و شجاعت بسیار عجیبی برخوردار بودند که شاید در هیچ رهبری در دنیا این قاطعیت را سراغ نداشته باشیم. شجاعت و بی‌باکی امام راحل تا جایی بود که در دوران خفقان شاهنشاهی که هیچ‌کس جرأت نداشت اسم شاه را بدون پسوندهای متعارف(همانند اعلی حضرت همایونی) بر زبان جاری کند، با تمام قدرت و شجاعت شاه را با این سخنان مورد خطاب قرار داد: «تو مگر بهائی هستی كه من بگویم كافر است بیرونت كنند...».[1] 

 

و آن روز كه برخی مدعیان در خانه‌هایشان بر خود می لرزیدند و در آرزوی تفاهم و عدم ستیز با دشمن بودند، او فریاد بر آورد: «خمینی را اگر دار بزنند، تفاهم نخواهد كرد».[2]
امام به هنگام تبعید و در اوج خفقان رژیم، به علما نوید می‌داد و از آن‌ها می‌خواست به بهانه معلوم نبودن نتایج قابل پیش‌بینی، دست از مبارزه و آگاهی بخشی بر ندارند.[3]
امام با برخورد قاطع با مسایل و عدم سازش و گذشت در راه تحقق اهداف مبارزه، تلاش بسیاری از لیبرال‌ها و میانه‌روها را برای وادار کردن امام به اتخاذ سیاست معتدل‌تر و به اصطلاح گام به گام آن‌گونه که مهندس بازرگان می‌گفت، خنثی نمود.[4]

امام همواره با قاطعیت نسبت به وسوسه‌های جریان‌های وابسته و خودباخته در مقابل بیگانگان هشدار داده و می‌فرمود: «... نباید برای رضایت چند لیبرال خود فروخته در اظهارنظرها و ابراز عقیده‌ها به گونه‌ای غلط عمل کنیم که حزب اللّه عزیز احساس کند جمهوری اسلامی دارد از مواضع اصولی‌اش عدول می‌کند. تحلیل این مطلب که جمهوری اسلامی ایران چیزی به دست نیاورده و یا ناموفق بوده است، آیا جز به سستی نظام و سلب اعتماد مردم منجر می‌شود؟! تاخیر در رسیدن به همه اهداف دلیل نمی‌شود که ما از اصول خود عدول کنیم. همه ما مامور به ادای تکلیف و وظیفه‌ایم نه مامور به نتیجه . اگر همه انبیا و معصومین(علیه‌السلام) در زمان و مکان خود مکلف به نتیجه بودند، هرگز نمی‌بایست از فضای بیشتر از توانایی عمل خود فراتر بروند و سخن بگویند و از اهداف کلی و بلند مدتی که هرگز در حیات ظاهری آنان جامه عمل نپوشیده است ذکری به میان آورند. در حالی که به لطف خداوند بزرگ، ملت ما توانسته است در اکثر زمینه‌هایی که شعار داده است به موفقیت نایل شود. ما شعار سرنگونی رژیم شاه را در عمل نظاره کرده‌ایم، ما شعار آزادی و استقلال را به عمل خود زینت بخشیده‌ایم، ما شعار مرگ بر امریکا را در عمل جوانان پرشور و قهرمان و مسلمانان در تسخیر لانه فساد و جاسوسی امریکا تماشا کرده‌ایم، ما همه شعارهایمان را با عمل محک زده‌ایم. البته معترفیم که در مسیر عمل، موانع زیادی به وجود آمده است که مجبور شده‌ایم روش‌ها و تاکتیک‌ها را عوض کنیم. ما چرا خودمان و ملت و مسئولین کشورمان را دست کم بگیریم و همه عقل و تدبیر امور را در تفکر دیگران خلاصه کنیم؟».[5] 

همه این جملات حاکی از قاطعیت بی‌بدیل امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) است. که اگر این قاطعیت و شجاعت بی‌نظیر حضرت امام نبود، چه بسا آن‌هایی که تفکرات لیبرالی داشتند و با انقلاب اصیل اسلامی مخالف بودند، در پیکره انقلاب نفوذ کرده و شاید انقلاب را زمین‌گیر می‌کردند.

3. مدیریت بی‌نظیر امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه)
امام با تمسك به ایمان قوی الهی و تمسك به سیره معصومین(علیهم‌السلام) عناصر و شالوده‌های مدیریتی را به كار گرفته و از این اصول هرگز غفلت نمی‌ورزید؛ موضوع برنامه‌ریزی، برای امام بسیار مهم است و در كار پیشبرد اهداف و تحقّق آرمان‌های خود، بی‌تردید برنامه‌ای حساب شده را در پیش داشت. مطالعه حركت مبارزاتی امام، از آغاز تا فرجام، نشان می‌دهد كه وی به روند جریان نهضت كاملاً احاطه داشت. در آغاز به نقد دولت‌های جائر و سپس متوجّه عناصر اصلی رژیم گذشته و حتی عوامل خارجی آن‌ها شد، سپس به تربیت و تعلیم كادر لازم برای آینده پرداخت و آنان را در صحنه عمل، كار آزموده ساخت. با تدوین نظریه ولایت فقیه، مبانی نظری برنامه و حركت خویش را به جامعه علمی و اسلامی ارائه می‌دهد.

و در مرحله بعد، نیروها و امكانات را شناسایی كرده و با تناسب قدرت و توان‌شان مسؤولیت را به آنان واگذار نموده و نیروهای انقلابی را سازمان می‌بخشد. در كار گزینش نیروها و تفویض اختیار به آنان، دقیق‌ترین ملاك‌ها را به كار می‌گیرد. بر اطرافیان خویش شدیدترین نظارت‌ها را دارد؛ اگر اندكی در خرج بیت المال، از خواست وی تجاوز می‌كردند، از آنان باز خواست می‌کرد. هرگز به آنان اجازه نمی‌داد كه برای حمایت از او، در قبال بدگویان، دهان به بدگویی و غیبت باز كنند. نظارت او بر كار مسؤولان نظام، پس از تشكیل حكومت، از فردی در شرایط سنی و توان جسمی او، كاری شگفت و اعجاب انگیز بود. آن‌چنان در جریان مسائل حضور داشت كه بارها و بارها، دیگران به هنگام گزارش تازه‌ترین خبرهای خود به ایشان، در می‌یافتند كه وی قبلاً خبر را دریافت كرده است.[6]

حاصل سخن
حاصل سخن این‌که، این نگرش و این سیره و روش، روش اسلام حقیقی و اسلام ناب، یعنی شیعه است که در شخصیت بزرگ‌مردی هم‌چون حضرت امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) تبلور پیدا کرده است. به عبارت دیگر خط سیر اسلام حقیقی و شیعه ناب، توانسته است در خود یک چنین شخصیتی تربیت کند که با اندیشه‌های بی‌نقص خود توانست نه تنها شیعه، بلکه اسلام را در عصر سکولاریسم و بی‌دینی زنده کند. که اگر نبود انقلاب و قیام حضرت امام نبود، چه بسا دنیای مدرن با تفکرات لیبرالی خود، اسلام را به انزوا کشانده بود و الان نامی از اسلام حقیقی در میان نبود. به عنوان مثال امام خمینی از شخصیتی بزرگ چون امیرالمومنین(علیه‌السلام) الگو و الهام گرفته بود که فرمود: «به خدا سوگند! داد مظلوم را از ظالم می‌گیرم و افسار ظالم را می‌کشم تا وی را به آبشخور حق وارد سازم، هر چند کراهت داشته باشد».[7]

__________________________________________
پی‌نوشت
[1]. سایت مرکز اطلاع رسانی غدیر
[2]. سایت اطلاع رسانی موسسه تنظیم آثار امام خمینی
[3]. اندیشه سیاسی امام خمینی (رحمة‌الله‌علیه) , یحیی فوزی , قم : نشر معارف , 1388، ص 66 .
[4]. اندیشه سیاسی امام خمینی (رحمة‌الله‌علیه)، یحیی فوزی , قم : نشر معارف , 1388 ,ر.ک : لیبرالیسم ایرانی، جهاندارامیری ، تهران : پژوهش‌گاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ، 1388 ، ص 286 به بعد.
[5]. منشور روحانیت ، صحیفه امام، ج 21 ، ص 273.
[6]. پرتوی از رهبری ومدیریت امام خمینی (رحمة‌الله‌علیه)، سردبیر - مجله حوزه، ش 49
[7]. «وایم الله لانصفن المظلوم من ظالمه ولاقودن الظالم بخزا مته حتی اورده منهل الحق و ان کان کارها.» نهج البلاغه، خطبه 136.





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 14 خرداد 1395 | توسط : احمد داعی | نظرات()