تبلیغات
صراط - ادامه رابطه برای رفع تنهایی
"با هر گناهی که انسان انجام میدهد عقلی از او جدا می شود که دیگر برنمی گردد ............ وقتی بنده گناه میکند به سبب انجام آن گناه, علمی راکه یاد گرفته بود , فراموش می کند.......... حسن خزّاز ، از امام رضا ( علیه السّلام ) شنیدم كه فرمودند : بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شیعیان ما از دجّال بیشتر است. حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ) به چه علّت؟ فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنین شود، حقّ و باطل به هم در آمیزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود. ( صفات الشیعه ص 8 ) ...........همیشه می توان تولدی دوباره داشت"
تنهایی

سلام
من دختری31 ساله هستم، كه الان بیش از 5 سال است با پسری رابطه دارم. من تحصیلات عالیه دارم ولی دوست پسرم لیسانس دارد. از نظر خانوادگی و فرهنگی هم كاملاً متفاوت هستیم. اتفاقات زیادی در این میان افتاده؛ اما هیچ وقت مانع ازدواج من نبوده است. من نمی‌توانم كسی را انتخاب كنم. چند باری هم سعی كردم ایشان را رها كنم و یا با انتخاب فردی برای ازدواج، به این قضیه پایان بدهم؛ اما موفق نشدم. ایشان اصلاً قصد ازدواج با مرا ندارد. خیلی زبان می‌ریزد و هر كاری برایم می‌کند، ولی می‌ترسد.... این دوستی از مسیر خودش خارج شد و ایشان حتی به من خیانت كرده است. حالا هم، سعی می‌کند با هر كاری مرا برگرداند، من هم از ترسِ تنهایی شل می‌شوم، ولی وقتی یادِ همه چیزهایی كه از دست داده‌ام می‌افتم، دلم می‌خواهد نباشم. به خاطر حماقت خودم همیشه خودم را سرزنش می‌كنم حتی الان هم برای جبران این قضیه می‌گوید: من از خانواده‌ام مستقل می‌شوم و از این مزخرفات.... دوستش دارم، ولی الان فكر می‌كنم بیشتر به خاطر وابستگی و ترس از تنهایی است كه هستم، چون قاعدتاً نباید باشم. چكار كنم؟ قدرتش را ندارم. لطفاً مرا راهنمایی كنید.
جواب:
سلام
 درست است که شما با ادامه ارتباط دوستی، از تنهایی در می‌آیید؛ اما با این کار خواستگارهای احتمالی آینده را مثل افراد قبلی از دست می‌دهید. لازم است کاری را که سالها پیش باید انجامش می‌دادید الان انجام بدهید؛ یعنی نه تنها ارتباط را با آن پسر تمام کنید، بلکه او را از دلتان هم بیرون کنید تا دلتان آزاد شود و بتوانید فرد دیگر را قبول کنید. دندان خراب این رابطه را از بیخ بکنید و دور بیندازید تا بتوانید فارغ از کشش عشق آن پسر، یک نفس راحت بکشید و بتوانید برای زندگی آینده‌تان یک فکر اساسی کنید.
شاید بگویید که با توجه به سنم، دیگر خواستگاری، نخواهم داشت و تنها خواهم ماند. جوابش این است که درست است سن شما یک مقدار بالا رفته است؛ اما نا امید شدن هم درست نیست، پس شما باید دو کار انجام بدهید: اول اینکه زمینه را برای آمدن خواستگار مناسب فراهم کنید و در این مورد می‌توانید مطالب قسمت همسریابی دختران را مطالعه کنید.
دوم هم اینکه مراقب باشید در انتخاب همسر ایده آل گرا نشوید و اگر خواستگار آمد او را با خواستگارهای قبلی مقایسه نکنید و تا جایی که می‌شود کوتاه بیایید تا بتوانید ازدواج کنید.
در مورد تنها ماندن هم عرض می‌کنم: این درد تنهایی در شرایط فعلی نه تنها مضر نیست، بلکه مفید هم هست، چون انگیزه شما را درباره موارد فوق زیاد می‌کند و در نتیجه هم نهایت تلاشتان را برای آمدن خواستگار انجام می‌دهید و هم اگر خواستگار آمد تا جایی که می‌شود کوتاه می‌آیید.
موفق باشید.
مشاور:حجه الاسلام کریمی





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 2 اردیبهشت 1395 | توسط : احمد داعی | نظرات()