تبلیغات
صراط - شوخی هم حد و اندازه ای دارد
"با هر گناهی که انسان انجام میدهد عقلی از او جدا می شود که دیگر برنمی گردد ............ وقتی بنده گناه میکند به سبب انجام آن گناه, علمی راکه یاد گرفته بود , فراموش می کند.......... حسن خزّاز ، از امام رضا ( علیه السّلام ) شنیدم كه فرمودند : بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شیعیان ما از دجّال بیشتر است. حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ) به چه علّت؟ فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنین شود، حقّ و باطل به هم در آمیزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود. ( صفات الشیعه ص 8 ) ...........همیشه می توان تولدی دوباره داشت"
شوخی و مزاح

اسلام دینی است توصیه به شادی و شاد هم در آن وجود دارد ولی عده ای یا مفهوم اشک را خوب نفهمیدند یا می خواهند اسلام را دین غم معرفی کنند. حال عده ای از مردم یا به عنوان شاد معرفی کردن اسلام یا برای شادی خودشان دست به هر کاری می زنند تا بخندند یا دیگران را بخندانند.
امام هادی (علیه السلام) در کلامی زیبا فرمودند: «الْهَزْلُ فكاهَةُ السُّفَهاءِ، وَ صَناعَةُ الْجُهّالِ [۱] هزل، شوخى سفیهان و ساخته و پرداخته جاهلان است».
حال باید بگوییم "هزل" به چه معنا است:
«کلمه «هزل» در لغت به معنى لاغر شدن و هزال به معنى لاغرى است و كلمات بى محتوا و توخالى را هم هزل مى‌گویند، چون معناى درستى ندارد و یك بار منفى هم به آن اضافه شده است یعنى سخنان بى محتوا و زشت و از همین جا فرق آن با شوخى معلوم مى‌شود، چون هزل بى محتوا و بى روح است و به همین جهت روایت هزل را فكاهة السفهاء معرّفى مى‌كند.
كلمات زشت حالاتى دارد: گاه توهین است و گاه زشتیهاى مربوط به مسائل جنسى و گاه اتلاف وقت است». [۲]
پس حرف بیهوده و لغو زدن روایت از مصادیق جهل است و جهل هم که در روایات دشمن انسان معرفی شده است.
اما خود شوخی هم انواعی دارد که با بیان آن به روشن شدن بحث نزدیک شویم.

۱- مزاح ممدوح
رسول اكرم (صلی الله و علیه و آله) می فرمایند: «إنِّی لأمزح، ولا أقول إلَّا حقًّا [۳] همانا من شوخی می كنم در حالی كه جز حق نمی گویم». یعنی پیامبر هم خود را شوخ طبع معرفی می کند و هم به ما ملاک می دهد و می فرمایند که نباید در شوخی از حد حق تجاوز کرد. یعنی به هر بهانه ای شوخی را نگوییم و نشنویم، چون گاهی اوقات حرف لغو و فحش را بهانه شوخی بعضی افراد به کار می برند که مخالف تعالیم اسلام است.
در حالی که در سیره شهدا بسیاری از این شوخ طبعی ها وجود داشت که با معیار اسلام تطابق هم داشت مانند این خاطره:
«شیشه در وردی ناهار خوری شكسته بود. این عبارت را با ماژیك قرمز روی كاغذی نوشته و به دیوار چسبانده بودنند:«ورود كلیه برادران ممنوع». موقع ناهار بود. سالن هم در دیگری نداشت. یعنی چه؟ هیچ كس تصور نمی كرد در بسته نباشد یا این كه قضیه شوخی باشد چند نفری رفتند پیش مسئول مربوط و داد و فریاد راه انداختند:«این چه وضعشه، در چرا بسته است، این كاغذ چیه كه نوشته اید؟» و از این حرف ها. بعد راه افتادند رفتند آشپزخانه. البته از در پشتی كه مخصوص مسئولان بود. جریان را كه تعریف كردند سر آشپز خندید و گفت:«اولاً در بسته نیست باز است. ثانیاً ما نگفتیم كلیه. گفتیم كلیه، برای همین روی لام تشدید نگذاشتیم».حسابی كفری شدیم. فكر همه چیز را می كردیم الا این كه آشپزها هم با ما بله!». [۴]

۲- مزاح مذموم
اسلام برای هر کاری دستور و چهار چوبی دارد از جمله شوخی و مزاح، که مواردی را از شوخی نهی می کند تا مومنین، به بهانه خندیدن و شاد بودن آلوده به گناه نشوند.

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «لَا تُمَازِحْ‏ فَیُجْتَرَأَ عَلَیْك [۵] ‏شوخی و مزاح نكن تا بر تو جرائت راه پیدا كند».
قاعدتا وقتی انسان با کسی وارد شوخی می شود به او هم این اجازه را می دهد که خودش شوخی کند و این خود مقدمه ای بر جرات پیدا کرده دیگران بر ما است. البته اسلام حقوق هر دو طرف را راعایت کرده و فرموده هر چه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند، یعنی اگر از شوخی کردن دیگران با خودت ناراحتی، پس خودت هم این کار را انجام نده.
ان شا الله ما در همه موارد زندگی تابع دستورات اهل بیت و قران باشیم تا مبادا به هر بهانه ای مبتلا به گناه و آلودگی شویم.

مطالعه بیشتر: حد و اندازه شوخی در اسلام ، بذله گویی در اسلام.

-----------------------------------------------
پی نوشت:
[۱]. سفینة البحار، قمى، عباس‏، تاریخ وفات مؤلف: ۱۳۵۹ ق‏‏، زبان: عربى‏، تعداد جلد: ۸، ناشر: اسوه‏، مكان چاپ: قم‏ری، سال چاپ: ۱۴۱۴ ق‏، نوبت چاپ: اول‏، ج۸، ص ۵۴۱.
[۲]. سایت آیت الله مکارم شیرازی.
[۳]. شرح الكافی الأصول و الروضة، مازندرانى، محمد صالح بن احمد، تاریخ وفات مؤلف: ۱۰۸۱ ق‏، محقق / مصحح: شعرانى، ابوالحسن‏، موضوع: گوناگون‏، زبان: عربى‏، تعداد جلد: ۱۲، ناشر: المكتبة الإسلامیة، مكان چاپ: تهران‏، سال چاپ: ۱۳۸۲ ق‏، ج۱۱، ص۲۲۴.
[۴]. تبیان.
[۵]. الكافی، كلینى، محمد بن یعقوب‏، تاریخ وفات مؤلف: ۳۲۹ ق‏، محقق / مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، موضوع: كتب اربعه‏، زبان: عربى‏، تعداد جلد: ۸، ناشر: دار الكتب الإسلامیة، مكان چاپ: تهران‏، سال چاپ: ۱۴۰۷ ق‏، ج۲، ص۶۵۵.





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 25 فروردین 1395 | توسط : احمد داعی | نظرات()