تبلیغات
صراط - زهد فاطمه زهرا
"با هر گناهی که انسان انجام میدهد عقلی از او جدا می شود که دیگر برنمی گردد ............ وقتی بنده گناه میکند به سبب انجام آن گناه, علمی راکه یاد گرفته بود , فراموش می کند.......... حسن خزّاز ، از امام رضا ( علیه السّلام ) شنیدم كه فرمودند : بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شیعیان ما از دجّال بیشتر است. حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ) به چه علّت؟ فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنین شود، حقّ و باطل به هم در آمیزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود. ( صفات الشیعه ص 8 ) ...........همیشه می توان تولدی دوباره داشت"
زهد فاطمه زهرا

در آستانه فرارسیدن ایام حزن‌انگیز فاطمیه و سال روز شهادت حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) شایسته و مناسب است، که گوشه‌هایی از زهد آن حضرت تبیین گردد تا چراغ راهی باشد که در غفلت دنیازدگی‌ها سردرگم نباشیم، برای درک زهد آن حضرت ابتدا لازم است دقت شود زهد به معنی ترک دنیا و رهبانیت و بیگانگی از اجتماع نیست، بلکه حقیقت زهد همان آزادگی و عدم اسارت در چنگال دنیاست که چنین زهدی در سراسر زندگی حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) به‌طور کامل وجود داشت. زندگی دختر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) درنهایت سادگی، با تلاش و بدون پیرایه بود. ساده زیستی حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) در خوراک و پوشاک و .... زبانزد همه بود. تا آنجا که زاهدترین مرد عالم یعنی امام علی (علیه‌السلام) در مورد زندگی زاهدانه حضرت با توجه به مقام والایشان می‌فرماید:
«فاطمه محبوب‌ترین کس در دیده پدر خود بود او در خانه من چندان با مشک آب کشید که بند مشک در سینه وی جا گذاشت و چندان دستاس کرد که کف دست او پینه بست و چندان خانه را روفت که لباسش رنگ خاک گرفت». [۱]
همچنین روزی سلمان فارسی به خانه دختر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) رفت حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) دید که چادری از چند جا پینه خورده بر سر داشت بسیار اندوهگین شد که چرا باید دختر پیشوای عرب و همسر امام علی (علیه‌السلام)  چنین وضعی داشته باشد درحالی‌که زندگانی اشراف‌زاده‌ها  زرق‌ و برق چشمگیری داشته باشد این در حالی است که چادر پینه‌بسته بخشی از ساده زیستی حضرت بود، زیرا وقتی فاطمه (سلام‌الله‌علیها) به دیدن پدر گرامی‌اش می‌رود بیان می‌فرماید:

«پدر جان، سلمان از چادر وصله‌خورده من تعجب کرد، به خدا پنج سال است من در خانه علی (سلام‌الله‌علیها) به سر می‌برم، تنها پوست گوسفندی داریم که روزها شترمان را بر آن علف می‌خورانیم و شب روی آن می‌خوابیم». [۲]
حضرت در خوراک نیز به دنبال سفره‌های رنگین نبود و به حداقل اکتفا می‌نمود و حتی گاهی اتفاق می‌افتاد که چند روز غذایی برای خوردن در منزل آن حضرت پیدا نمی‌شد. ازجمله اینکه از جابر بن عبدالله انصاری روایت شده است که رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نزد دخترش فاطمه (سلام‌الله‌علیها) آمد و فرمود: آیا چیزی نزدت هست که بخورم؟ آن حضرت عرض کرد: نه! وقتی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) از خانه فاطمه خارج شد دختری از همسایه دو قرص نان به‌عنوان هدیه برای فاطمه (سلام‌الله‌علیها) آورد. حضرت آن را گرفت و سپس فرزندانش را برای دعوت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرستاد. [۳]
عدم دلبستگی و بی‌اعتنایی حضرت به زینت‌های دنیایی نیز خود الگوی ویژه‌ای است داستان جهیزیه فاطمه (سلام‌الله‌علیها) و مراسم شب زفاف آن حضرت که در نهایت سادگی برگزار شد دلیل روشن دیگری بر زهد و وارستگی کامل اوست. بااین‌همه خویشتن داری و زهد زهرا (سلام‌الله‌علیها) روزی پیامبر به خانه او می‌رود گردنبندی را که علی از سهم خود ـ فئ ـ خریده بود در گردن او می‌بیند، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌فرماید:
دخترم فریفته شدی که مردم می‌گویند دختر محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله) هستی! و لباس جباران بپوشی! فاطمه (سلام الله علیها)گردن بند را فروخت و با پول آن بنده‌ای را آزاد کرد. [۴]
آن حضرت نه تنها در پوشاک و خوراک به حداقل قناعت می‌فرمود و بر خود سخت می‌گرفت، بلکه کارهای سخت خانه را نیز به عهده دیگری نمی‌گذاشت. از کشیدن آب تا روفتن خانه، دستاس کردن گندم و جو، نگهداری کودک همه را خود به عهده می‌گرفت: گاه با یک دست دستاس می‌کرد و با دست دیگرش طفلش را می‌خواباند. روایت شده که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فاطمه را دید که لباس خشن بر تن دارد و به‌دست خویش آسیاب می‌گرداند و در همان حال فرزند خود را شیر می‌دهد، اشک در چشمان پیامبر جاری شد و فرمود: دخترم تلخی دنیا را برای رسیدن به آخرت تحمل‌کن و فاطمه (سلام‌الله‌علیها) نیز در پاسخ گفت: خدا را بر نعمت‌هایش، ستایشگر و سپاسگزارم. [۵]
---------------------------------------------
پی نوشت:
[۱]. احمد بن حنبل، مسند، شاکر، احمد محمد، دار المعارف، ج۲، ص ۳۲۹.
[۲]. تفسیر برهان، بحرانی، علامه، قم، دار الکتب العلمیه، ۱۳۹۳ هـ.ق، ج۲، ص ۳۴۶.
[۳]. بحارالانوار، علامه مجلسی، بیروت، موسسه الوفا، ۱۴۰۳ هـ.ق، ج۴۷، ص ۲۷.
[۴]. بحارالانوار، پیشین، ج۴۳، ص ۲۷.
[۵]. مجمع البیان، طبرسی، لبنان، صیدا، ۱۳۳۳ هـ.ق، ج۵، ص ۵۰۵ و مناقب، ابن شهر آشوب، بیروت، دار الاضوا، الطبعه الثانیه، ۱۴۱۲ هـ.ق، ج۳، ص ۳۹۰.




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 2 اسفند 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()