"با هر گناهی که انسان انجام میدهد عقلی از او جدا می شود که دیگر برنمی گردد ............ وقتی بنده گناه میکند به سبب انجام آن گناه, علمی راکه یاد گرفته بود , فراموش می کند.......... حسن خزّاز ، از امام رضا ( علیه السّلام ) شنیدم كه فرمودند : بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شیعیان ما از دجّال بیشتر است. حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ) به چه علّت؟ فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنین شود، حقّ و باطل به هم در آمیزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود. ( صفات الشیعه ص 8 ) ...........همیشه می توان تولدی دوباره داشت"
سخاوت بى نظیر وصلح امام حسن (علیه السلام )

درباره سخاوت امام حسن (علیه السلام) مورّخان داستانها گفته‏اند و دوست و دشمن از عطایاى حضرت خاطره ‏ها نوشته ‏اند و این نوشته ها نام امام را به «کریم اهل‏بیت علیهم‏السلام » شهره کرده است . سخاوت و دهشهاى امام در مرز قرآن و سنّت انجام مى ‏گرفت و از آن تجاوز نمى ‏کرد. وعلت صلح امام با معاویه در ذیل به شخصی که با ایشان اعتراض کردآمده است.

حسن بن علی، در سال ۳ هجری در شب نیمه ماه رمضان زاده شد و پس از پدر به امامت (در دیدگاه شیعیان) و خلافت مشغول شد؛ ولی پس از مدت کوتاهی به صلح با معاویه بن ابوسفیان رضایت داد.
حسن بن على (علیه السلام) تمامى توان خویش را در راه انجام امور نیك و خداپسندانه، به كار مى‏گرفت و اموال فراوانى در راه خدا مى‏بخشید. مورخان و دانشمندان در شرح زندگانى پرافتخار آن حضرت، بخشش بى سابقه و انفاق بسیار بزرگ و بى نظیر ثبت كرده‏اند كه در تاریخچه زندگانى هیچ كدام از بزرگان به چشم نمى‏خورد و نشانه دیگرى از عظمت نفس و بى اعتنایى آن حضرت به مظاهر فریبنده دنیا است. نوشته‏اند:
حضرت مجتبى (ع) در طول عمر خود دو بار تمام اموال و دارایى خود را در راه خدا خرج كرد و سه بار ثروت خود را به دو نیم تقسیم كرده و نصف آن را براى خود نگهداشت و نصف دیگر را در راه خدا بخشید.[۱]
سیوطى یكى از دانشمندان اهل سنت در تاریخ خود مى نویسد : حسن بن على (علیه السلام) داراى امتیازات اخلاقى و فضایل انسانى متعددى بود او شخص متین ووقور و سخى بود از این رو مورد ستایش و احترام قاطبه‌ى مردم قرار داشت [۲]
امام چه بسیار پیش از پرسشِ نیازمند مى‏بخشید و یا به نیازمند مى‏گفت که حاجت خود را بنویسد. و یا در هراس از شرمندگى نیازمند، از او روى پنهان مى‏ساخت. بیهقى در المحاسن روایت کرده:
«مردى حاجت نزد (امام) حسن آورد. حضرت به او گفت: نیاز خود را بنویس و به ما بده. چون نامه او را خواند، دو برابرِ خواسته‏اش به او بخشید. یکى از حاضرین گفت: این نامه او چقدر پربرکت بود اى پسر رسول خدا! فرمود: برکت آن براى ما بیشتر بود. زیرا ما را از اهل نیکى ساخت. مگر نمى‏دانى که «نیکى» آن است که بى‏خواهش به کسى چیزى دهند، و اما آنچه پس از درخواست دهند بهاى ناچیزى است در برابر آبروى او. شاید پرسنده شبى را با اضطراب و میان بیم و امید به سر برده و نمى‏دانسته که آیا در برابر بیان حاجتش دست ردّ به سینه او خواهى زد یا شادىِ پذیرش به او خواهى بخشید و اکنون با تن لرزان و دل پرتپش نزد تو آمده، آنگاه اگر تو فقط به قدر خواسته‏اش به او ببخشى، در برابر آبرویى که نزد تو ریخته، بهاى اندکى به او داده‏اى»[۳]
صلح امام حسن (علیه السلام) :
معاویه، به شهادت کتب اهل سنت کارهای خلاف شرع و بدعت های متعددی از قبیل شراب خوارِی، بدعت گذاشتن اذان در نماز «عیدین»، خواندن نماز جمعه در روز چهارشنبه و... را مرتکب شده است [۴]به همین دلیل جای هیچ گونه مسامحه و مماشات با او وجود ندارد.از طرف دیگر به شهادت تاریخ، صلح حسن (ع) با معاویه صلحی از روی رضایت نبود.امام مجتبى(علیه السلام) در پاسخ شخصى که به صلح آن حضرت اعتراض کرد، عوامل و موجبات اقدام خود را چنین بیان نمود:من به این علت حکومت و زمامدارى را به معاویه واگذار کردم که اعوان و یارانى براى جنگ با وى نداشتم. اگر یارانى داشتم شبانه روز با او مى‏ جنگیدم تا کار یکسره شود. من کوفیان را خوب مى ‏شناسم و بارها آنها را امتحان کرده ‏ام. آنها مردمان فاسدى هستند که اصلاح نخواهند شد، نه وفا دارند، نه به تعهدات و پیمان هاى خود پایبندند و نه دو نفر با هم موافقند. بر حسب ظاهر به ما اظهار اطاعت و علاقه مى‏ کنند، ولى عملاً با دشمنان ما همراهند[۵]
وباحدیثی از امام صادق علیه‌السلام به عنوان حسن ختام پایان می دهیم:
امام صادق علیه‌السلام فرمود: بدان كه چون حسن بن على علیه‌السلام نیزه خورد و مردم (بر سر حكومت) او اختلاف كردند كار (ظاهر) را به معاویه واگذاشت و شیعه بر او چنین سلام كردند: "سلام بر تو اى خوار ساز مؤمنان" امام حسن مجتبی علیه‌السلام فرمودند: من نه خواركننده مؤمنان، بلكه عزّت بخش آنانم. وقتى دیدم شما در برابر دشمن توان و قدرتى ندارید، كار را به او واگذاشتم تا من و شما در میان آنان باشیم. همچنان كه آن فرزانه [خضر] كشتى را معیوب و سوراخ كرد تا براى صاحبانش باقى بماند، و این چنین است حكایت من و شما تا در میان آنها باقى بمانیم.[۶]

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت:
۱-سیوطى، جلال‌الدین ،تاریخ الخلفا، ط۳، بغداد، مكتبه المثنى، ۱۳۸۳ ه'.ق، ص ۱۹۰ - ابن واضح، تاریخ یعقوبى، نجف، منشورات المكتبْ الحیدریْ، ۱۳۸۴ ه'.ق، ج ۲، ص ۲۱۵ - سبط ابن جوزى، تذكره الخواص، نجف، منشورات المطبعه الحیدریه، ۱۳۸۳ ه'.ق، ص ۱۹۶ - الشیخ محمد الصبان، اسعاف الراغبین (در حاشیه نور الابصار) قاهره، مكتبه المشهد الحسینى، ص ۱۷۹
۲- سیوطى ، جلال‌الدین ، تاریخ الخلفاء ص ۱۷۲ .
۳-الامام المجتبى(ع)، ص ۸۸، به نقل از المحاسن، بیهقى، ص ۵۵، بیروت.
۴- مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج ۳، ص ۴۲.
۵-مجلسى، بحارالانوار، تهران، المکتبه الاسلامیه، ۱۳۹۳ ه.ق، ج ۴۴، ص ۱۴۷؛ طبرسى، احتجاج، نجف ،المطبعه المرتضویه، ص ۱۵۷
۶- حلبی ، ابومحمد حسن، تحف العقول،ص۲۲۷- مجلسی ،محمد باقر، بحارالنوار،ج ۱۰،ص۱۰۴





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 29 آبان 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات