"با هر گناهی که انسان انجام میدهد عقلی از او جدا می شود که دیگر برنمی گردد ............ وقتی بنده گناه میکند به سبب انجام آن گناه, علمی راکه یاد گرفته بود , فراموش می کند.......... حسن خزّاز ، از امام رضا ( علیه السّلام ) شنیدم كه فرمودند : بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شیعیان ما از دجّال بیشتر است. حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ) به چه علّت؟ فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنین شود، حقّ و باطل به هم در آمیزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود. ( صفات الشیعه ص 8 ) ...........همیشه می توان تولدی دوباره داشت"


عاشقی . ترس ازدواج


سلام/من ۲۵ سالم است. با یک آقایی ۴ سال است که دوست هستم. همدیگر را خیلی دوست داریم، رابطه خیلی خوبی با هم داریم، خیلی به هم وابسته هستیم. نه دوستم و نه من، به هیچ وجه نمی‌توانیم از هم جدا شویم. تنها مشکلی که وجود دارد این است که با این که دوستم ۳۱ سالش است و موقعیت خوبی هم برای ازدواج دارد؛ ولی از تعهد ازدواج می‌ترسد و با تشکیل خانواده مشکل دارد، حتی خانواده‌اش هم برای ازدواج کردنش، خیلی اصرار دارند؛ ولی زیر بار نمی‌رود. من همیشه به او گفتم که دوست دارم ازدواج کنم؛ ولی در مورد این موضوع خیلی به او فشار نمی‌آورم، حتی یک مدت با او قطع رابطه کردم؛ ولی تماس گرفت و گفت: هر کاری بگویی می‌کنم فقط از من جدا نشو. لطفاً یک راهی به من نشان بدهید.

جواب:
سلام/
باید بررسی کنید که علت این ترس چیست؟ اگر ترسش بیشتر از معمول است و ناشی از ضعف شدید اراده است، باید قبل از ازدواج با او این مسأله را حل کنید؛ چون اگر مجبور به ازدواج هم شود ممکن است نتواند زندگی را اداره کند و به مشکل بخورید.
اما اگر مثل معمول جوانها است که می‌ترسند نتوانند از پس خرجهای زندگی بر بیایند، در این صورت می‌توانید در مورد شروع مراحل ازدواج، با توکل و اعتماد به خدا با او صحبت کنید و بگویید که خدا در قرآن قول داده کسی را که ازدواج می‌کند، تأمین کند تا ترسش از اقدام به ازدواج بریزد.
علاوه بر این، شما هم به او اطمینان بدهید که حتی الامکان از او چیزی نمی‌خواهید و در فشارش نمی‌گذارید تا او بتواند به خودش مسلط شود و اعتماد به نفس لازم را در انجام مسئولیت زندگی به دست بیاورد.
اگر این کارها را کردی و افاقه نکرد، تنها راه باقی مانده برای اینکه وادارش کنی که بر ترسش غلبه کند، این است که همان کاری را که می‌گوید: نکن انجام بدهی؛ یعنی اینکه از او جدا شو؛ به این صورت که تهدیدش کن اگر تا زمان مشخصی اقدام نکرد، ترکش می‌کنی و اگر کاری نکرد، رابطه‌ات را با او کم کن و سرد برخورد کن و تحویلش نگیر، اگر علت را سوال کرد، بگو: دارم خودم را برای جدایی همیشگی آماده می‌کنم؛ چون با این ترسی که تو‌داری معلوم نیست بتوانیم ازدواج کنیم.
اگر باز هم جلو نیامد بیشتر عقب نشینی کن و رابطه را موقتاً قطع کن و اگر جلو آمد جوابش را بده؛ اما تحویلش نگیر و اگر باز هم کاری نکرد، باز هم قطع رابطه کن و این قدر این کار را ادامه بده که رسماً جلو بیاید.
خلاصه اینکه: با عقب نشینی می‌توانی به نتیجه برسی؛ اما اگر به خاطر علاقه‌ای ‌که به او‌داری این کار را نکنی امید نداشته باش که ازدواجتان سر بگیرد؛ چون آن وقت نمی‌ترسد و عامل وادار کننده هم ندارد. بنابراین همین طور در بلا تکلیفی ادامه می‌دهد؛ خصوصاً هرچه هم سنش بالاتر برود، ترسوتر می‌شود و در نتیجه یک دفعه می‌بینی سالها گذشته و هنوز حتی به خواستگاری هم نیامده و تو هم موقعیت‌های ازدواج را از دست داده‌ای. ‌پس قبل از اینکه دیر شود به حرفهایی که زدم عمل کن.
موفق باشید





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 28 آبان 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات