"با هر گناهی که انسان انجام میدهد عقلی از او جدا می شود که دیگر برنمی گردد ............ وقتی بنده گناه میکند به سبب انجام آن گناه, علمی راکه یاد گرفته بود , فراموش می کند.......... حسن خزّاز ، از امام رضا ( علیه السّلام ) شنیدم كه فرمودند : بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شیعیان ما از دجّال بیشتر است. حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ) به چه علّت؟ فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنین شود، حقّ و باطل به هم در آمیزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود. ( صفات الشیعه ص 8 ) ...........همیشه می توان تولدی دوباره داشت"


حادثه عاشورا

در آبان‌ماه سال ۱۳۴۹ هجری شمسی کتابی منتشر شد که در صحنه سیاسی و فرهنگی تشیّع جریانی را به راه انداخت که هنوز هم بعد از گذشت سالیان سال اثرات آن در گفتارها و نوشتارها دیده می‌شود. این کتاب که به «شهید جاوید» مشهور بود، توسّط یکی از دانش‌آموختگان حوزه به نام «نعمت الله صالحی نجف آبادی»(متوفّی ۱۳۸۵ خورشیدی) به عرصه فرهنگی ایران عرضه شد. در این کتاب اثبات دو مطلب اصلی مورد توجّه نویسنده بوده: یکی این‌که امام حسین(علیه‌السلام) برای تشکیل حکومت قیام کرد و دوم این‌که ایشان علم غیب به عاقبت کار خود نداشت.

بعد از انتشار این کتاب موجی از مخالفت‌ها از طرف مراجع و حوزه‌های علمیه شکل گرفت و بسیاری از بزرگان از جمله: آیات عظام «صافی گلپایگانی» ، «فاضل لنکرانی» و «اشتهاردی» بر این کتاب ردّیّه‌های مفصّلی نوشتند. «علّامه طباطبایی» در مورد علم امام رساله مجزّایی مرقوم داشتند.

در نوشتار حاضر قصد پاسخ‌گویی به شبهات این کتاب را نداریم. فقط یک نکته بسیار ضروری که مورد غفلت جریان «شهید جاویدی» و جریانات هم‌سوی آن واقع شده تذکّر داده می‌شود.

مبحث علم امام و چگونگی آن ربطی به علم تاریخ ندارد و بحثی است در حیطه علم کلام و از طریق برهان عقلی و دلیل نقلی قابل اثبات است.[۱]

مسأله آگاهی امام از حوادث آینده جزء مسائل اعتقادی است و آن‌چه در کتب تاریخ آمده قابل اعتماد نیست؛ زیرا به دستور شاهان و به دل‌خواه ظالمان مطالب درست و نادرست در آن‌ها به هم آمیخته شده است. تاریخى كه سرشار از ساخته‌ها و پرداخته‌هاى مؤلّف یا تاریخ نگارانِ پیش از اوست، نمی‌تواند بیان‌گر چهره انسان کاملی که در طول تاریخ مرکز تمام هجمه‌های شیاطین برای تخریب آن بوده، باشد.

مثلاً همین «تاریخ طبری» که گزارشی از حوادث عاشورا داده و مؤلّف کتاب «رهبر خرد» به آن اعتماد تام کرده و بر اساس آن بر نفی علم غیب امام استدلال کرده است، در نقل بسیاری از حوادث تاریخی به نفع عقائد خود، تاریخ را گزینشی نقل کرده است. علاّمه امینى(قدس‌سره) در این باره می‌گوید: «طبرى آن‌گاه كه به تاریخ ابوذر، صحابى بزرگوار پیامبر(صلى‌الله‌علیه‌وآله) مى‌رسد، چنین مى‌گوید: در این سال(سال سى‌ام هجرى) آن چه اتّفاق افتاد، همانا برخورد معاویه با ابوذر و تبعید او از شام به مدینه است. و امّا عدّه‌اى در توجیه كار معاویه برآمده و او را در این كار معذور دانسته‌اند و از سبب‌هایى سخن گفته‌اند كه دوست ندارم در این‌جا از آن‌ها یاد كنم».

در ادامه مى‌گوید: «آیا طبرى به چه انگیزه‌اى فقط به نقل معذور دانستن معاویه و توجیه رفتار نادرست او، از سوى عدّه‌اى از هوادارانش، بسنده كرده و از نقل رویدادهاى ناخوشایندى كه در جهان اسلام مى‌گذشت و مصیبت‌ها و ناراستى‌هایى كه در آن روزگار بر امّت محمّد(صلى‌الله‌علیه‌وآله) سایه افكنده بود و مصیبت‌بارتر این كه، تا به امروز نیز تأثیر ناگوار آن برجاى مانده است، امتناع ورزیده است؟
آیا به گمان باطل او، این حقایق با كتمان طبرى و نظیر او براى همیشه پوشیده مى‌ماند؟ در حالى كه علی‌رغم كتمان طبرى، در خلال روزگاران و در اثناى تاریخ و لابلاى كتاب‌هاى حدیث و... تا آن‌جا كه محقّقان بتوانند از آن رویدادها و واقعیت‌ها، آگاه شوند، از انگیزه‌هاى پلید معاویه، این دشمن سرسخت اسلام و ابوذر، پرده برداشته و همه آن‌چه را كه پیامبر(صلى‌الله‌علیه‌وآله) درباره ابوذر پیش‌گویى فرموده بود، آشكار كرده است».[۲]

آیا شخص طبرى با این همه پرده پوشى‌ها از داده‌هاى مسلم تاریخ اسلام، مورد اعتماد است؟ و آیا در تاریخ او، با این همه كاستى‌ها كه در منابع استناد آن است، هرچه آمده است صحیح است؟

یقیناً جواب منفی است.

البته انسان عاقل منصف، اگر با کنار گذاشتن پیش‌فرض‌های غلطش به همین تواریخ موجود هم مراجعه کند، موارد متعدّدی از خبر دادن امام به شهادت‌شان ملاحظه می‌کند.[۳]

در نتیجه: در اثبات یا نفی مطالب اعتقادی باید به علم مربوط به آن و منابع اصیل و درست مراجعه کرد تا خدای نکرده گرفتار عقائد باطل در مورد اصول دین نشده و موجبات گم‌راهی دیگران را هم فراهم نیاوریم. مسأله علم امام مسأله‌ای اعتقادی است که باید از طریق علم کلام دنبال شود و با نقل‌های ضعیف تاریخی نتیجه‌گیری نکرد.[۴]

-------------------------------------
پی‌نوشت
[۱]. برای مطالعه و مراجعه: امام شناسى، ج‏۱۲، ص: ۱۳: درس یكصد و شصت و ششم تا یكصد و هفتادم: در باره علوم غیبیه امیر المؤمنین.
[۲]. الغدیر، ج‏۸، ص۴۵۷.
[۳]. http://www.welayatnet.com/fa/news/48846.
[۴]. پاسداران وحى، ص۲۰۹.





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 5 آبان 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic