"با هر گناهی که انسان انجام میدهد عقلی از او جدا می شود که دیگر برنمی گردد ............ وقتی بنده گناه میکند به سبب انجام آن گناه, علمی راکه یاد گرفته بود , فراموش می کند.......... حسن خزّاز ، از امام رضا ( علیه السّلام ) شنیدم كه فرمودند : بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شیعیان ما از دجّال بیشتر است. حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ) به چه علّت؟ فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنین شود، حقّ و باطل به هم در آمیزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود. ( صفات الشیعه ص 8 ) ...........همیشه می توان تولدی دوباره داشت"

ازدواج اشتباه



تصورات اشتباه و غیر منطقی در شروع ازدواج باعث ایجاد مشکلات و دلسردی از زندگی خواهد شد،زندگی بر اساس اصل واقعیات در حال چرخش هست،نادیده گرفتن روش عقلانی و مسائل مهم زندگی خصوصا ملاک ها، یک فکر غلط و بی اساس در تصیم برای اقدام کردن ازدواج است.
و چه بسا اکثر مشکلاتی که از همان ابتدای شروع زندگی و بدو ازدواج رشد و بال و پر پیدا می کند،عمده دلیل آن همین غفلت و بی تدبیری است.
از اینکه بتوانیم یک زندگی خوبی را شروع کنیم لازم است با در نظر گرفتن شرایط و موقعیت زندگی خود و شخص مقابل،تصمیم معقولی به کمک یک مشاور دلسوز و متعهد گرفته،و وارد عرصه زندگی شویم ،توکل به خدا و روحیه گذشت و درک متقابل و احترام و برخورد صحیح و خداپسندانه می تواند در تداوم زندگی خوب موثر و مفید باشد.
در این راستا نامه‌ای از انجمن به دست ما رسیده که در اینجا بیان می کنیم:
سلام/من دختری ۳۰ساله ام که تقریبا چهار سال هست که با پسری که پنج سال از من کوچکتر می باشد، در ارتباط هستم،من در شمال کشور و ایشان در جنوب زندگی می کنند.البته خانواده هر دو در جریان این ارتباط هستند هر چند من زیاد در مورد ایشان باخانواده‌ام صحبت نمی کنم اما خانواده ایشان در جریان ریز ارتباط  با ما هستند و من حتی با اعضای خانواده آنها(مامان.برادر.دایی و....)گاهی زنگ می زنم و احوال پرسی می کنم.به طور کلی تمام اقوام نزدیک ایشان می دانند که این آقا قرار هست بامن ازدواج کند. من از ابتدا شرایط ایشان را پذیرفتم و از لحاظ تفاوت سن و تحصیلات مشکلی تا حالا نداشتیم حتی یک مورد هم نیست،از اول قرار شد که این آقا خیلی زود با خانواده برای خواستگاری اقدام کنند اما با گذشت چندسال این اتفاق نیافتده، علتش هم این هست، که این آقا کار ثابتی ندارند هرچند ماه نمی‌دانم به چه دلیلی کار او را عوض می کنند و همان پولی را هم که کارمی کنند خرج خانواده شان می کنند و پدر ایشان گفته تا کار ثابتی نداشته باشد، من زن نمی گیرم.حالا مشکل از جایی شروع شد، که این آقا می خواهد برای کار به شهر ما بیاید .من می دانم که این آدم توی این شهر دوام نمی آورد، و چون پسر ارشد هم هست خانواده‌اش شدیدا به او وابسته اند.اما مامان ایشان می گوید: اگر بیاید پیش ما خیالم راحت می شود، بعلاوه مجبور هست که کار کند و پولهایش را  پس انداز کند تا بتوانید ازدواج کنید.
حالا اینها به کنار، خودش گفته در صورتی می آیم که یک خانه بگیریم و تو بیایی با من زندگی کنی(ازدواج موقت)!!!!!!من قبول نکردم چون قبل از آشنایی بامن دوست دختر فراوان!!!!!داشته و الان به قول خودش آدم شده.از طرفی می گوید: شاید شرایط ازدواجمان هیچوقت حل نشود، فکر اینجا را بکنید، این یعنی کشک کشک!!!
نمی دانم باید چه کارکنم چون از طرفی این مدت خواستگار مناسبی نداشتم و می ترسم ایشان را از دست بدهم از طرفی با این شخص تکلیفم نا مشخص است.به من می گوید: تو فقط من را برای ازدواج می‌خواهی و اگر واقعا دوستم داری پیشنهاد من را می پذیری، من هم گفتم من قربانی هوسبازی های تو نمی شوم.الان ده روزهست، با هم قهرهستیم،هم لجباز هست و هم خودخواه و هم مغرور.اخلاقش هم که زیر صفر!!!!(نمی دانم برای چه عاشقش شده بودم!)لطفا بنده را راهنمایی کنید.
پاسخ:
با سلام و احترام
امیدوارم با دعای حضرت ولیعصر(عج) مشکل شما هر چه زودتر حل شود.
خواهر محترم با توجه به توضحیاتی که مطرح کردید بنا به این دلایل این فرد گزینه مناسبی برای ازدواج با شما نیست:
۱.اختلاف سنی
فردی که از شما کوچکترهست،مسلما از لحاظ درک و فهم با شما یکسان نیست چه بسا نتواند در زندگی حتی(ازدواج دائم هم باشد)تکیه گاه خوبی برای شما باشد.عدم درک متقابل زمینه اختلاف و مشاجره را نیز به همراه دارد.
۲.اختلاف فرهنگی
شما در جایی زندگی می کنید که فرهنگش با محل زندگی آنها خیلی متفاوت است،همین اختلاف فرهنگی در بسیاری از موارد باعث دلسردی و دعوا وخیلی از مسائل دیگردر زندگی مشترک می شود.
 ۳.عدم توانایی در انجام کار و حرفه ثابت
شخصی که نتواند تدبیرمناسب برای انجام یک کار و حرفه ثابتی داشته باشد چگونه می تواند در زندگی خود موفق باشد؟!! شما با تجربه هم فهمیده اید که در این چهار سال نتوانسته آدم موفقی باشد،و همچنین پنهان کاری های او در مورد مشکلات شغلی اش نیز شک برانداز است،ظاهرا به نظر می رسد شخص صادقی نیست،و در حالی که صداقت هم پایه زندگی است و کسی که صادق نباشد به درد زندگی نمی خورد.
۴.فاصله طولانی خواستگاری
اولا این ارتباط شما هر چند با اجازه و اطلاع خانواده ها بوده ولی بازهم از لحاظ روانشناختی و هم از لحاظ عرفی و شرعی صحیح نبوده  و از این به بعد حواستان جمع باشد که چنین ارتباطی( بدون عقد شرعی) گناه است و مشکلات جدی را به همراه دارد.
نکته دیگر اینکه: در این چهارسال وقتی جرات خواستگاری رسمی را نداشتند تا حدودی معلوم است که رغبت چندانی به وصلت رسمی با شما ندارند،و خود این بنده خدا ظاهرا آدم خیلی جدی  و زرنگی به نظر نمی رسد . و به احتمال زیاد هم،اصلا دوست ندارد این ارتباط به ازدواج دائم تبدیل شود.
۵.وابستگی خانواده به درآمد این فرد
وقتی خانواده وابستگی مالی به درآمد این شخص دارند و از طرفی شغل مناسب و ثابتی هم ندارد مسلما در مراحل بعدی زندگی با مشکلات سختی مواجه خواهید شد.
۶.پیشنهاد ازدواج موقت
اولا با این اوصافی که این فرد دارد و چنین پیشنهادی هم به شما داده، حرف غیر منطقی است ونباید پذیرفت،اگر شما را واقعا دوست دارد( صرفا علاقه زبانی قابل قبول نیست) چرا ازدواج دائم را مطرح نمی کند؟!!معلوم است که خیلی علاقه ای به ازدواج دائم ندارد.و بیشتر شرایط خودش را در نظر می گیرد ودنبال ارضاء نیازهای خودش هست.
 همچنین اگر ازدواج موقت صورت بگیرد و بعد از آن جدایی باشد ،شانس ازدواج دائم  برای شما با فرد دیگری به مراتب کمتر می شود.
ضمنا خانواده شما هم شاید تن به این موضوع ندهند(بدون اطلاع و مشورت با خانواده کاری را مرتکب نشوید،هر چند اصراربیشتر از طرف او باشد،چون صادق ترین و دلسوزترین فرد حامی شما خانواده تان هستند)
۷.سابقه ناموفق و ارتباط ناسالم
فردی که سوابق موفقی در گذشته ندارد،معولا ثابت شده که آینده زندگی این فرد مثل گذشته او خواهد شد،به نظر می رسد خیلی قابل اعتماد نیست.فردی که جرات صحبت و گفتگو با انواع دختران داشته و از این گناه و معصیت ترسی نداشته،مسلما فرد مطمئن برای زندگی نیست و چه بسا هنوز هم بدون اطلاع شما، باز با افرادی دیگری در ارتباط است !!!
۸.غیر منطقی
با این خصوصیاتی که گفتید:غرور،لج باز،بد اخلاق،شغل نا معین،پیشنهاد ازدواج موقت،طولانی کردن خواستگاری وعقد ،به نظر می رسد فرد مناسبی اصلا نیست، و چه بسا پس از ازدواج مشکلات غیر قابل تحمل و متعددی پیش بیاید  و یا منجر به  جدایی و طلاق گردد.
شما خواهر محترم به خدا توکل کنید،سعی کنید با فردی که حداقل هم فرهنگ،با ایمان،و صادق واهل زندگی،و اهل منطق و مناسب سن شماست ازدواج کنید،صبور باشید و با عجله کردن خود را دچار اشتباه جبران ناپذیر نکنید.مسلما امکان خواستگاری برای یک خانم دوشیزه (که سابقه ازدواج نداشته) بیشتر فراهم است.
آرزوی سلامتی و موفقیت داریم.
این مطلب را در انجمن دنبال کنید:ازدواج کشکی!!




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 5 مهر 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic