"با هر گناهی که انسان انجام میدهد عقلی از او جدا می شود که دیگر برنمی گردد ............ وقتی بنده گناه میکند به سبب انجام آن گناه, علمی راکه یاد گرفته بود , فراموش می کند.......... حسن خزّاز ، از امام رضا ( علیه السّلام ) شنیدم كه فرمودند : بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شیعیان ما از دجّال بیشتر است. حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ) به چه علّت؟ فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنین شود، حقّ و باطل به هم در آمیزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود. ( صفات الشیعه ص 8 ) ...........همیشه می توان تولدی دوباره داشت"
تناقض‌گویی وهابیان در عقیده به تجسیم خداوند

وهابیت خبیث با آن‌که در صده‌های اخیر ظهور کرده است، خود را مدعی توحید ناب اسلامی و موحد حقیقی معرفی می‌کند و سایر فرقه‌های اسلامی را که قدمتی برابر با تاریخ ظهور اسلام دارند را مشرک و بدعت‌گذار معرفی می‌نماید. آنان برای اثبات این مدعی از هیچ دروغ و نیرنگی ابا نمی‌کنند و حتی  قرآن کریم و سنت نبوی را بر اساس افکار و سیاست‌های خبیثانه خود تحریف و تأویل می‌کنند که با تناقضات فراوانی روبرو شده‌اند.

یکی از مواردی که وهابیان دچار تناقض شده‌اند در بحث توحید اسماء و صفات الهی است که بر اساس عقیده و افکار خود آیات قرآن و احادیث را تأویل نموده‌اند، بی‌آن‌که به آیات  و احادیث دیگر توجهی نمایند و حتی اندکی از عقل خود در این باورها استفاده نمایند.
از جمله اعتقادات این وهابیان خبیث، که بی‌پروا و با هیچ استدلال صحیحی به نشر آن همت گماشته‌اند، اعتقاد به جسم بودن خداوند متعال است. خدای این احمق‌ها نه تنها دیده‌ می‌شود، بلکه می‌خندد، می‌دود، نوجوان و موفرفریست و غیر از ریش و عورت همه چیز دارد، این خدا آن‌قدر قدرتمند است که حتی می‌تواند روی پشه قرار گیرد و نمی‌تواند در هم‌جا حضور داشته باشد [۱] و ....

آری این است معتقدات کسانی که مدعی نشر توحید ناب هستند که حتی در تخیلات یک کودک هم جای نمی‌گیرد. این وهابیان خبیث حتی کسانی(شیعه) را که معتقدند خداوند جسم، جوهر و مرکب نیست و مکان و جهت ندارد، تکفیر می‌‎‌کنند و آنان را از یهود و نصاری بدتر می‌دانند.[۲]

یکی دیگر از دروغ‌های ابن تیمیه که به قرآن و سنت نسبت می‌دهد همین است که می‌گوید: «در کتاب خدا و سنت رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) هم‌چنین در گفتار سلف امت و پیشوایان دینی نیامده است که خداوند جسم نیست و صفات او از جسمانی و عرض بودن منزه است. انکار چنین معنایی که شرع و عقل آن را نفی نکرده، نوعی نادانی و گم‌راهی است».[۳]

باید از ابن تیمیه خائن و دروغ‌گو و این وهابیان خبیث سوال کرد معنای این آیه  چیست که می‌فرماید :«أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ مَا یَكُونُ مِن نَّجْوَى ثَلَاثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمْ وَلَا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمْ وَلَا أَدْنَى مِن ذَلِكَ وَلَا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَیْنَ مَا كَانُوا ثُمَّ یُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ [مجادله/۷] آیا ندانسته‏‌اى كه خدا آن‌چه را كه در آسمان‌ها و آن‌چه را كه در زمین است مى‌‏داند، هیچ گفت‌وگوى محرمانه‏‌اى میان سه تن نیست مگر این‌كه او چهارمین آن‌هاست و نه میان پنج تن مگر این‌كه او ششمین آن‌هاست و نه كمتر از این [عدد] و نه بیشتر مگر این‌كه هر كجا باشند او با آن‌هاست آن‌گاه روز قیامت آنان را به آن‌چه كرده‌‏اند آگاه خواهد گردانید زیرا خدا به هر چیزى داناست».
این آیه به طور صریح دلالت بر سعۀ وجودی خداوند دارد و او در همه جا و با همه کس همراه است و چنین موجودی نمی‌تواند هرگز جسم باشد، چرا که خود جسم نیازمند به مکان است.

در جای دیگر می‌فرماید:« لاَّ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ یُدْرِكُ الأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ [انعام/۱۰۳] چشم‌ها او را درنمى‌‏یابند و اوست كه دیدگان را درمى‏‌یابد و او لطیف آگاه است».

هم‌چنین اگر این وهابیان کمی عقل خود را به کار می‌انداختند، می‌فهمیدند معنای این آیه که می‌فرماید: «وَاللَّهُ الْغَنِیُّ وَأَنتُمُ الْفُقَرَاء [محمد/۳۸] و خداوند از همه چیز بی‌نیاز و شما نیازمند هستید» این است که  یکی از لوازم بی‌نیازی و غنا، جسم نبودن است، چرا که جسم  مرکب از اجزا می‌باشد و هر مرکبی محتاج به اجزای خود است و این با غنای مطلق خداوند ناسازگار است.

بنابراین وهابیان نه تنها بهره‌ای از توحید نبرده‌اند، بلکه هرگز بویی از معارف اسلامی و قرآنی نبرده‌اند. و تنها هدف آنان از طرح این مباحث آن است که خود را به اسلام بچسبانانند و چهره زیبا و واقعی اسلام را مخدوش سازند و استعمار و دشمنان اسلام را به مقصود خود یعنی براندازی نظام توحیدی و اسلامی برسانند، که هیچ‌گاه به این مقصود نخواهند رسید.

_____________________________________________

پی‌نوشت
[۱]. برای دیدن مستندات این عقائد و مطالعه بیشتر به کتاب « آرای وهابیت در ترازوی قرآن و سنت» نوشته احمد حسین فلاحی مراجعه شود.
[۲]. مختصر الصواعق المرسله، ابن قیم، ص ۱۱۳.
[۳]. التأسیس فی رد اساس التقدیس، ابن‌تیمیه، ج ۱، ص ۱۰۱.

 





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 2 مهر 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات