تبلیغات
صراط
"با هر گناهی که انسان انجام میدهد عقلی از او جدا می شود که دیگر برنمی گردد ............ وقتی بنده گناه میکند به سبب انجام آن گناه, علمی راکه یاد گرفته بود , فراموش می کند.......... حسن خزّاز ، از امام رضا ( علیه السّلام ) شنیدم كه فرمودند : بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شیعیان ما از دجّال بیشتر است. حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ) به چه علّت؟ فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنین شود، حقّ و باطل به هم در آمیزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود. ( صفات الشیعه ص 8 ) ...........همیشه می توان تولدی دوباره داشت"
حجاب برتر

امروزه می‌بینیم برخی با طرح ابهامات واهی نسبت به «حجاب برتر» یعنی همان چادر سعی دارند در اراده بانوان چادری و محجبه خللی ایجاد کنند، ازجمله اینکه عنوان می‌کنند:
در هیچ‌یک از آیات قرآن اسمی از چادر برده نشده پس دلیلی نیست که چادر را به‌عنوان حجاب برتر بپذیریم؟
در پاسخ این سؤال می‌توان ازجمله آیاتی که از آن برای اثبات چادر استفاده می‌شود آیة ۵۹ سوره احزاب را برشمرد، خداوند متعال در این آیه خطاب به پیامبرش می‌فرماید: «یا ایها النبی قل لأزواجک و بناتک و نساء المؤمنین یدنین علیهن من جلابیبهنّ ذلک أدنی أن یعرفن فلا یؤذین و کان الله غفوراً رحیما [احزاب / ۵۹] ای پیغمبر، به زنان و دختران خود وزنان مؤمن بگو که خویشتن را با چادر خود فرو پوشند، که این کار برای اینکه آنها به عفت شناخته شوند تا از تعرض و جسارت هوس رانان آزار نکشند. برای آنان بسیار بهتر است و خدا در حق خلق آمرزنده و مهربان است».
شاهد مثال در آیه فوق برای اثبات محوریت بحث چادر در حجاب اسلامی کلمه «جلابیب» یعنی همان جمع «جلباب» است و جلباب در کتابهای لغت معتبر، مثل لسان العرب و معجم الوسیط به «ملحفه» معنا شده است و ملحفه پوششی گسترده است که زن خود را در آن می‌پیچد، که دو ویژگی دارد:
الف. پوشش وسیعی است، که از بالای سر تا پایین پای زن را می‌پوشاند.
ب. پوششی جلوباز است که از بالای سر، روی لباسهای دیگر پوشانده و به نحو خاصی کنترل می‌شود.
کاملاً واضح است جلباب قرآنی که در برخی تفاسیر از آن به ملحفه تعبیر شده با دو ویژگی که ذکر شد تنها قابلیت انطباق با چادرهای رایج فعلی را دارد نه چیز دیگری. دو ویژگی مذکور به‌وضوح و روشنی منحصراً اختصاص به چادرهای فعلی دارد با اثبات این دو ویژگی برای جلباب قرآنی محوریت بحث چادر به‌عنوان «حجاب برتر مورد سفارش قرآن» نیز به اثبات می‌رسد.


ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 6 بهمن 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()
ضرورت حضور مردم در انتخابات

یکی از عرصه‌های مهم مشارکت سیاسی، برای تعیین سرنوشت خویش در جوامع مردم‌سالار انتخابات است.

انتخابات  ، جریانی رسمی است  که در جهت گزینش نماینده مردم جهت جلوگیری از هرگونه هرج‌ومرج و بی‌نظمی، تدبیر شده است لذا برای رسیدن به انتخاباتی که در آن نمایندگان مردم برگزیده می‌شوند، قانون انتخابات نوشته می‌شود که بنا بر آن  هرکس  به سن تعیین‌شده در قانون انتخاب رسیده شده باشد می‌تواند با دادن یک رأی کاندیدای موردنظر خود را انتخاب کند.

حضور آحاد مردم و انگیزه انتخاباتی آنان  به دور از تعصب حزبی و قومی علاوه بر تأمین امنیت کشور، نه تنها تهدیدهای دشمنان را بی‌اثر می‌کند،   بلکه آنان را ناامید خواهد کرد.

از دیدگاه مقام معظم رهبری مشارکت در عرصه انتخابات و رأی‌دهی فراتر از یک حق حقوقی و قانونی محض که در دموکراسی‌های غربی به آن تکیه می‌شود تلقی می‌گردد. در نگاه دینی؛ این کنش اجتماعی و سیاسی علاوه بر آنکه حق قانونی افراد است، به‌عنوان یک عمل عبادی و فریضه‌ای الهی به‌حساب می‌آید که درنتیجه نیاز به‌قصد قربت دارد. نقطه نگاهی که از یک عملیات سیاسی عرفی محض در نظام‌های سکولار، یک رفتار سیاسی عبادی هدفمند و پویا می‌سازد و این‌گونه است که «هر کس که به خاطر تثبیت نظام و به خاطر انجام‌وظیفه، رأی در صندوق انداخته است و... پیش خدا مأجور است.»[۱] و به‌عبارت‌دیگر «شرکت و حضور در انتخابات برای مردم، هم یک فریضه سیاسی است، هم یک فریضه دینی... این مهم‌ترین مسئله در باب انتخابات است؛ یعنی حضور مردم.»[۲]

آینده هر کشوری  به‌دست مردم است و حضور یکایک آنها سبب می‌شود آینده خودشان را به‌دست خودشان بسازند، امید است مردم  با توجه به همه سلیقه‌ها و جریان‌های سیاسی، با حضور در انتخابات عرصه را بر دشمنان این مرزوبوم تنگ کنند، چراکه همواره دشمنان  تمام قوای خود را برای عدم حضور مردم در انتخابات جمع می‌کند و همچنین با مشارکت در انتخابات  زمینه پیشرفت جامعه اسلامی را فراهم نمایند.

......................................................................

پی‌نوشت:

[۱]. بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم ۱۱/۱۲/۱۳۸۷.

[۲]. همان ۲۲/۱۲/۱۳۸۶.





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 5 بهمن 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()
انتخاب اصلح در قرآن
خداوند به انسان اختیار داده و او را در انتخاب سرنوشت خویش آزاد گذاشته است. انسان با استفاده از این اختیار می‌تواند سرنوشت خود را انتخاب کرده و یا آن را تغیر بدهد، ازاین‌رو با توجه به اختیار انسان در انتخاب‌های خود، او نتیجه کاری را که در دنیا انجام داده به‌صورت مادی و یا معنوی خواهد دید. قرآن کریم درآیات متعددی به این بحث پرداخته که می‌توان به این آیات شریفه اشاره کرد « وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْض [اعراف/۶۹] و اگر اهل شهرها و آبادی‌ها، ایمان می‌آوردند و تقواپیشه می‌کردند، برکات آسمان و زمین را بر آنها می‌گشودیم» و در نقطه مقابل، عدم وجود تقوا و ایمان، باعث ایجاد انحراف در میان اقوام و ملت‌ها می‌شود و خداوند نعمت‌های آنها را تغییر داده و به نقمت و سختی تبدیل می‌کند«إِنَّ اللَّـهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ [رعد/۱۱] خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملّتی) را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند!» این آیات نشان از سنتی است که خدای متعال در عالم قرار داده و هیچ تغییر و تحولی تا پایان دنیا در آنها رخ نخواهد داد.«سُنَّةَ اللَّـهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّـهِ تَبْدِیلًا [فتح/۲۳] این سنّت الهی است که درگذشته نیز بوده است؛ و هرگز برای سنّت الهی تغییر و تبدیلی نخواهی یافت!»
انتخابات مصداق تعیین سرنوشت
 یکی از مصادیق بارز و مهمی که نقش اساسی در تعیین سرنوشت یک ملت دارد، بحث انتخابات است که بر اساس آن افرادی برای مدتی اداره امور یک کشور را در دست می‌گیرند و هرگونه تصمیم آنها به‌صورت مستقیم و گاهی غیرمستقیم در سرنوشت یک کشور وملت نقش تعیین‌کننده دارد و می‌تواند نعمت‌های فراوانی از قبیل آسایش و امنیت یک کشور را در معرض خطر و یا حتی نابودی قرار دهد. ازاین‌رو شناخت و تعیین افرادی که بتوان در هر شرایطی اعم از بحرانی و یا غیر بحرانی به آنها اعتماد کرد، به‌عنوان یک وظیفه و تکلیف مهم بر عهده تک تک افراد جامعه است تا بتوانند نقش اساسی در تعیین سرنوشت خود و جامعه داشته باشند.
چه افرادی قابل‌اعتمادند؟
برای یافتن شرایط و ویژگی‌های افراد قابل‌اعتماد به قرآن مراجعه می‌کنیم تا بر اساس آنها ویژگی‌های یک نماینده قابل‌اعتماد را بیان کنیم.
ایمان و تدین
اولین شرط انتخاب افراد، ایمان و تدین آنهاست، چراکه قرآن به دنبال تشکیل حکومت صالحان است و نخستین شرط تشکیل چنین حکومتی، وجود کارگزارانی متدین و پای بند به احکام اسلامی است؛ زیرا اصولاً افرادی که متدین نبوده و پای بند به اصول اسلامی و اخلاقی نیستند، نمی‌توانند قابل‌اعتماد باشند تا مقدرات یک کشور اسلامی را به آنها سپرد، چنین شخصی هرچند جزء متخصص‌ترین افراد باشد؛ ولی اگر ایمان او ضعیف باشد، ممکن است مردم را در طوفان بی‌ایمانی غرق کند؛ چراکه چنین افرادی تمایل به‌سوی کسانی که دوستان آنها هستند دارند و می‌کوشند تا جامعه را به‌سوی بی‌دینی و لاابالی‌گری سوق دهند. قرآن کریم می‌فرماید «وَ الَّذینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمات [بقره/۲۵۷] (اما کسانی که کافر شدند، اولیای آنها طاغوت‌ها هستند؛ که آنها را از نور، به‌سوی ظلمتها بیرون می‌برند»


ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 4 بهمن 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()

یک سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه(سلام‌الله‌علیها) به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت به همراه عده‌اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حرکت کرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى‌شد. بدین جهت تا کاروان حضرت به شهر ساوه رسید عده‌اى از مخالفان اهل‌بیت(علیهم‌السلام) که از پشتیبانى مأموران حکومت برخوردار بودند، سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در این درگیری تقریباً همه مردان کاروان به شهادت رسیدند، حتى بنا بر نقلى حضرت معصومه(سلام‌الله‌علیها) را نیز مسموم کردند.[۱]

به هر حال، یا بر اثر اندوه و غم زیاد از این ماتم و یا بر اثر مسمومیت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه(سلام‌الله‌علیها) بیمار شدند و چون دیگر امکان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسید: از این شهر «ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ کسانی که آن‌جا بودند جواب دادند. فرمود: من‌را به شهر قم ببرید، زیرا از پدرم شنیدم که مى‌فرمود: «شهر قم مرکز شیعیان ما است».[۲]

بزرگان شهر قم وقتى از این خبر مسرت‌بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند؛ و در حالى که «موسى‌ بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى‌کشید و عده فراوانى از مردم پیاده و سواره گرداگرد کجاوه حضرت در حرکت بودند، حدوداً در روز ٢٣ ربیع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شد. سپس در محلى که امروز «میدان میر» نامیده مى‌شود، شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسى‌بن خزرج» زانو زد و افتخار میزبانى حضرت نصیب او شد.[۳]
آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در این شهر زندگى کرد و در این مدت مشغول عبادت و راز و نیاز با پروردگار متعال بود. محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستیه به نام «بیت النور» هم اکنون محل زیارت ارادت‌مندان آن حضرت است.

سرانجام در روز دهم ربیع‌الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم رببع‌الثانى» سال ٢٠١ هجرى پیش از آن‌که دیدگان مبارکش به دیدار برادر روشن شود، در دیار غربت و با اندوه فراوان دیده از جهان فروبست و شیعیان را در ماتم خود به سوگ نشاند. مردم قم با تجلیل فراوان پیکر پاکش را به سوى محل فعلى که در آن روز بیرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشییع نمودند. همین که قبر مهیا شد در این‌که چه کسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد، دچار مشکل شدند. که ناگاه دو تن سواره که نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پیدا شدند و به سرعت نزدیک آمدند و پس از خواندن نماز یکى از آن دو وارد قبر شد و دیگرى جسد پاک و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاک نهان سازد.[۴] بدین‌گونه حضرت معصومه(سلام‌الله‌علیها) در شهر مقدس قم مدفون شد.

 آن حضرت در واقع بتول دوم و جلوه‌ای از وجود حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) بود. در طهارت نفس امتیازی خاص و بسیار والاداشت که امام هشتم برادر تنی آن حضرت او را (که نامش فاطمه بود) معصومه خواند. فرمود: «کسی که حضرت معصومه(علیها‌سلام) را در قم زیارت کند مانند آن است که مرا زیارت کرده است».[۵]

مقام و منزلت حضرت معصومه(سلام‌الله‌علیها)
با این‌که در قم مقدسه، امام‌زادگان بسیاری مدفون هستنند، اما از جهت مقام و منزلت، هیچ‌کدام به پای حضرت فاطمه معصومه(سلام‌الله‌علیها) نمی‌رسند. این به خاطر مقام برجسته این بانوی با کرامت است که از جهت مقام انسانی و کمالی، تقوی، پاکی، و رستگاری به جایی رسیده بود که امامان معصوم(علیهم‌السلام) در شان و مقام حضرتش، روایات زیادی را بیان کرده‌اند. این همه روایات در مقام حضرت فاطمه معصومه( سلام‌الله‌علیها)، نشان از بزرگی روح و طهارت باطن ایشان می‌باشد.



ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 3 بهمن 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()


زن و مرد در رسیدن به فضائل انسانی مساوی هستند تفاوت فقط در احکام است.


یکی از شبهاتی که از دیر باز از جانب دشمنان دیرین اسلام و قرآن مطرح می‌شده و امروزه نیز در فضاهای مختلف این شبهه را بال و پر می‌دهند شبهه تبعیض بین زن و مرد از دیدگاه اسلام و قرآن است، این‌ها معتقدند که خداوند سبحان در قرآن کریم بین حقوق زن و مرد تبعیض قائل شده و ارزش مرد را بیشتر از زن می‌داند، چرا که قرآن اجازه زدن زن را می‌دهد. 
این افراد قصد دارند با بیان این نوع شبهه‌ها ارزش وحیانی قرآن کریم را زیر سوال ببرند، (ان‌شاء‌الله) در این نوشتار پاسخی اجمالی به این شبهه خواهیم داد.

در تعالیم اسلام، زنان از جایگاه با ارزشی برخوردار می‌باشند که در روایات پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) و ائمه معصومین(علیهم‌السلام) مورد توصیف و تمجید قرار گرفته‌اند. در روایات ما زنان صالح به عنوان منشأ خیر و برکت و با ارزش‌تر از گران‌بهاترین و بهترین متاع دنیا معرفی شده‌اند. امام جعفر صادق(علیه‌السلام) می‌فرمایند: «بیشترین خیر و برکت‌ها در وجود پر بار زنان گذاشته شده است».[۱]

هم‌چنین اسلام، تنبیه زنان را ممنوع کرده و مردانی که مرتکب این عمل شوند را بدترین موجودات می‌داند. تنها یک مورد استثنا شده و آن زنانی هستند که حقوق شوهران‌شان را نادیده گرفته‌اند. پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) مردان را از کتک زدن زنان منع می‌کرد[۲] و می‌فرمود: «اینان را کتک نزنید».[۳] نیز درباره مردانی که همسران خود را می‌زدند، می‌فرمود: «این مردان، نیکان نیستند».[۴] حتی پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) فرمان قصاص برای مردانی صادر می‌کرد که زنان خود را کتک می‌زدند.

چگونه در قرآن حکم به تنبیه بدنی زن داده شده، در حالی که خداوند آیات قرآن را «شفا و رحمت» قرار داده است و رابطه دو زوج را از آیات الهی و نشان رحمت و مودت دانسته و عفو و گذشت را سرمایه بزرگ انسان می‌داند. نیز به مردان فرمان می‌دهد که با زنان خود به نیکی رفتار نمائید: «و عاشروهنّ بالمعروف»[نساء/۱۹]. روایات بسیاری از پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) در مورد مهربانی و عطوفت به زنان وارد شده و مردان را از زدن زنان باز داشته، مانند این روایت که پیامبر فرمود : «آیا زن‌ را کتک‌ می‌زنید، سپس‌ می‌خواهید با او هم‌آغوش‌ باشید؟!».[۵]

اما در ارتباط با این‌که منظور از «اضربوهن» در آیه ۳۴ سوره مبارکه «نساء» چیست؟ باید گفت: طبق قرائن و شواهد، تنها مورد تنبیه، نشوز است. در بقیه موارد مرد حق تنبیه ندارد؛ نشوز آن است که زن در مقابل تکلیف اختصاصى‌‏اش نسبت به شوهر، بدون هیچ عذر موجهى سرپیچى نماید. جالب این است که اگر زنى از انجام کارهاى خانه، بچه‌دارى و... سرباز زند شارع مقدس هیچ حقى براى مرد در برابر آن قرار نداده و لذا مرد نمى‌‏تواند در این موارد واکنش نشان دهد. بنابراین آیه فوق با بسیارى از مسائل اختلافى زوجین ساکت است و هیچ حقى براى مرد در برابر آن قرار نداده جز در موردی که زن با پیمان ازدواج، تعهد به آن را ملتزم شده است.

نشوز امرى برخلاف حقوق مرد است و براى رویارویی با آن بهترین راه این است که پیش از مراجعه به دیگران، مشکل را در داخل خانه حل نمود، ولى اگر چنین چیزى میسر نبود، آنگاه نوبت به خارج از منزل و دخالت دادن دیگران مى‏‌رسد که در آیه بعد سالم‌ترین راه آن عنوان شده است.
حل مسأله نشوز در داخل خانه نیز به اشکال مختلفى انجام پذیر است و جالب این است که خداوند از ملایم‌ترین راه‏‌ها شروع نموده و در صورت تأثیر گذارى آن مراتب بالاتر را اجازه نداده است. از این رو در مرتبه اول سفارش به پند و اندرز نموده است؛ چنین روشى حکیمانه‏‌ترین شیوه در حل مشکلات زوجین است. لیکن اگر زنى در برابر اندرزها و نصایح شوهر سر تسلیم فرود نیاورد و هم‌چنان بر سرپیچی از حقوق زوج پایدارى ورزید چه باید کرد؟ در این‌جا نیز خداوند راه دومى را پیشنهاد نموده است که از حد برخورد منفى عاطفى بالاتر نمى‏‌رود و آن خوددارى از هم‌بستر شدن با وى مى‏‌باشد. در این‌جا نیز اگر مشکل حل شد، دیگر کسى حق پیمودن راه سوم را ندارد. امّا اگر زن در چنین وضعیتى نیز سرسختى نشان داده و حاضر به تأمین حقوق طرف مقابل نگردید چه باید کرد؟ در اینجا چند راه قابل تصور است:

الف) در مقابل نشوز زن به کلی ساکت بود؛ یعنی مرد حقوق خود را نادیده انگارد هر چند سالیان دراز این برنامه ادامه یابد. چنین چیزى بر اساس هیچ منطقى قابل الزام نیست و اختصاص به مرد هم ندارد، یعنى در هیچ‌یک از نظام‌هاى حقوقى جهان نمى‏‌توان صاحب حقى را مجبور کرد در برابر حقوق خود ساکت شود و دم نزند، یعنى از نظر اخلاقى، آن هم در موارد خاصى مى‌‏توان چنین توصیه‏‌اى نمود، ولى نباید بین مسأله حقوقى و اخلاقى خلط کرد.

ب) راه دیگر آن است که مرد از هر طریق ممکن حقوق خود را به دست آورد. چنین چیزى را هرگز شارع اجازه نمى‏‌دهد و براى گرفتن حق، روش‌هاى معیّنى وضع نموده، زیرا در غیر این صورت ممکن است به زن ستم شود و انواع مفاسد و مظالم دیگر به بار آید.

ج) راه دیگر آن است که مرد با مراجعه به دیگران اعم از مراجع قضایى یا افراد ذى‏‌نفوذ دیگر حقوق خود را بگیرد. چنین چیزى اگر چه ممکن است حق مرد را تأمین کند، ولى هنوز با امکان حل مشکل در داخل خانه بهتر است چالش به بیرون کشیده نشود، زیرا فاش کردن مسائل داخل خانه آسیب‏‌هاى فراوانى براى خانواده به بار مى‏‌آورد که در این‌جا جاى ذکر آن نیست، لذا خداوند حکیم راه ممکن را پیشنهاد مى‏‌نماید.



ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 1 بهمن 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()



رهنمودی از امام حسن عسکری (علیه السلام)

«درخت قناعت گر آرد برى
نباشد به جز عزّت و سرورى
طمع مر تو را ذلّت آرد به بار
به دنیا و عقبى شوى شرمسار»
صرف نظر از آمال و آرزوهای غیر مشروع، حتی خواسته‌های مشروع انسان نیز به طور مطلق قابلیت و ارزش پیگیری ندارد. زیرا حفظ عزت نفس و کرامت انسانی آن قدر مهم است که مانع می‌گردد انسان به هر قیمتی به دنبال علائق و گرایش‌های خویش برود. چنان‌چه وجود مبارک امام حسن عسکری (سلام الله‌علیه) در یک بیان نورانی فرمودند: «مَا أَقْبَحَ‏ بِالْمُؤْمِنِ‏ أَنْ تَكُونَ لَهُ رَغْبَةٌ تُذِلُّهُ [۱] چقدر زشت است برای مؤمن که علاقه به چیزی داشته باشد که مایه ذلتش شود».
«گرفتم صید تو شد آهوی مُشک
مکافات سگ و سگ ‌بان نیرزد»

بیان پیشوای یازدهم خط قرمزی برای بیان درخواست‌ها و پیگیری علائق مشروع ماست که اگر جایی احساس می‌کنیم کرامت و شخصیت ما با منت گذاشتن دیگران، زیر سوال می‌رود، باید از ابراز و دنبال نمودن آن خواسته خودداری نماییم، و اگر طمع مذموم است، یکی از اسرارش را در همین امر می‌توان جستجو نمود که دامن زدن به این رذیله اخلاقی باعث حقارت و کوچکی انسان در مقابل دیگران می‌گردد، در حالی‌که مناعت طبع و عزت نفس انسانی، از گوهر های ارزشمند وجود انسان است که تحت هیچ شرایطی نباید مورد خدشه وارد شود.


ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 29 دی 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()
شجاعت شهید نواب در مقابل طاغوت

امام صادق (علیه السلام) در بیانی نورانی می‌فرمایند: «مَنْ خَافَ اللَّهَ أَخَافَ اللَّهُ مِنْهُ كُلَّ شَیْ‏ءٍ وَ مَنْ لَمْ یَخَفِ اللَّهَ أَخَافَهُ اللَّهُ مِنْ كُلِّ شَیْ‏ءٍ [۱] هر كس از خدا ترسد، خدا هر چیز را از او می‌ترساند؛ و هر كه از خدا نترسد، خدا او را از هر چیزی می‌ترساند».
«هر که از حق ترسد و تقوی گزید
ترسد از وی جن و انس و هر که دید».[۲]
در واقع دلیل نترسیدن و واهمه نداشتن مردان خدا از قدرت‌های مادی آن است كه مقام حق‌تعالی آن‌چنان برایشان عظیم جلوه می‌کند، که مراقبت دائمی نسبت به اعمال و رفتار خویش دارند، و همیشه حضور آن قدرت نامتناهی را در زندگی خود احساس می‌کنند، به نحوی که سایر قدرت‌های ظاهری مادی را امری جز سراب نمی‌بینند.
یكی از آن مردان الهی که اخلاص و شجاعت، شاخصه بارز او بود، روحانی عظیم الشأن، مبارز و مجاهد نستوه، حجة الاسلام و المسلمین شهید بزرگوار، سید مجتبی نواب صفوی بود. در خاطرات این مبارز راه اسلام آمده است:
«قرار شد که نواب صفوی با شاه ملاقاتی داشته باشد. در همان روزی که قرار بود این ملاقات انجام شود، در یکی از روزنامه‌ها مطلبی چاپ شده بود که یک نفر ادعا کرده بود: «من مسلمانم، ولی در اسلام چیزی به نام حجاب نیست.» 
قبل از این‌که نواب پیش شاه برود، عده‌ای از درباریان می‌خواستند آداب و رسوم و تشریفات حضور در محضر شاه را به او یاد بدهند. محمود جم نقل می‌کند، به او گفتم اول که داخل رفتی، این گونه سلام کن، با شاه آروم حرف بزن. موقع صحبت کردن دست‌هاتو حرکت نده و آروم باش» نواب در جواب صحبت‌های ما، فقط خیلی استوار و قاطع می‌گفت: «خودم بلدم چطوری رفتار کنم.» در آخر هم وقتی زیاد به او یاد دادیم، اخم کرد و گفت: «خب.»
وقتی رفت داخل، دیدیم صدای کوبیدن روی میز می‌آید!‌ ایشان محکم به روی میز می‌کوبید و می‌گفت: «مگه مسلمون نیستین؟ چرا اجازه می‌دین این گونه مطالب چاپ بشه؟» نواب اعتراضات زیادی به شاه و نحوه‌ اداره مملکت کرد.
وقتی بیرون آمد و رفت، دیدیم شاه مضطرب است. او گفت: «‌این سید مثل یه افسری که با سرباز زیر‌دستش صحبت می‌کنه، با من برخورد کرد! اصلا انگار نه انگار که شاهی وجود داره» شاه حسابی کلافه شده بود».[۳]
بنابراین کسی که رابطه‌اش را با خدا قوی می‌کند، و تمام توجه و چرایی عملش را برای خدا متمرکز می‌نماید، تا به نحو احسن به وظایف الهی خویش عمل کند، خداوند هم در عوض، به او چنان هیبت، جلالت و شجاعتی عنایت می‌فرماید که باعث می‌گردد از غیر خدا نترسد و دیگران تحت تاثیر ابهت و قداست او قرار گیرند.
...........................................................
پی‌نوشت:
[۱]. كلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق‏، الكافی (ط- الإسلامیة)،ج۲، ص۶۸، دار الكتب الإسلامیة، تهران‏،۱۴۰۷ ق‏.
[۲]. مولوی.
[۳]. خبرگزاری دانشجو.





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 27 دی 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()
ارتباط با جنس مخالف

از مهم ترین خصوصیات مرحله نوجوانی و بلوغ ، شكل گیری روابطه  با جنس مخالف می باشد.روابط  با جنس مخالف رابطه ای پنهانی است که از طریق دیدارهای محرمانه ارتباط تلفنی و همچنین رد و بدل کردن نامه در بین دختر و پسر ایجاد میشود.

انگیزه های دوستی دختران و پسران معمولا برای آنها مبهم است ولی از نظر یک انگیزه اجتماعی باید بگوییم که پسران داشتن دوست دختر را یک قدرت فردی و اجتماعی برای خود تلقی میکنن و دختران نیز داشتن دوست پسررا یک جاذبه فردی و اجتماعی برای خود میشمارند.

معمولا در برقراری ارتباط بین دختران و پسران , دوستان آنها نقش فعالی بر عهده دارند . دوستان دختر و گاه دوستان پسر به منزله واسطه هایی برای بر قراری ارتباط بین آنها تلاش میکنند وکارکردهای این دوستی ها علاوه بر ایجاد احساس کفایت اجتماعی, در دختر و پسر , نوعی پناه جویی به یکدیگر را نیز به دنبال دارد .دختران و پسرانی که به نوعی از وضعیت روانی و اجتماعی خویش ناراضی هستندو در این زمینه خود را سرگردان و آشفته میابند, از طریق برقراری رابطه پنهانی با جنس مخالف , در صدد کسب رضایت یا به عبارتی یافتن وضعی هستند که برای آنها اطمینان خاطر و رضامندی بیشتری فراهم کند.

دین مبین اسلام همواره ،دوستی و رابطه  زن و مرد در خارج از چارچوب نهی کرده است .رابطه ای که ،  نتیجه آن انحراف بزرگ از مسیر خوشبختى و تكامل انسانى و گرفتار شدن در بیراهه ها و پرتگاه ها و تنزل به مقام حیوانیت است و بنیان خانواده ها را تحریف و سرچشمه جنایات ، ناهنجارى ها ، انواع بیمارى هاى جنسى و آمیزشى و ناراحتى هاى روانى و . . . مى باشد .
تقریبا تمامی پسران به دوست دختران خود وعده ازدواج میدهند و تمامی دختران در تخیل ازدواج با دوست پسران خود را میپروانند  , لذا در اغلب موارد,  این تخیلات در حد همان خیالبافی باقی میماند و جامع عمل به خود نمیپوشاندو به همین دلیل در اغلب موارد این گونه دوستی ها به ازدواج ختم نمیشود و انچه در پی آن باقی میماند, تعارض فکری و احساسی دختران و پسران است .در این زمینه,  احساس از دادن ارزشمندی و شرافت خویش از جمله صدماتی است که دختران باید آنرا تحمل کنند.



ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 25 دی 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()
شیخ نمر و آل سعود جنایت‌کار

اسلام واقعی، پیروانی را پرورش می‌دهد که در زندگی منشأ برکات فراوانی هستند و در حقیقت، این‌ها هستند که زندگی واقعی را دارند و گویا مرگ در آنان راهی ندارد و نهایت‌کاری که می‌تواند با آنان داشته باشد این است که جسم آنان را ببرد، اما آثار و برکات آن‌ها ماندنی است و این نشان می‌دهد که آن‌ها نمی‌میرند و بلکه تأثیرات خوب‌شان گسترش می‌‌یابد.

اما در برابر این افراد، کسانی هستند که شاید در ظاهر، مانند انسان‌‌های دیگر، زندگی می‌کنند اما در حقیقت،‌ زنده نیستند چون زنده‌ی واقعی کسی است که با شناخت خود و هدف از خلقت خود، از نعمت وجودش و اعضایی که خداوند به او عطا فرموده،‌ به طور صحیح، استفاده کند و باور داشته باشد که زندگی انسان، محدود به این دنیا نیست و نابود نمی‌شود چنان‌که پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) فرمود: «برای نابودی،‌ خلق نشده‌اید بلکه برای دوام و باقی ماندن؛ آفریده شده‌اید و جز این نیست که [با مرگ] از خانه‌ای به خانه‌ی دیگر می‌روید.»[۱]

و دنیای بعد از این جهان، دنیایی است که عین زندگی و حیات است چنان‌که قرآن کریم فرمود: «وَ إِنَ‏ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ‏ الْحَیَوانُ‏ لَوْ كانُوا یَعْلَمُون‏ [عنکبوت/۶۴] و زندگى واقعى سراى آخرت است، اگر مى‏‌دانستند!»

زنده و مرده از نظر قرآن
۱. مؤمنان و کافران: قرآن کریم، «ایمان» را مانند روح می‌داند که در جسم انسان بی‌ایمان، دمیده می‌شود و در همه‌ی زندگی او نمایان می‌شود و چشم و گوش و دست و پای او را تحت تأثیر قرار می‌دهد و به کار‌های مثبت وا می‌دارد و آثار حیات و زندگی را در همه‌ی جوانب زندگی او، آشکار می‌کند.[۲] و این به معنای آن است که افراد بی‌ایمان، دارای زندگی معنوی نیستند؛ در جایی که فرمود: «أَ وَ مَنْ كانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشی‏ بِهِ فِی النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُماتِ لَیْسَ بِخارِجٍ مِنْها كَذلِكَ زُیِّنَ لِلْكافِرینَ ما كانُوا یَعْمَلُون‏ [اتعام/۱۲۲] آیا كسى كه مرده بود، سپس او را زنده كردیم، و نورى برایش قرار دادیم كه با آن در میان مردم راه برود، همانند كسى است كه در ظلمت‌ها باشد و از آن خارج نگردد؟! این‌گونه براى كافران، اعمال (زشتى) كه انجام مى‏‌دادند، تزیین شده (و زیبا جلوه كرده) است.»

۲. شهدا: از نظر قرآن کریم، کسانی‌که در راه اطاعت از خداوند متعال، شهید می‌شوند، دارای یک زندگی‌ عالی در برزخ می‌باشند که گویا زندگی دیگر کسانی‌که در برزخ هستند در مقابل آن‌ها چیزی نیست[۳] چنان‌که قرآن کریم فرمود: «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُون‏؛[آل‌عمران/۱۶۹] (اى پیامبر!) هرگز گمان مبر كسانى كه در راه خدا كشته شدند، مردگانند! بلكه آنان زنده‌‏اند، و نزد پروردگارشان روزى داده مى‏‌شوند».

زنده و مرده از نظر روایات
۱. امر به معروف و نهی از منکر: یکی از نشانه‌هایی که می‌شود تشخیص داد چه کسی از نظر معنوی، حیات دارد و چه کسی ندارد، نهی از منکر و بازداشتن خود و دیگران از بدی‌ها و زشتی‌ها به هر وسیله‌ای انسان بتواند؛ چنان‌که امیر‌المؤمنین(علیه‌السلام) فرمود: «هر كه منكرى و بدی را مشاهده كند و با قلب و دست و زبانش از آن نهى نكند او یك مرده‌‏اى است كه در میان زندگان حركت مى‏‌كند».[۴]
و این از صفات مؤمنان و بهترین مردم است،‌ چنان‌‌که کریم فرمود: «كُنتُمْ خَیرَْ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ؛[آل عمران/۱۱۰] شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدید آمده است، به خوبی فرمان می‌دهید و از بدی باز می‌دارید و به خدا ایمان دارید».

۲. علما و دانشمندان زنده‌اند: یکی از گروهی که همیشه زنده‌اند اگر‌چه به ظاهر از دنیا رفته باشند علما و دانشمندان دین اسلام حقیقی هستند و در مقابل آن‌ها، ثروت‌اندوزان بی‌تقوا هستند که اگر چه در ظاهر حرکت دارند، اما از نظر معنوی، نمی‌شود نام زنده بر آنان گذارد؛ همان‌طور که امیرالمومنین(علیه‌السلام) به «کمیل‌ بن زیاد» فرمود: «اى كمیل! ثروت‌اندوزان بى تقوا، مرده‌اند گر چه به ظاهر زنده باشند، امّا دانشمندان، تا دنیا برقرار است زنده‏‌اند، بدن‏‌هایشان گر چه در زمین؛ پنهان است امّا یاد آنان در دل‌‏ها همیشه زنده است».[۵]
 
مرده و زنده از نظر «سعدی»
از نظر سعدی، شاعر شیرین‌سخن ایرانی، کسی زنده است که نامش را به خوبی می‌برند و به خاطر خوبی‌هایش، مردم او را دوست دارند؛ در یکی از شعر‌هایش بیت معروفی دارد که می‌‌گوید:
           سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز         مرده آنست که نامش به نکویی نبرند[۶]



ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 23 دی 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()
توابین

در آستانه سالروز قیام توابین یکی از مباحثی که پیرامون این قیام و فضیلت آن مطرح است اینکه توابین به ندای یاری خواهی و هل من ناصر امام حسین (علیه‌السلام) پاسخ نداده و حضرت را در مقابله با لشگر اشقیاء تنها گذاشتند و اگر كسی هل من ناصر امام را بشنود و پاسخ ندهد اهل آتش است، پس چه فضیلتی برای كسانی كه بعد از عاشورا از توابین شدند متصور است که باعث  بخشش گناه بزرگشان بشود؟
در این بحث تردیدی نیست كه عدم اجابت دعوت امام معصوم در هر عصری خصوصاً وقتی كه در شرایط سخت دعوت به یاری می‌نماید معصیت و گناه هلاك كننده است.[۱] البته به این نكته هم باید توجه كرد كه گاهی نافرمانی امام (علیه‌السلام) صرفاً به عدم اجابت دعوت است كه این نیز معصیت و گناه بزرگی است ولی گاهی مخالفت امام (علیه‌السلام) به معنای جنگیدن و محاربه با او است چنان چه عده‌ای از كوفیان به سركردگی ابن زیاد، شمر و عمر سعد انجام دادند كه این كار به معنای كفر و خارج شدن از دین و ارتداد صریح می‌باشد چه آنكه در زیارت شریفه جامعه كبیره كه از امام هادی (علیه‌السلام) به سند معتبر نقل شده كه فرمود: «... هر كه به راه خلاف شما رفت به آتش جهنم جای گرفت و هر كه منكر شما و مخالف ولایت شما گردید كافر است و هر كه با شما به جنگ برخواست مشرك است...».[۲]
در نتیجه حساب محاربین و افرادی را كه با امام حسین (علیه‌السلام) به جنگ برخواستند و نیز گروهی از آن ها حمایت كردند و به عمل آن ها راضی شدند، از گروهی كه در اثر سستی، ترس، ضعف ایمان و یا عوامل دیگر در مقطع خاصی امام (علیه‌السلام) را یاری نكردند و در باطن از اعمال و حكومت بنی امیه هم بیزار بوده اند و امام را دوست می داشتند باید جدا باید دانست. هرگز نباید این دو گروه را همسان پنداشت. خداوند متعال نیز در قرآن فرموده است: «وَمَن یُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُ الْهُدَى وَیَتَّبِعْ غَیْرَ سَبِیلِ الْمُؤْمِنِینَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءتْ مَصِیرًا [نساء / ۱۱۵] هر که پس تبیین هدایت با فرستاده خدا مخالفت کند و از شیوه‌ای جز شیوه مؤمنان پیروی کند، بدان سوی که می‌رود بگردانیمش و به جهنمش افکنیم، که سرانجام بدی است».


ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 22 دی 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()
شهید مظلوم (شیخ محمد باقر نمر)

وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ
(ای پیامبر!)
هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‌اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.[۱]

باردیگر  رژیم تروریست پرور آل‌سعود یکی از علمای برجسته مکتب اهل بیت علیهم السلام  به جرم تشیع تبلیغ اسلام ناب الهی و پیروی از مکتب اهل‌بیت پیامبر علیهم السلام  و سر فرود نیاوردن در برابر آیین شرک‌ بنیان وهابیت را به شهادت رساند.

نمر باقر النمر ،روحانی شیعی برجسته عربستانی و فعال حقوق بشر عربستانی[۲]که در سال ۲۰۱۲  به دلیل اقدام علیه امنیت ملی و محاربه  بازداشت و در دادگاه جناحی عربستان به «اعدام با شمشیر و به صلیب کشیده شدن در انظار عمومی» محکوم و و در ۲ ژانویه ۲۰۱۶ اعدام شد..[۳]

اعدام این شیخ بزرگوار  به دور از مصلحت جهان اسلام بود و باعث ایجاد ناراحتی در  مسلمانان شیعه و سنی  و دردمندان عالم بشریت شد.شکی نیست این اعدام  نه تنها باعث تقویت  وحدت امت اسلامی میشود  بلکه  در آینده‌ای نه چندان دور انتقام سختی از جنایتکاران آل سعود گرفته و انحطاط این رژیم منفور و ضد اسلام را رقم خواهد زد.

شیخ نمر روحانی شیعه مخالف آل سعود در شهر "العوامیه" در استان القطیف در خانواده ای متدین چشم به جهان گشود و پس از طی مراحل مقدماتی خود  در این شهر برای اشنایی با انقلاب بزرگ اسلامی و اغاز دروس حوزوی  در حوزه علمیه حضرت قائم(عج) به تهران نزد علمایی همچون  آیت الله سید محمدتقی مدرسی،  سید عباس مدرسی ، آیت الله خاقانی ،علامة شیخ صاحب الصادق  ،علامة شیخ وحید افغانی دروس خود را فراگرفت.

این عالم بزرگ  پس از ۱۰ سال تحصیل در حوزه علمیه حضرت قائم(عج)، عازم سوریه شد و پس از بازگشت به عربستان سنگ‌بنای "مرکز اسلامی" را با تاسیس مرکز مذهبی "الإمام القائم(عج)" بنا ساخت .

پس از به شهادت رسیدن این شیخ بزرگوار مقامات سعودی به ادعای سخیف تروریست بودن این روحانی برجسته شیعی حتی اجازه تشییع پیکر او را به خانواده و نزدیکانش نداده‌اند.[۴]

شهادت مظلومانه رهبر شیعیان عربستان حضرت آیت‌الله نمر باقرالنمر  مصیبتی بزرگی است که در راه مبارزه با ظلم و دفاع از حق و حقیقت رخ داد.

رهبر انقلاب، شهادت شیخ نمر و ریختن به ناحق خون او را خطای سیاسی دولت سعودی خواندند و افزودند: خداوند متعال از خون بی‌گناه نمی‌گذرد و خون به ناحق ریخته، بسیارسریع دامان سیاستمداران و مجریان این رژیم را خواهد گرفت.[۵]

شهادت مظلومانه ی آیت الله شیخ باقر النمر را بدست سفاکان سعودی را به امام عصر(عج) به محضر قطب دو عالم، حضرت ولی عصر (ارواحنا له فدا) ، ولی امر مسلمین امام خامنه ای و مسلمین جهان، تسلیت و تهنیت عرض می نماید.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع:
۱- آل عمران، آیه ۱۶۹
۲«شیخ «نمر باقر النمر» کیست؟» ‎(فارسی)‎. وب‌گاه فارس نیوز. بازبینی‌شده در ۲۸ آبان ۱۳۹۲.
۳«عربستان از اعدام شیخ النمر، روحانی شیعه معترض، خبر داد». بی‌بی‌سی فارسی، ۲ ژانویه ۲۰۱۶. بازبینی‌شده در ۲ ژانویه ۲۰۱۶.
۴مخالفت آل‌سعود با تشییع پیکر شیخ النمر؛ پیکر شیخ تحویل خانواده‌اش نمی‌شود

۵سخنان رهبر انقلاب درباره شهادت عالم مؤمن و مظلوم شیخ نمر.۱۳۹۴/۱۰/۱۳ 





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 21 دی 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()
رانی

ارتباط اقتصادی ایران و عربستان، (کشوری که چند ‌وقتی است خصومت مردم ایران با دولت این کشور بیشتر شده ­است) مساله ای است که هنوز چندان مورد بحث قرار نگرفته ­است. چند درصد مردم می‌دانند که بخشی از هزینه خرید روزانه آنها مستقیم به خزانه های عربستان می رود؟ و سرمایه‌داران و شاهزاده‌های عربستانی حساب‌های خود را با پول آنها سنگین‌تر می‌کنند؟ برای فهم بیشتر از این ماجرا کافی است تا نگاهی به سیاهه کالاهای عربستانی در ایران و سرمایه‌داران حاضر در ایران انداخته و گردش مالی سالانه آنها را رصد کنیم. به‌طور مثال همین «رانی» که چند سالی است از محبوبیت بالایی در بین مردم برخوردار شده است را اگر خوب نگاه کنیم، می‌رسیم به «عادل العوجان» یکی از سرمایه‌داران قدرتمند عربستان که مالک این کارخانه است و سود خالص ۲۰ میلیون دلاری در سال را به دست می آورد. 

همانطور که در خبرهای دیگر(اینجا و اینجا و اینجا) اشاره کردیم، صنایع غذایی بهشهر که روغن و کره با برند بهار و لادن و نسترن تولید می‌کند، سهامداری به نام «سلیمان بن عبدل قادر المهیدب» دارد که یکی از نزدیکان شاهزاده‌های عربستان است و ۸۰ درصد سهام صنایع غذایی بهشهر را در اختیار  دارد. البته کم نیستند شرکت‌های ریز و درشتی که در بازار ایران حضور دارند و محصولاتشان به فروش می‌رسد. از بیسکوییت و سس فلفل و سیر گرفته تا کره مارگارین! البته بایستی به این درآمدها، در آمد های دیگری نظیر : حج  و واردات ۴۴ میلیون دلاری نیز اشاره کرد. 

در مقابل در سال تجاری ۹۲-۹۳ ایران حدود ۱۰۰میلیون دلار به عربستان کالا صادر کرده ­است. اما صرف ­نظر از حجم واردات عربستان به ایران، شرکت­های عربستانی در چندین شرکت دیگر در داخل ایران سهام دار هستند. شرکت سهامی بهشهر، شرکت تولید کره مارگارین، رانی و… تنها بخشی از این شرکت­ها هستند. این مساله نشان می­دهد که جدا از رقابت­های سیاسی و منطقه ­ای، روابط تجاری عربستان با ایران همچنان به قوت خود باقی است. از سوی دیگر عربستان سالانه حدود ۳هزار (حدود یک میلیارد دلار) از طریق زائران ایرانی عمره و تمتع درآمد دارد. البته این در شرایطی است که از میان کل حجم تجاری ایران و عربستان، حدود ۲۲درصد این حجم را واردات عربستان به ایران و ۷۸درصد حجم تجاری بین دو طرف را صادرات ایران به عربستان تشکیل می‌دهد. در این میان جز در برخی سال­هاٰ اغلب ایران نسبت به عربستان تراز تجاری مثبت داشته ­است که این نشان از برتری نسبی صادرات ایران به این کشور نسبت به واردات از این کشور است. مهم‌ترین اقلام صادراتی ایران به عربستان شامل: «سیمان، محصولات آهنی، زعفران، پسته، کف‌پوش ساختمانی، انگور، وانت، تراکتور، چرخ و تایر و…» است. در مقابل مهم‌ترین اقلام وارداتی ایران از عربستان شامل: «بطری، درپوش، اکسید تیتان، پارچه، ورق عایق پلی‌اتیلن و چند محصول پتروشیمی مشتق از نفت دیگر» است. مساله­ قابل توجه اینکه تقریبا هیچ شرکتی از ایران در کارخانه ­جات و تولیدات عربستان سهام ندارد. در مقابل عربستان در برخی از صنایع کشور سهام دارد. این صنایع که بیشتر شامل صنایع خوراکی می­شود، شامل روغن­ های نباتی، کره، نوشیدنی ­ها، تمبر هندی و… است.

 مشکلات بهداشتی برخی از محصولات

البته برخی کارشناسان نسبت به این مساله که برخی از این اقلام دارای مشکلات بهداشتی هستند، هشدار داده ­اند. از باب نمونه از سال گذشته ورود سس فلفل وسس سیر gloria که از کشور عربستان‌سعودی وارد می­شد، ممنوع اعلام شد. کارشناسان رسمی می­گفتند که محصولات این شرکت دارای مواد نگهدارنده­ خطرناک شیمیایی و سرطان‌زاست. شریف‌نیوز نوشت؛ آبمیوه «رانی» محصول شرکت «عوجان» عربستان سعودی است. شرکت عربستانی عوجان برای تولید «رانی»، اسانس و ذرات خشک میوه را (که در صنعت آب‌میوه به آنها «پالپ» گفته می‌شود) از کشورهای دیگر وارد کرده واسانس و پالپ را به آب اضافه کرده و آبمیوه تولید می‌کند.

 شرکت رانی

نام اصلی شرکت «رانی»، به عنوان تولید‌کننده‌ نوشیدنی «العوجان» است. این شرکت سعودی، بیش از یک قرن سابقه فعالیت دارد و در سال ۱۹۰۵ م. فعالیت خود را در قالب یک شرکت بازرگانی در بحرین آغاز کرد و هم‌اکنون خود را یکی از ۱۰۰ شرکت برتر عربستان و بزرگ‌ترین شرکت دارای مالکیت خصوصی در زمینه نوشیدنی‌ها در منطقه‌ خلیج‌فارس معرفی می‌کند. صاحب این شرکت فردی به نام «عادل العوجان» است. این شرکت دارای دو کارخانه‌ در ایران با نام «العوجان ایرانیان» است و محصولات خود را با نام تجاری «رانی» عرضه می‌کند. با این حال جوانان عربستانی تحقیقات جالبی درباره‌ محصولات «العوجان» انجام داده‌اند. محصولات این شرکت در کشورهای عربی با نشان «الفیمتو»  عرضه می‌شود. شرکت سعودی العوجان، امتیار راه‌اندازی «العوجان ایرانیان» (رانی) را به فردی به نام «ندیم سقاف» داد. شرکت صنعتی العوجان، دارای دو کارخانه‌ تولید نوشیدنی با نام «دمام» در عربستان و دبی بود.

ولی‌ا… داوودآبادی، دبیر انجمن صنفی صنایع آبمیوه و کنسانتره می‌گوید: «عادل العوجان یکی از تولیدکنندگان قدیمی آبمیوه است و من برای وی احترام زیادی قائلم، اما قاچاق پدر تولید این مملکت را درآورده است. من بارها به چنین افرادی گفته‌ام که بیایید در شرایط برابر تولید کنید، حق گمرکات این کشور را بپردازید، این می‌شود یک رقابت برابر که البته باز هم برابر نیست؛ چراکه تسهیلات آنها بسیار ارزانتر است و نیروی کار با بهره وری بالاتر دارند».

 سهام ۸۰ درصدی دو شرکت برای سعودی‌ها!

سال گذشته وال‌استریت ژورنال در گزارشی نوشت؛ از سال ۲۰۰۴ تا کنون شرکت سعودی صافولا ۸۰ درصد سهام شرکت صافولا بهشهر را خریداری کرده است. دو کارخانه مواد غذایی زیرمجموعه صافولا بهشهر بیش از ۵۰ درصد از بازار روغن خوراکی ایران را در اختیار دارند. وال‌استریت ژورنال در گزارشی نوشت؛ هلدینگ غذایی صافولا که دوران خوبی را در زمان تحریم‌های ایران تجربه می‌کرد، سرمایه‌گذاری خود را در این هفته کاهش داد، زمانی که تورم دورقمی ایران به منافع این شرکت صعودی ضربه زد. کشور ایران یکی از مهم‌ترین بازارهای خارجی است که حدود ۱۵ درصد کل درآمدهای حاصل از تجارت این شرکت را به خود اختصاص داده است.

 

این درحالی است که عربستان‌سعودی حساسیت خاصی نسبت به تجارت با ایران دارد و روابط بین این دو رقیب منطقه‌ای آشفته است. هلدینگ صافولا به ریاست سلیمان بن عبدالقادر المهیدب، که عرضه کننده روغن خوراکی، شکر و دیگر مواد اولیه غذایی در بازارهای جنوب غرب آسیا و شمال آفریقاست، گزارش داد که سود خالص ۱۵۰ میلیون دلاری این کمپانی در سه ماهه منتهی به ۳۱ دسامبر پائین‌ترین میزان نسبت به انتظارات تحلیل‌گرانی است که حدود ۱۷۰ میلیون دلار را پیش‌بینی می‌کردند. وال‌استریت ژورنال می‌افزاید: نظام پادشاهی عربستان، ایران را متهم به دخالت در کشورهای عربی می‌کند. ایران به‌تازگی برای جلوگیری از برنامه هسته‌ای خود با ایالات متحده و دیگر قدرت‌های جهانی وارد توافق شده است که این اتفاقات سیاسی، عربستان‌سعودی را نگران کرده زیرا معتقدند ایران با یک پوشش سیاسی به دنبال توسعه سلاح‌های هسته‌ای است.

جالب است که بدانید تنها با یک جستجوی ساده در سایت شرکت صافولا، می توان از اطلاعات و واقعیت های زیادی پرده برداشت. در جدول زیر همانطور که ملاحظه می کنید مستندات بالا قابل تایید خواهد بود البته سهام دار بودن یک سعودی سال گذشته توسط مسئول وقت شرکت بهشر مورد تایید قرار گرفته بود،

محمد عباسعلی‎پور مدیرعامل وقت شرکت صنعتی بهشهر در گفتگویی با خبرگزاری ایسنا، ضمن اعلام آنکه ۴۵ درصد بازار ایران در اختیار این شرکت است، رسما اعلام کرد که در سال ۱۳۸۳ شرکت صافولا عربستان که یک سرمایه‌گذار بزرگ در حوزه‌ی تولید روغن‌نباتی در کشور‌های عربی است، برای سرمایه‌گذاری در این شرکت اعلام آمادگی کرده و در فاز اول۴۹ درصد سهام شرکت صنایع بهشهر را خریده است.  او ادامه داد: در این توافق قرار شد مدیریت اجرایی شرکت را نیز به مدت سه سال برعهده شرکت عرب باشد. پس از آن در سال ۸۶ بار دیگر شرکت صافولا ۳۱ درصد سهام بهشهر را خرید و در حال حاضر۸۰ درصد سهام این شرکت دراختیار صافولای عربستان است.

 

همچنین در نقشه زیر که مجددا توسط همین سایت منتشر شده است ملاحظه می کنید که شرکت صافولا سطح فعالیت های خود را نشان داده است که نقشه ایران نیز به وضوح درآن دیده می شود بنابراین جایی برای تکذیب به جا نگذاشته است.

شرکت صافولا هم‌اکنون یکی از بزرگترین شرکت‌های مواد غذایی جنوب‌غربی آسیاست؛ درحالی که اقتصاددانان منطقه به سابقه‌ طولانی خانوارهای تجاری عمده بین ایران و عربستان اشاره می‌کنند. از سال ۲۰۰۴ تا کنون شرکت سعودی صافولا ۸۰ درصد سهام شرکت صافولا بهشهر را خریداری کرده است. دو کارخانه مواد غذایی زیرمجموعه صافولا بهشهر بیش از ۵۰ درصد از بازار روغن خوراکی ایران را دراختیار دارند. تحلیلگران می‌گویند مدیران سعودی صافولا تا حد زیادی دست مدیران محلی را برای مقابله با مسائل داخلی باز گذاشته‌اند. با توجه به داده‌ها در وب‌سایت بورس عربستان، دولت عربستان با ۱۰ درصد سهام، خود را دومین سهامدار بزرگ صافولا می‌داند. تحلیل‌گران کاهش شدید ارزش ریال ایران را عامل اصلی کاهش ۲۰ درصدی سود ناخالص صافولا در سال ۲۰۱۳ عنوان می‌کنند. کاهش ارزش پول ایران در اثر مقابله با تورم ۴۰ درصدی به‌وجود آمد که تا حد زیادی با تحریم‌های بین‌المللی بر سر برنامه هسته ای ایران در ماه جولای ارتباط داشت.۴۰ درصد از سرمایه شرکت صافولا در ارزهای غیردلاری قرار دارد و این نکته به این کشور کمک می‌کند تا در کشورهای جنوب‌غرب آسیا و شمال آفریقا بهتر نفوذ داشته باشد. شایان ذکر است دولت عربستان در برابر مشکلات سیاسی که در مصر، ایران و سودان به‌وجود آمده و خساراتی که شرکت صافولا می‌بیند، این شرکت را بیمه کرده است.



ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 17 دی 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()
شیخ ابراهیم زکزاکی

نصیبه ابر اهیم زکزاکی در پی حمله و کشتار جمعی از مسلمانان زاریا و البته بازداشت فاجعه‌بار پدرش شیخ ابراهیم زکزاکی بیانیه‌ای را منتشر نمود. او در این بیانیه جرم خود را شیعه بودن ندانست و بزرگترین جرم را فرقه‌ای دانستن اینگونه اتفاقات دانست. این خواهر شهید دفاع از مظلومیت را سبب دشمنی‌ها دانسته و یک دوره از قتل عام‌ها بر شمرد. در ادامه متن کامل این بیانیه تقدیم می‌گردد.

بسم الله الرحمن الرحیم
من یک شیعه مسلمان نیستم، من تنها یک مسلمان هستم و هیچ چیزی نباید قبل از نام مسلمان بیاید. ما مسلمانان نباید چنین نام هایی را قبول کنیم؛ نام هایی که ما را به اقسام مختلفی از اسلام تقسیم می کند، تنها یک اسلام وجود دارد که توسط حضرت محمد صلی الله علیه و اله آورده شده است.
ما مسلمانان نباید نام هایی مانند مسلمان شیعه و مسلمان سنی و مسلمان نیجریه ای و مسلمان آمریکایی و مسلمان مدرن و مسلمان معاصر و مسلمان معتدل و غیره را قبول کنیم.
واقعا جای تاسف است که برخی از برادران و خواهران ما به واقعه قتل عام زاریا بعنوان قتل عام شیعیان نگاه می کنند. کانه این افراد (حکومت نیجریه و ارتش) بخاطر شیعه بودنمان به ما حمله کردند. انگار که در نیجریه شیعیانی نیستند که مورد این حملات قرار نگرفته باشد. وقتی که این حرکت آغاز شد اکثر قریب به اتفاق اعضای آن را اهل تسنن شکل می دادند و همان دوران نیز تقریبا همانند امروز مورد حمله قرار گرفتند. آنها هم به زندان افتادند و برای روش های فاسدانه و ناعادلانه حکومت تهدید تلقی شدند؛ چرا؟ برای اینکه ما تصمیم گرفته ایم تا به ظلمی که به مردم نیجریه روا می دارند خاتمه بدهیم. اگر ما نیز مانند اغلب مردم این کشور رفتار می کردیم که در برابر فساد و ظلمی سکوت کرده اند که همه از آن رنج می برند، آنگاه ما نیز در صلح و امنیت زندگی می کردیم. همانگونه که شما می توانید در کشوری زندگی کنید اما از هیچ حقی ولو حقوق اولیه بهره ای نداشته باشید.
پدر من هیچ وقت خود را بعنوان رهبر یک مذهب خاص معرفی نکرد و حرکت اسلامی را حرکت متعلق به یک مذهب خاص ننامید. هدف اصلی حرکت اسلامی این بود که در برابر بی عدالتی نظامی قیام کند که مجبور بودیم در این کشور تحت آن زندگی کنیم. هر کسی از هر کجایی، از جمله غیر مسلمانان، آزاد است تا ما در این مبارزه همراهی کند. در نهایت هر مذهبی را که دنبال کنیم ما همگی می خواهیم که همان چیزی را محقق کنیم که پیامبر اسلامی حضرت محمد صلی الله علیه و آله برایمان به ارمغان آورده اند.
ما تنها چند هفته ای به هفته وحدت داشتیم؛ هفته ای که همه مسلمانان برای شادی بر سر مشترکاتشان بجای اختلاف بر سر تفاوت ها، در کنار هم جمع می شوند. مراقب باشید دروس ارزشمندی را که در خلال سال ها از این هفته آموخته ایم بواسطه آنچه رخ داده است را از یاد ببریم.
وقتی سه تن از برادران من سال گذشته کشته شدند، آنها در حال تظاهرات در حمایت از مردم فلسطینی بودند که اکثرشان اهل تسنن هستند. آنها بخاطر شیعه بودن کشته نشدند بلکه آنها بدین خاطر کشته شدند که در دفاع از مظلومین ایستاده بودند. مسوولین نیجریه ای از این اقدام ترسیدند برای اینکه می دانستند خود این مردم تحت ظلم قرار دارند والا برای چه یک تظاهرات مسالمت آمیز مردم غیر مسلح اینگونه مورد حمله مسلحانه قرار می گیرد و مجروحین را رها کنند تا بسبب ساعت ها خونریزی جان بدهند؟
آنچه رخ داد قتل عام شیعیان نبود بلکه دوره ای از قتل عام بود. هرکسی در دنیا باید در برابر آنچه رخ داد قیام کنند؛ از جمله غیر مسلمانان و علی الخصوص نیجریه ای ها. اگر دولت و یا مردمی که قسم خورده اند تا از شما دفاع کند می توانند به بهانه ای واهی مانند بسته شدن مسیر عبور، فیلمی منتشر کنند و صدها بلکه هزارها انسان را بکشند، تصورش را بکنید که دیگر به چه بهانه هایی می توانند شما را بکشند؟ اگر شما علیه این مساله صحبت نکنید روزی همین بلا بر سر شما خواهد آمد و آن روز چه کسی خواهد بود که در دفاع از شما سخن براند؟

نصیبه ابراهیم زاکزاکی
----------------
منبع:

NIGERIA - Statement from Nusaibah El Zakzaky: We are not the Shia Movement of Nigeria;‎ we are the Islamic Movement of Nigeria




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 16 دی 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()

تسلیت مصیبت جانگداز شهادت آیت الله نمر باقر النمر
  بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
«انَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِئَایَتِ اللَّهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیرِ حَقٍّ وَ یَقْتُلُونَ الَّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشرْهُم بِعَذَابٍ أَلِیمٍ؛ أُولَئک الَّذِینَ حَبِطت أَعْمَلُهُمْ فى الدُّنْیَا وَ الاَخِرَةِ وَ مَا لَهُم مِّن نَّصِرِینَ» (آل عمران ۲۰-۲۱)

شیخ ابراهیم زکزاکی را در نیجریه به خاک و خون کشیدند؛ شیخ باقر النمر را در عربستان گردن زدند... شحاطه را در مصر تکه تکه کردند... فرزندان علی را در سوریه سر می برند و در بحرین به سیاهچال می اندازند... کودکان یمنی زنده زنده می سوزند؛ شیعیان پاکستان در هراس مرگ و انفجار اند و در لبنان تضحیه می شوند...
مرجع انگلیسی ساکت است و دنبال اسناد غسل مندوبه در ۹ ربیع می گردد! در تمام این مصیبت ها پناه شیعه، ایران است. ایران، شیعه خانه ی اهل بیت علیهم السلام است. داشتم به این فکر می کردم که اگر دستان کثیف فتنه شش سال پیش به گریبان مقدس ولایت می رسید و عبا از دوش نایب الامام (عج) می افتاد، شاید امروز ما هم هر روز سیاه پوش اعدام یکی از فرزندان فاطمه سلام الله علیها بودیم.

با عرض تسلیت مصیبت جانگداز شهادت آیت الله نمر باقر النمر، به پیشگاه حضرت ولی عصر(ارواحنا فداه)، مقام معظم رهبری ، علما و مراجع عظام تقلید ، حوزه‌های علمیه و مسلمانان جهان، امیدوار است که امت واحده اسلامی با هوشیاری و بصیرت در راه مقابله با افکار تکفیری و افراطی‌گری متحد شده و اجازه رسوخ اندیشه‌های خطرناک تفرقه افکنانه به صفوف محکم و متحد خود را ندهند و با حمایت یکدیگر ریشه تروریسم را در منطقه بخشکانند و خواستار واکنش سریع و محکومیت جهانی این جنایت بزرگ و محاکمه عوامل و مسببان آن در مجامع بین المللی و محاکم قضایی است.





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 15 دی 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()

آدمی‌زاد یادگاری نوشتن را دوست دارد. گاهی روی نیمکت، گاهی روی دیوار، گاهی نوشتن نامی و گاهی برجای گذاشتن نشانی.

این کار ریشه در ذات انسان دارد.  حب به بقا و میل به جاودانگی در ذات و فطرت هر انسانی نهفته است. دوست دارد برای همیشه، وجود داشته باشد. تصور عدم و نبودن برای او مشکل است. از این رو، به سراغ هر چیزی که بتواند نام و نشانش را زنده نگه دارد، می رود.

این حب به بقا و میل به جاودانگی را خداوند متعال در وجود انسان نهاده تا با آن راه سعادت و خوشبختی را طی کند. وقتی هم که میل به بقا در دل انسان قرار داده شده است، باید به دیواری تکیه داد که همیشگی،باقی و ماندگار است.

 انسان روی هر دیواری که یادگاری بنویسد روزی خراب و ویران می شود. دیوار یادگاری برخی، شغل و موقعیت است. برخی دیگر روی دیوار شهرت و محبوبیت تکیه نموده، عده ای هم، دیوار یادگاریشان زن و فرزند است و برخی نیز، دوستان و مریدان. غافل ازاینکه همه آنها رو به ویرانی و فنا می‌روند. این مسئله حتمی است و هیچ شک و شبهه ای در آن نیست. خداوند متعال خودش فرموده: كُلُّ شَیْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ

ادامه مطلب


طبقه بندی: وقف، 
برچسب ها: یادگار ماندگار، بودن بعد از نبودن، راهی برای ماندگار شدن،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 12 دی 1394 | توسط : حسین ژولیده | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 74  صفحات :
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • ...