تبلیغات
صراط
"با هر گناهی که انسان انجام میدهد عقلی از او جدا می شود که دیگر برنمی گردد ............ وقتی بنده گناه میکند به سبب انجام آن گناه, علمی راکه یاد گرفته بود , فراموش می کند.......... حسن خزّاز ، از امام رضا ( علیه السّلام ) شنیدم كه فرمودند : بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شیعیان ما از دجّال بیشتر است. حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ) به چه علّت؟ فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنین شود، حقّ و باطل به هم در آمیزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود. ( صفات الشیعه ص 8 ) ...........همیشه می توان تولدی دوباره داشت"
عاشق شهادت

شهادت برای همه مومنان و عاشقان دیدار خداوند، آرزویی قلبی و هدف نهایی زندگی در این دنیای خاکیست. به قول سید مرتضی آوینی«زندگی زیباست، اما شهادت زیباتر است».[۱]
ولی خوب می‌دانیم با حلوا حلوا گفتن دهان کسی شیرین نشده و نمی‌شود. پس باید به فکر بود و اسباب رسیدن به این آرزو را فراهم کرد تا نه عمری هدر برود و نه اینکه مسیر را اشتباه رفته باشیم.
مقدمات یا آداب شهادت در راه خدا
۱- تفکر به مرگ و بیادآوری آن
پیامبر (صلی الله و علیه و آله) بسیار توصیه به یاد آوری مرگ می‌کردند و می‌فرمودند: «بسیار مرگ را یاد کنید، زیرا مرگ از بین برنده لذّات است و مرگ حیل بین شما و شهوت ها است».[۲]


ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 19 اسفند 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()
شهادت هنر مردان خداست

سؤالی که ذهن بسیاری از افراد را مشغول کرده است، مقوله عشق به شهادت است. این که چرا بعضی از افراد علاقه به شهادت دارند؟! مطلبی که بسیاری از ما ممکن است جوابی برای آن نداشته باشیم. تلاش می‌کنیم به جواب این سؤال دست یابیم برای این منظور لازم است تعریفی از شهادت داشته باشیم.
کشته شدن در راه خدا
به تلاشی در راه خدا و در مقابل دشمنان اسلام که درحین آن منجر به کشته شدن شخص می‌شود، اصطلاحا شهادت می‌گویند. رسول خدا می‌فرمایند:« أَشْرَفَ‏ الْمَوْتِ‏ قَتْلُ الشَّهَادَةِ [۱] شهادت برترین مرگ‌هاست ». در قرآن کریم نیز به جای عنوان "شهید" از عبارت "مقتول در راه خدا" استفاده شده است. تنها جایی که واژه "شهید" در قرآن به معنای شهید مصطلح در عرف است این آیه می‌باشد:« وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحینَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفیقاً [نساء/۶۹] و كسى كه خدا و پیامبر را اطاعت كند، (در روز رستاخیز،) همنشین كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده، از پیامبران و صدّیقان و شهدا و صالحان، و آنها رفیق‌هاى خوبى هستند».
موقع آن است که به دلایلی از عشق به شهادت در قرآن و روایات اشاره کنیم؛
۱- ایمان حقیقی
همچنان که از آیه ۶۹ سوره نساء نیز برداشت می‌شود، دوستان شهدا از مؤمنان حقیقی هستند. کسی که در مقابل دشمن دین خدا به مقابله می‌پردازد و حتّی جان خود را فدا می‌کند قطعا از ایمانی حقیقی به خداوند متعال برخوردار است. ایمان حقیقی، یعنی اعتقاد راستین به خدا که نشانه آن، تلاش صادقانه و خالصانه و با تمام توان در راه انجام وظیفه الهی است. از این جهت می‌توان گفت؛ کسانی که واقعا به شهادت علاقه‌مند هستند کسانی باید باشند که تسلیم واقعی اوامر الهی بوده‌اند و لذا حاضرند و بلکه عاشقند که برای انجام وظایف حقیقی الهی خود به وسیله شهادت مزد داده شوند.
"شناخت حق" یا به عبارت دیگر "آگاهی و معرفت" نمودی از ایمان حقیقی است که اثر آن در عشق و علاقه به شهادت هویدا می‌شود. لذا امیرالمؤمنین علی علیه السلام می‌فرمایند: « فو الله إنّی لَعَلَى الحَقّ وَ إِنّی لِلشّهادَةِ لَمُحِبّ [۲] به خدا سوگند که همانا من بر حق هستم و عاشق شهادت هستم». از این روایت فهمیده می‌شود که یکی از دلایل عشق به شهادت شناخت راه حق و قرارگرفتن در آن راه است یعنی همان "ایمان واقعی". ایمانی که باعث می‌شود به درجه‌ای از یقین به عاقبت این راه برسد که آرزوی شهادت می‌کند و به آن علاقه‌مند است.
۲- عظمت شهید
در آیات و روایات عظمت مقام شهادت و شهید به اشکال مختلف مورد تاکید است که اگر فردی معتقد به دین و آشنای به کلیّات آن باشد و در این آیات و روایات وارد شده اندکی تأمّل و تفکّر به خرج دهد بی‌گمان شیفته و دلبسته این مقام و جایگاه می‌شود. البته باید دانست این علاقه نباید باعث شود که انسان شرایط و ملاک های شهادت را از یاد ببرد و بخواهد از هر راهی، حتّی غلط، به آن جایگاه برسد که این ناشدنی است و نه تنها فایده‌ای نخواهد داشت بلکه انسان را به گروه گمراهان(ضالّین) و یا غضب شدگان(المغضوب علیهم) ارد می‌کند. در این جا به زوایای مختلف عظمت شهید اشاره می‌کنیم:


ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 18 اسفند 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()

خلوت با نامحرم

در مطالب قبل کلامی از حضرت زهرا (سلام الله علیها) در مورد نزدیک ترین حالت زن به خداوند نقل کردیم که ایشان فرمودند: «هنگامى زن به خداوند نزدیكتر است كه در كنج خانه‌‏اش قرار داشته و از اختلاط با نامحرمان به دور باشد..». [۱] قطعا اولین چیزی که از این توصیه به ذهن خطور می کند، عدم اختلاط زن و مرد و در بعضی موارد به خلوت دو جنس مخالف نیانجامد.
در اوضاع امروز جامعه ما اگر صحبت از مضرات خلوت با نامحرم شود، موجی از روشن فکران و یا به باکلاسان، شروع به اعتراض می کنند که بله شما با این مطالب به شعور و فرهنگ مردم توهین می کنید والا در یک خلوت مگر چه وسوسه و تحریکی وجود دارد؟
باید در جواب این عده گفت اگر وسوسه و تحریک بین دو نامحرم دروغ بود چرا این همه فساد و فحشا  و خیانت رو به افزایش است؟
فقط به ذکر یک روایت در باب اشاره کنم، اگر چه داستانها و عبرت های تاریخ در این موضوع فراوان است.
حضرت امیر (علیه السلام) می فرماید:«هیچ مردی با زن نامحرم در جای خلوت همراه نشود، زیرا، هنگامی که مرد و زن نامحرم در مکانی خلوت همراه شدند، سومین آنان شیطان خواهد بود، که در آنجا حضور خواهد یافت». [۲]
یکی از مواردی که خلوت با نامحرم بوجود می آید، بحث کلاس های آموزش رانندگی است. به قول یکی از بزرگان وقتی دو نامحرم با هم خلوت کنند در یک مدت زمان نمی توانند مثل بت به هم نگاه کنند و باید حرفی و گفت و گویی داشته باشند و این گفتگو اگر غیر ضروری باشد می تواند مقدمه مکالمات وسوسه انگیز باشد.
البته کسانی که اهل دقت هستند معمولا تنها به کلاس های آموزش رانندگی نمی روند و یکی از دوستان و محارم را با خود می برند تا خدای ناکرده اصل خلوت با نامحرم اتفاق نیافتد.

حضرت آیت الله خامنه ای
آموختن رانندگى با کمک و راهنمایى مرد اجنبى در صورتى که با مواظبت بر حجاب و عفاف و اطمینان به عدم وقوع در مفاسد همراه باشد، اشکال ندارد، ولى در عین حال شایسته
است که یکى از محارم وى همراه او باشد، بلکه اولى این است که آموزش رانندگى به کمک مربّى زن یا یکى از محارم صورت بگیرد.[۳]

حضرت آیت الله مکارم شیرازی
س: خلوت با نامحرم چه حکمى دارد؟
ج: احتیاط واجب آن است که مرد و زن نامحرم در محلّ خلوتى که کسى در آنجا نیست و دیگرى هم نمى تواند وارد شود، نمانند; حتّى اگر در آنجا نماز بخوانند نماز آنها اشکال دارد.
س: محدوده خلوت با اجنبیه چیست؟ اگر شخصى مطمئن باشد که در خلوت با اجنبیه به گناه نمى افتد، باز هم این کار اشکال دارد؟
ج: اگر در مکانى هستند که معمولاً هیچ کس رفت و آمد نمى کند، خلوت با اجنبیه محسوب مى شود. و خلوت با اجنبیه، حتّى اگر فکر مى کنند به حرام نمى افتند، اشکال دارد.[۴]

مطاله بیشتر: کتاب خانه احادیث شیعه.
---------------------------------
پی نوشت:
[۱]. نزدیکترین حالت زن به خداوند.
[۲]. مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل‏، نورى، حسین بن محمد تقى‏، تاریخ وفات مؤلف: ۱۳۲۰ ق‏، محقق / مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام‏، موضوع: جوامع روایى‏، زبان: عربى‏، تعداد جلد: ۲۸، ناشر: مؤسسة آل البیت علیهم السلام‏، مكان چاپ: قم‏، سال چاپ: ۱۴۰۸ ق‏، ج ۲، ح ۵۵۳، ص ۳۲۳.
[۳]. سایت حضرت آیت الله خامنه ای.
[۴]. سایت حضرت آیت الله مکارم شیرازی.






داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 16 اسفند 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()
روز نیکو کاری

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه:
سخاوت مندی و نیکو کاری یکی از زیبا ترین و بارزترین صفات مؤمنان و معروف ترین اخلاق انبیاء و اوصیای برگزیده الهی است. سخاوت و گشاده دستی شعاعی از کرامت و بزرگواری و عالی ترین صفات انسانی است که انسانها را به خداوند متعال نزدیک می نماید.  سخاوتمندی مورد ستایش خداوند متعال و مورد علاقه همه انسانها است. منابع اسلامی همواره فراد را از بخل و تنگ نظری باز داشته است و همگان را به بهره مندی سخاوت و گشاده دستی رهنمود ساخته است.

جایگاه و اهمیت سخاوتمندی در فرهنگ اسلامی:
در بینش و نگرش اسلامی یکی از مهمترین و با ارزش ترین وظایفی که بر عهده انسانها گذاشته شده است دستگیری و رسیدگی به امور نیازمندان و فقرا است. در مکتب و فرهنگ اسلامی بی توجهی به حقوق نیازمندان گناهی بزرگ و نابخشودنی است که خداود متعال به آن وعده آتش جهنم را داده است. «ما سَلَكَكُمْ فی‏ سَقَرَ، قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّینَ، وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكینَ؛ [مدثر/ آیات۴۴-۴۲]چه چیز شما را به دوزخ در آورد؟ گویند: ما از نمازگزاران نبودیم و بینوا را طعام نمى‏دادیم». بعد از آنکه خداود متعال علت جهنمی شدن بعضی افراد را بی توجهی و عدم نمازگزار بودن آنان معرفی نمودند، عامل دیگر  یعنی بی توجهی به احوال مستمندان را نیز از جمله عوامل جهنمی شدن جهنمیان بر می شمارند. «اطعام مسكین گرچه به معنى غذا دادن به بینوایان است، ولى ظاهراً منظور از آن، هر گونه كمك به نیازمندیهاى ضرورى نیازمندان مى‏باشد، اعم از خوراك و پوشاك و مسكن و غیر اینها. و همانگونه كه مفسران تصریح كرده‏اند منظور از آن" زكات واجب" است چرا كه ترك انفاقهاى مستحبى سبب ورود در دوزخ نمى‏شود، و این آیه بار دیگر این مطلب را تاكید مى‏كند كه زكات به طور اجمال در مكه نیز نازل شده بود، هر چند تشریع جزئیات و تعیین خصوصیات حدود و مخصوصا تمركز آن در بیت المال در مدینه بوده است.»[۱]



ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 15 اسفند 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()


انتساب و نزدیکی به نسل و خون نیست. چه بسا نزدیکترین اشخاص به انسان اهل و فامیل او محسوب نشوند. نمونه اش پسر حضرت نوح علیه السلام، که خداوند متعال درباره اش فرمود: انه لیس من اهلک، او از اهل تو نیست.

آنچه انسان ها را به یکدیگر نزدیک می کند، شباهت های اعتقادی و اخلاقی آنان است. برای همین است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در وصف جناب سلمان فرمودند: سلمان منا اهل البیت.

با این بیان هرکه می خواهد حضرت زهرا سلام الله علیها را مادر خود بداند و خطاب کند و مهرمادری آن حضرت را گدایی کند، می بایست تا آنجا که می تواند خود را شبیه آن حضرت نماید. رفتار و سلوک اخلاقی حضرت فاطمه علیهاالسلام را سرلوحه خود قرار دهد و زندگی خود را فاطمی کند.

در این دنیا حضرت فاطمه علیهاالسلام یکی از کارهایی که بسیار دوست می داشتند، صدقه و کمک به مستمندان بود. آنجا که فرمود: سه چیز از دنیای شما را دوست دارم: تلاوت قرآن کریم، نگاه به چهره مقدّس پیامبرصلی الله علیه وآله؛ انفاق در راه خدا.

نمونه بارز انفاق، صدقه و ایثار آن بزرگوار، بخشش "لباس عروسی" به زن فقیر بود.آن هم در شب عروسی اش.
با این بیان وقتی حضرت فاطمه سلام الله علیها، بهترین لباسش را در بهترین شب زندگانی اش، به مستمند می بخشد، وقتی اهداء و تامین لباس یک نیازمند برای آن حضرت آنقدر ارزشمند است و اهمیت دارد که لباس عروسیش را هم می بخشد، تکلیف عاشقان آن حضرت و کسانی که می خواهند شبیه حضرت مادر شوند روشن است. اصلا مگر فرزند منش و اخلاقش را از مادرش یاد نمی گیرد؟ و مگر نه این است که فرزند راه مادر را ادامه می دهد؟ پس دیگر چه جای درنگ است. باید برای انجام این کار ارزشمند عجله نمود.

خرید و تهیه لباس برای فقرا و نیازمندان،



ادامه مطلب


طبقه بندی: شرح حدیث،  وقف، 
برچسب ها: راه فاطمی شدن، لباس برای فقرا، الگوگیری از حضرت زهرا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 15 اسفند 1394 | توسط : حسین ژولیده | نظرات()

مخالفت خانواده

تفاوت سنی و اختلاف نسل‌ها باعث می شود دیدگاههای والدین با فرزندان متفاوت باشد، در این میان نمی توان حق را به طور مطلق به فرزند یا والدین داد بلکه هر کدام به نوعی حق دارند و دیدگاهشان صحیح است اما بزرگترها تجارب ارزنده ای دارند که بایستی جوانان از ان استفاده کنند و همین است که می گویند: ای کاش جوان می دانست و پیر می توانست! لذا جوانان گاهی به خاطر عدم تجربهفریب می خورند و به راههای ناسالم کشیده می شوند البته گاهی اوقات هم والدین بدون دلیل مانع رشد و تحرک فرزندانشان می شوند در این راستا نامه ای به دست مان رسیده است که بیان می کنیم.
سوال: من دختری٢٣ساله هستم مشكلم سر ازدواج با كسی است كه از نظر من تایید شده هستند ولی خانواده من هر بار كه بحث از خواستگاری پیش می اید یك بهانه دارند كه سنگ اندازی كنند این روزها دوری راه یا زندگی در شهری دور از خانواده مشكلی جدی نیست به همین دلیل حتی حاضر به صحبت كردن و دیدن ایشان نیستند ویا حتی برسر پول و خانه و ماشین هم بحث می كنند ولی واقعا مادیات برای من مهم نیست مهم درك متقابل بین طرفین هست و یا اینكه می گویند از اقوام دیگر هستند و به ما نمی خورند! از شما خواهش می كنم راهنمایی كنید كه چطور باید با انها صحبت كنم.
پاسخ:
مخالفت خانواده با ازدواج دختر دو حالت می تواند داشته باشد، حالت اول این است که مخالفت خانواده کاملا منطقی و به جا هست اما دختر خانم به دلیل احساسات و بی تجربگی فکر می کند پدر و مادر اشتباه می کنند اما حالت دوم این است که مخالفت خانواده از کمال گرایی و ایده ال نگری به بحث ازدواج نشات می گیرد و فکر می کنند باید خواستگار دخترشان اکثر کمالات را داشته باشد که این نوع مخالفت مردود می باشد.
برای حل مشکل شما باید اول ببینیم مخالفت خانواده از کدام نوع می باشد اگر از نوع اول هست، خب نباید پافشاری کنی و بپذیری که این فرد به درد خانواده شما نمی‌خورد اما اگر از نوع دوم باشد راهکارهایی برای راضی کردن خانواده ارائه خواهیم داد.
برای تشخیص اینکه مخالفت از کدام نوع هست باید به افکار عموم و مشاوران مراجعه کنیم توضیح مطلب اینکه اگر فردی که خواستگار شماست اکثر افراد بالغ و شناخته شده فامیل وی را تایید می کنند و مشاوران هم شما را کفو هم تشخیص می دهند و می گویند احتمال موفقیت در صورت ازدواج بالاست اما پدر و مادر مخالفت می کنند این نوع مخالفت از نوع دوم می باشد اما وقتی صاحب نظران چنین ازدواجی را رد کنند و فقط خودت و خودش بگویید ما تفاهم داریم نشان از احساسی بودن شما در تصمیم می باشد.
نکته مهمی که من احساس کردم این است که به نظرم اشنایی شما در فضای مجازی اتفاق افتاده است چون همه کسانی که در فضای مجازی اشنا می شوند در دو نکته مشترکند فاصله دور و تفاهم صد در صدی که در نوع خودش جالب می باشد چون کسانی که از نوزادی در همسایگی هم زندگی می کنند نمی تونند بگویند ما تفاهم هفتاد در صدی داریم اما در فضای مجازی ما تفاهم صد در صدی هم داریم و حتی در سوالات ما پسر ۱۷ ساله با خانم مطلقه ۴۰ ساله تفاهم صد در صدی داشت که نشان از بی اساس بودن این نوع تفاهم هاست.
موفق باشید
این مطلب را در انجمن دنبال کنید: با وجود درک متقابل خانواده مخالفند؟





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 14 اسفند 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()
حجاب

مدت مدیدی از حضور نرم‌‌افزارهای ارتباطی در فضای مجازی نمی‌گذرد که میلیون‌ها ایرانی به نوعی معتاد برخی از این‌ها؛ مانند وایبر، واتس‌اپ، لاین، کوکو، تلگرام، تانگو، ایمو و غیره شده‌اند. هر چند که ممکن است در بیشتر مواقع استفاده مفید از این نرم‌افزارهای ارتباطی داشت، اما متأسفانه در این فضا، وجدان، اخلاق و معنویت فدا می‌شوند و سمت و سوی هنجارستیز و ارزش‌گریز را پی می‌گیرند. از آنجایی‌که قابلیت تشکیل گروه و تجمعات مجازی در عموم این نرم‌افزارها با عناوینی؛ مانند هنری، فرهنگی، سیاسی، ورزشی و سرگرمی وجود دارد، می‌توان گفت؛ پرخاشگری، نزاع‌های مجازی، سوءاستفاده‌های جنسی و شکسته شدن حریم‌ها محتمل است.
گاهی مشاهده می‌شود که پسران و مردان در چت‌های گروهی، حفظ ظاهر کرده و خود را موجه نشان می‌دهند، اما بعد از شناسایی جنس مؤنث، روابط خارج از چارچوب شرعی و اخلاقی را شکل داده و به راحتی حریم محرم و نامحرم شکسته می‌شود. این تنها گوشه‌ای از آسیب‌های موجود و بلکه مهم نرم‌افزارهای ارتباطی است.


ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 13 اسفند 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()
کیفیت ازدواج فرزندان آدم علیه السلام

می‌دانیم که طبق آیات و روایات، نسل فعلی بشر به حضرت آدم(علیه‌السلام) بر می‌گردد؛ از بسیاری از آیات قرآن کریم برداشت می‌شود که خداوند سبحان، حضرت آدم را بدون پدر و مادر و از «گِل» آفرید. قرآن در این باره می‌فرماید: «إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ طین [ص/ ۷۱] پروردگارت به فرشتگان گفت: من بشرى را از گل مى‏‌آفرینم». امّا سخن در این‌ است که تکثیر نسل فرزندان حضرت آدم(علیه‌السلام) به چه نحو بوده است؟ در همین راستا معاندین و دشمنان دین مقدس اسلام، از این فرصت استفاده کرده و شبهه‌ای را مطرح کرده و می‌گویند: «ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺁﺩﻡ ﻭ ﺣﻮّﺍ ﺑﺎ ﭼﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻧﺪ؟ ﺍﮔﺮ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺣﺮﺍﻡ ﺍﺳﺖ ﺁﯾﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﺸﺮﯾﺖ حرام‌زادهﻫﺴﺘﻨﺪ؟».[۱]

در پاسخ به این شبهه بایستی احتمالات نحوه‌ی تکثیرِ نسلِ حضرت آدم(علیه‌السلام) را بررسی کنیم؛ درباره چگونگی تکثیر نسل حضرت آدم(علیه‌السلام) و ازدواج فرزندان حضرت آدم(علیه‌السلام) چند احتمال وجود دارد:
اول اینکه فرزندان حضرت آدم(علیه‌السلام) با هم ازدواج کرده باشند. یعنی ازدواج خواهر و برادر با یکدیگر صورت گرفته باشد تا نسل آدم گسترش یابد.
احتمال دوم این‌است که فرزندان آدم با کسانی غیر از خواهر و برادر خود ازدواج کرده باشند. مثلا به این صورت که از نسل‌های پیش از آدم کسانی مانده باشند که فرزندان آدم با آن‌ها ازدواج کرده باشند.[۲]
احتمال سوم این است که فرزندان آدم با حوریان بهشتی یا جنّ‌ها ازدواج کرده باشند، دسته‌ای از احادیث تصریح دارند که فرزندان حضرت آدم(علیه‌السلام) با هم ازدواج نکرده‌‏اند، ‏بلکه آن‌ها با حوریانی که خداوند از بهشت فرستاد، ازدواج کردند.[۳]

از بین این احتمالات تنها احتمال اول از جانب عدّه‌ای از علما، نظیر علامه طباطبایی برگزیده شده است و آیه ذیل را دلیل بر آن گرفته‌اند: «یا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذی خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً كَثیراً وَ نِساءًا [نساء/۱] اى مردم! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهیزید! همان كسى كه همه شما را از یك انسان آفرید و همسر او را (نیز) از جنس او خلق كرد و از آن دو، مردان و زنان فراوانى (در روى زمین) منتشر ساخت.»



ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 12 اسفند 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()

کوفیان را همه به بیوفایی می‌شناسند و سرزنش‌شان می‌کنند. ما نیز به نوبه خود، آنان را شماتت کرده و از جفاهایی که به مولایمان روا داشته اند، اعلام بیزاری نموده و با افتخار شعار سر می دهیم که ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند...

اما به راستی کوفیان چه کرده اند و چرا نامشان در تاریخ به بی وفایی شهرت یافته است؟ علت را می بایست در کلام خود مولا جستجو نمود:

لحظه ای خاموش باشید! گوش کنید! هنوز که هنوز است صدای جانسوز مولایمان امام علی علیه السلام به گوش می‌رسد که چگونه از بی‌وفایی کوفیان، لب به سخن گشوده و آنها را مورد نکوهش قرار داده و در یکی از خطبه های علت جفای کوفیان را برشمرده و می‌فرماید:

سخنان ادعایی شما، سنگ ها را می شکند ولی رفتار سست شما، دشمنانتان را امیدوار می‌سازد.

امام علی علیه السلام، در این فراز، شعارهای توخالی و رفتار دشمن پسند کوفیان را بازگو نموده و اینگونه شاخصی برای کوفیان بیان می دارند.

حال که اینگونه است، بیایید خود را بیازماییم! لحظه ای فکر کنیم و رودربایستی را با خودمان کنار بگذاریم و ببینیم اگر ما در زمان امام علی علیه السلام بودیم چه می کردیم؟ با ولی خدا همراه می شدیم یا منافع شخصی، خانوادگی، حزبی و جناحی خویش را بر خواست مولایمان ترجیح می دادیم؟

هر کس می خواهد حال خود را نزد امام معصوم علیه السلام ببینید، بیاید و خود را با شاخص "ولایت" محک بزند و دریابد که چند مرده حلاج است؟ ببینیم در غیاب ظاهری ولی خدا، به چه میزان گوش به فرمان جانشین و نایب امام معصوم هستیم؟ در شعارهایمان چقدر صادق ایم و رفتار ما چگونه است؟ اگر در این مرحله خدایی ناکرده کم آورده و مردود شده ایم، دیگر به جای شعار سردادن و عرض ارادت های خیالی بهتر است فکری به حال خود کنیم و تا دیر نشده منش و سبک زندگی خود را عوض کنیم تا در عصر ظهور آخرین حجت الهی شرمسار نشویم.

راستی مگر رهبر معظم انقلاب که نائب امام زمان هستند چندی پیش نفرمودند:


ادامه مطلب


طبقه بندی: شرح حدیث، 
برچسب ها: ولایت فقیه، امتثال از ولی فقیه، اهل کوفه آخر الزمان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 12 اسفند 1394 | توسط : حسین ژولیده | نظرات()
احسان به همسایه

از موارد احسان و نیکوکاری که دین اسلام در بعد زندگی اجتماعی به آن توجه خاص دارد، نیکی و احسان به همسایگان است. پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) دراین‌باره و در اهمیت حقوق همسایه فرمودند: «جبرئیل درباره همسایه آن‌قدر به من سفارش کرد که پنداشتم همسایه از همسایه ارث خواهد برد». [۱] و نیز احادیث متعدد دیگر درباره احسان به همسایگان و چگونگی راضی نگه‌داشتن مردم تأکید فراوانی شده چه اینکه انسان فطرتاً تمایل دارد در اجتماع باشد و نیازهای خود را از طریق ارتباط با دیگران مرتفع سازد و زندگی بدون ارتباط نیکو با جهان پیرامون بسیار دشوار است.
در همین راستا از مهم‌ترین ارتباطات نیکویی، که انسان می‌تواند باهم نوع خود داشته باشد، رابطه نیک همسایه با همسایه است که در روایات اسلامی نیز بر این ارتباط تأکید بسیار زیادی شده است به‌طوری که علی (علیه السّلام) تأکید می‌فرماید: «متّقین کسانی هستند که به همسایگان ضرر و زیان نمی‌رسانند». [۲]
بنابراین حداقل حقی که بر هر همسایه‌ای واجب است این است که آزار و اذیت او به همسایه خود نرسد. حتی اگر همسایه‌اش کافر باشد. آزار و اذیت مؤمن. به‌خصوص این‌که اگر همسایه نیز باشد. به‌اندازه مذموم و پلید است که امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: «از ما نیست کسی که با همسایه خود به‌خوبی رفتار نکند» و رسول خدا نیز تأکید فرمودند: «هر کس همسایه خود را آزار رساند خدا بوی بهشت را بر او حرام سازد و جایش دوزخ است و بد جایگاهی است». [۳]
مردی از انصار نزد رسول خدا شرفیاب شده و عرض کرد: در فلان محله خانه‌ای خریدم و نزدیکترین همسایه‌ام کسی است که امیدی به خیرش نیست و از شرش آسودگی ندارم. رسول خدا: به علی (علیه‌السّلام) سلمان، ابوذر، مقداد فرمود تا در مسجد به صدای بلند جار بزنند: هر که همسایه‌اش از آزار او آسوده نباشد، ایمان ندارد. و سه بار جار زدند. سپس آن حضرت با دست خود به هر چهل باب خانه که در برابرش بودند سمت راست و چپ اشاره فرمود. (یعنی تا چهل خانه از چهار طرف همسایه است.) [۴] و نکته مهم اینکه نباید همسایه را از دعای خیر فراموش کرد حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) دراین‌باره به امام حسن (علیه‌السّلام) فرمودند الجار ثمَّ الدار، اول همسایه بعد خودمان.

-------------------------------------------
پی‌نوشت:
[۱]. من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، قم، جامعه مدرسین قم، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۵۲.
[۲]. دشتی، محمد، شرح نهج البلاغه، نشر مشرقین، ص ۴۰۶.
[۳]. گناهان كبیره، دستغیب، سید عبدالحسین، انتشارات جامعه مدرسین، قم ،۱۳۷۶، صص ۳۰۵، ۳۰۶.
[۴]. همان، ص۳۰۶.





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 11 اسفند 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()
ازدواج جوانان

پسری ۲۶ ساله‌ای هستم. مدتی است که کار می‌کنم و از جهت مالی مشکل چندانی ندارم، ولی اصلاً انگیزه‌ای برای ازدواج ندارم. لطفاً مرا راهنمایی کنید.
پاسخ سؤال:
گرچه توضیح چندانی در خصوص عدم انگیزه‌تان نسبت به ازدواج ارائه ندادید و اینکه آیا نسبت به اصل ازدواج انگیزه‌ای ندارید و یا نسبت به جنس مخالف و ارتباط با آن؟ زیرا برخی به غلط، این دو را با هم اشتباه می‌گیرند. به هر حال، برفرض اینکه شما صرفاً انگیزه ازدواج نداشته باشید، باید عرض کنم که قبل از هرچیز لازم است مشکل، ریشه‌یابی شود تا با مشخص شدن علت این پدیده بتوانید این مسئله را حل کنید.
امّا عدم تمایل شما به ازدواج، می‌تواند علل متعددی و مختلفی داشته باشد که در اینجا ما به عمده و مهم‌ترین آن اشاره می‌کنیم و شما با بررسی این علل و تطبیق آن با وضعیت خود، بهتر خواهید توانست که علت اصلی عدم انگیزه‌تان نسبت به ازدواج را در خود تشخیص داده و به حل آن بپردازید.
امّا دلایل عمده عدم انگیزه به ازدواج عبارتند از:
۱. چه بسا به این دلیل باشد که هدفی برای ازدواج کردن ندارید، ولی باید بدانید که هدف خاصی برای ازدواج لازم نیست. همین که سبب آرامش روحی و جسمی می‌شود کافی است، بلکه از اینکه همه مردم در طول تاریخ آن را به عنوان یک کار درست انجام داده‌اند معلوم می‌شود که خوب و لازم است.
۲. شاید شما در صفات و شرایط همسر، فرد ایده‌آل‌گرایی باشید و به جهت نیافتن آن، سرخورده و بی‌انگیزه شده‌اید. اگر چنین است بدانید که انسان ایده‌آل وجود ندارد و اگر هم باشد شاید شما هم ایده‌آل آن فرد نباشید.


ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 10 اسفند 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()
مردد

بنده پسری ۲۳ ساله هستم. سال گذشته با دختری آشنا شدم (البته منظورم دوستی و رابطه نیست، بلکه تنها ایشان را در کلاس درس می‌شناختم.)
ولی متأسفانه به دلایلی برای خواستگاری از ایشان دیر اقدام کردم و تا می‌خواستم به صورت رسمی اقدام کنم، یکی دیگر از همکلاسی‌ها برای خواستگاری از او اقدام نمود و درنهایت جواب بله را هم گرفت و باهم ازدواج کردند. 
الآن که تقریباً یک‌سال از ازدواج آن‌ها می‌گذرد، هنوز بنده نتوانستم آن دختر را فراموش کنم. هنوز مثل آن حسی را که نسبت به آن دخترخانم داشتم نسبت به هیچ دختر دیگری ندارم. به هر حال دارم سعی می‌کنم که ایشان را فراموش کنم. به اصرار خانواده، دو بار در این چند ماه اخیر به خواستگاری دو مورد رفتم که در هر دو بار، با بهانه‌های عجیب و غریب جواب منفی دادم.
بااینکه خانواده‌های هر دو مورد خوب بودند، ولی متأسفانه آن لحظه‌ای که برای خواستگاری باهم صحبت می‌کردیم، اصلاً هیچ حسی نسبت به آن دو مورد نداشتم. قبلاً فکر می‌کردم وقتی فردی بخواهد باکسی ازدواج کند، باید عاشق آن مورد باشد، ولی مشاورهایی که نزدشان رفتم، معتقدند شما ازدواج کنید، بعداً عشق هم در زندگی‌تان خواهد آمد. ولی من خیلی بعید می‌دانم چنین اتفاقی برای بنده رخ دهد. 
الآن سؤال بنده این است اگر من به توصیه‌های مشاور گوش فرا دهم و بدون عشق و علاقه وارد زندگی مشترک شوم، آیا اگر بعد از ازدواج عاشق نشدم، شما تضمین می‌دهید؟ لطفاً مرا راهنمایی کنید.
پاسخ سؤال:
اولین نکته قابل توجه این است که اصلاً قرار نیست برای ازدواج، عاشق کسی شد تا او را برای ازدواج انتخاب کنیم. اتفاقاً اگر کسی از روی عشق، فردی را انتخاب کند، احتمال خطا و اشتباه در انتخابش بسیار زیاد است؛ چرا که معمولاً فردی که عاشق است کمتر به تناسبات لازمه میان دختر و پسر و خانواده‌ها توجه می‌کند. لذا از روی احساس دست به انتخاب می‌زند و بعد پیش آمده که بعد از ورود به زندگی مشترک و قرار گرفتن در گیرودار اختلافات، این عشق منجر به تنفر طرفینی شده است.
بنابراین از این تصور که می‌بایست عاشقانه کسی را انتخاب کرد، بیرون بیایید، بلکه باید در انتخاب همسر عاقلانه انتخاب کرد تا یک عمر عاشقانه زندگی کرد. احتمالاً توصیه‌های مشاوران به شما نیز از این بابت بوده است؛ یعنی بنا نیست از روی عشق کسی را انتخاب کرد.
امّا همه این‌ها، بدین معنی نیست که فرد برای انتخاب، به کشش و علاقه نسبت به طرف مقابل توجه نکند، بلکه در انتخاب شریک زندگی، علاوه بر در نظر گرفتن تناسبات لازمه (از جهت اعتقادی، اخلاقی، رفتاری، فکری، فرهنگی و خانوادگی) می‌بایست که طرفین به همدیگر به عنوان همسر علاقه‌مند باشند. لذا اگر این کشش و پسند قلبی در زوجین اصلاً وجود نداشته باشد، احتمال اینکه در آینده (زندگی زناشویی) نیز به وجود نیاید هست.


ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 9 اسفند 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()

ازدواج


سلام
دختری که با او هستم خیلی عاشقش هستم. او هم مرا خیلی دوست دارد؛ اما روابطی که قبل از من داشته همیشه ذهنم را اذیت می‌کند. واقعاً دوستش دارم؛ اما مانده‌ام چه کار کنم؟ ممنون.

جواب:

سلام
توجه شما به این عیب با وجود عشقی که دارید خوب است. البته بعد از ازدواج که کمی هیجانات شما کاهش پیدا می‌کند، ممکن است این مسأله خودش را بیشتر نشان بدهد و او را گناهکار بدانی. البته به این نکته هم باید دقت داشته باشید که برخی از دخترها به قصد ازدواج با پسری دوست می‌شوند، ولی به هر دلیلی این رابطه به جدایی ختم می‌شود. به هر حال اگر دختری به قصد ازدواج با پسری دوست شده باشد، می‌شود مطمئن بود که این رابطه بعد از ازدواج هم تمام می‌شود و با فرد دیگری هم رابطه برقرار نمی‌کند؛ اما اگر بعد از چند بار رابطه و جدایی دختر فاسد شده باشد، به این راحتی نمی‌شود به او اعتماد کرد و بیشتر باید احتیاط کنید.

پس اگر واقعاً بدانید: ۱- رابطه‌اش برای ازدواج بوده. ۲- فاسد هم نشده. ۳- توبه هم کرده ۴- از طرفی، قلبتان هم به پاکی او مطمئن باشد. ۵- رفتار شک بر انگیزی هم از او نبینید. در این صورت ازدواج با ایشان اشکالی نخواهد داشت.

موفق باشید





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 8 اسفند 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()
انتخابات

یکی از دلایلی که سبب شده تا انتخابات ایران، همیشه کانون توجه جهانیان قرار بگیرد، کم نظیر بودن آن در میان کشورهای منطقه است. در منطقه‌ی غرب آسیا و شمال آفریقا، جمهوری اسلامی ایران از معدود نظام‌هایی است که برای تعیین حکمرانان خود، به آرای مردم، مراجعه کرده و به نظر مردم، متکی است. با نگاهی به وضعیت سیاسی کشورهای منطقه، فقدان اعتماد به آرای عمومی، به وضوح، قابل مشاهده است.
در کویت، بیش از ۵۰ سال است که فرمانروایی، در قبضه‌ی «آل صباح» می‌باشد و هیچ فرد دیگری، خارج از این خاندان، حق به دست گرفتن قدرت را ندارد. در عربستان، بیش از ۸۰ سال است که قدرت، در دستان برادران «آل سعود» در حال گردش است و در این کشور، چبزی به نام انتخابات مجلس و ... وجود ندارد. در قطر هم خاندان «آل ثانی» قدرت را در دست گرفته‌اند و مانند توپی به هم پاس می‌دهند و در این میان، رأی مردم، هیچ جایگاهی ندارد. در بحرین «آل خلیفه» کشور را ملک طلق خود می‌دانند و حق حکومت را فقط برای خود، به رسمیت می‌شناسند. به این جمع، باید اضافه کرد کشورهایی مثل عمان، امارات و ... .
اما در همین منطقه‌ی جغرافیایی دنیا، کشوری به نام «ایران» و نظامی به نام «جمهوری اسلامی» وجود دارد که در همان دو ماه اول استقرار خود و با اصرار بنیانگذار آن، به آرای عمومی مراجعه کرد و از آن روز تا کنون، تقریبا هر سال، یک انتخابات در این کشور، برگزار گردید.
در چنین شرایطی، کاملاً طبیعی است که ایران اسلامی، کانون توجه دنیا قرار بگیرد و انتخابات آن از جذابیت وصف ناشدنی برخوردار باشد. با این توصیف، «ملت ایران، قدر این آزادى و قدر این حضور مردمى و قدر این اختیار مردمى را باید خیلى بداند؛ همه‌ى ما باید قدر بدانیم. این را انقلاب و اسلام به ما داد. این، نعمت الهى است؛ باید آن را شكر بگزاریم؛ شكرش هم به این است كه در این میدان وارد شویم.» [۱]

پی‌نوشت:
[۱] رهبر معظم انقلاب، سوم خرداد




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 6 اسفند 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()
اعتماد به خداوند

من جوانی ۲۰ ساله و دانشجوی رشته حقوق هستم که ۳ سال دیگر درسم تمام می‌شود. تمایل به ازدواج دارم، ولی متأسفانه به دلیل لاغری و مشکلات مادی می‌ترسم برای ازدواج پا پیش بگذارم؛ درحالی‌که ازلحاظ غریزه جنسی بسیار تحت‌فشار هستم و می‌ترسم که به فساد کشیده شوم. لطفاً مرا راهنمایی کنید.
پاسخ سؤال:
از منظر آموزه‌های دینی، جوانی که احساس نیاز جنسی بکند، لازم است ازدواج کند [۱]؛ چراکه اگر این کار را نکند و بگوید که من خودم را نگه می‌دارم، مقاومتش به‌تدریج تحلیل رفته و درهم خواهد شکست. اگر هم این‌طور نشود، دائماً باید به خاطر محرومیت از ارضای عاطفی و جنسی عذاب بکشد.
این تمایل شما به ازدواج، حاکی از نیازی است که در درون خود احساس می‌کنید. اگر در این شرایط تصمیم به ازدواج گرفته‌اید، باید عرض کنم تصمیم به‌جا و منطقی گرفته‌اید؛ زیرا اگر خواسته یا ناخواسته به گناه بیفتید و به فساد کشیده شوید، عفت و پاکدامنی‌ خود را از دست می‌دهید که ممکن است بعداً حتی با ازدواج هم بر نگردد. 
امّا در مورد لاغری که به آن اشاره کردید و این مسئله باعث شده تا حدودی اعتمادبه‌نفستان پایین بیاید باید بگویم: به نظرم، لاغری اگر حُسن نباشد عیب نیست؛ مگر اینکه لاغری شما بسیار شدید باشد. علاوه بر اینکه برای دخترها، معمولاً چاقی یا لاغری پسرها خیلی مهم نیست و شما از این بابت نگران نباشید.


ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 5 اسفند 1394 | توسط : احمد داعی | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 75  صفحات :
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • ...