تبلیغات
صراط
"با هر گناهی که انسان انجام میدهد عقلی از او جدا می شود که دیگر برنمی گردد ............ وقتی بنده گناه میکند به سبب انجام آن گناه, علمی راکه یاد گرفته بود , فراموش می کند.......... حسن خزّاز ، از امام رضا ( علیه السّلام ) شنیدم كه فرمودند : بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شیعیان ما از دجّال بیشتر است. حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ) به چه علّت؟ فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنین شود، حقّ و باطل به هم در آمیزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود. ( صفات الشیعه ص 8 ) ...........همیشه می توان تولدی دوباره داشت"

از نکاتی که در امر ازدواج، باید جوانان در نظر داشته باشند این است که قبل از ورود احساسات در انتخاب شریک زندگی، می‌بایست عاقلانه با این مسئله روبرو گردند.
همچنین یکی دیگر از نکات مهمی که باید به آن توجه داشت، این است که بدانیم در جامعه‌ی ما، خانواده‌ها معمولا حرف نهایی را می‌زنند؛ لذا بهتر است قبل از اینکه احساسات‌شان را در این مسیر دخیل نمایند، ابتدا تمامی زوایا را در نظر گرفته و سپس در همان آغاز ماجرا، خانواده‌ها را در جریان قرار دهند تا درصد اشتباه و مشکلات روحی به مراتب کاهش پیدا نموده و بتوانند شرایط را برای گرفتن یک تصمیم صحیح، آماده‌تر نمایند.
در انجمن رهروان ولایت مطلبی در این باب درج شده که توجه به آن خالی از لطف نیست.
سـوال:
سلام من دختری هستم با مدرک لیسانس مهندس پزشکی و ۲۳ سال سن دارم. پارسال به صورت اتفاقی در چت روم با پسری آشنا و به او علاقه‌مند شدم. سنّ ایشان ۳۱ و مدرک‌شان فوق لیسانس جغرافیا می‌باشد و هر دو مذهبی هستیم. ابتدای کار، حدودا ۶ ماه به همین صورت با هم حرف می‌زدیم؛ البته خانواده پسر اطلاع داشتند و راضی بودند و بعد از گذشت این ۶ ماه، سرانجام به خواستگاری آمدند، اما پدر من به خاطر فاصله سنّی و با توجه به شغل پسر و نداشتن در آمد مناسب، راضی به این وصلت نشدند. ما هم بعد از گذشت مدتی از هم جدا شدیم، ولی الان بازهم به مدت ۶ ماه است که با یکدیگر حرف می‌زنیم و به هم علاقه داریم. لطفا کمک کنید و بفرمائید ما چه کاری باید انجام دهیم؟
پـاسـخ:
عرض سلام و احترام؛ خواهر گرامی در ابتدا باید عرض شود، روش آشنائی شما روش معقولی نبوده و با اینکه می‌فرمائید هر دو مذهبی هستید متاسفانه به مدت ۶ ماه آن هم به صورت مخفیانه با هم ارتباط داشتید و چت می‌کردید؛ ارتباطی که سرانجام آن اصلا مشخص نبود چه خواهد شد و تنها نتیجه‌ای که اکنون نصیب‌تان شده است، افزایش علاقه‌ی کاذب بین شما می‌باشد؛ البته اشتباه به اینجا نیز ختم نشد و متاسفانه بعد از اینکه ایشان رسماً به خواستگاری آمدند و پدر شما به خاطر دلایلی از جمله 8 سال اختلاف سنّی‌ و وضعیت بد اقتصادی، به این آقا جواب منفی دادند، باز هم شما بدون توجه به صحبت‌های پدر، با ایشان به چت و گفتگو ادامه دادید که در نتیجه وابستگی شما به آن پسر شدیدتر شده است.
منهای توجه به مسائل شرعی و اُخروی این ماجرا که باید به گونه‌ای مستقل مورد بررسی قرار بگیرد، باید به این مسئله دقت داشته باشید که در همین زندگی دنیوی، اگر قرار باشد در این ارتباط فقط یک نفر ضرر کند، آن فرد شما خواهید بود! در این ماجرا هر روز بر وابستگی شما افزوده خواهد شد و به گزینه‌های احتمالی بعدی هم نمی‌توانید فکر کنید و آنها را با یک سراب معاوضه خواهید نمود!
همچنین از شما خواهش می‌کنم توجه داشته باشید که به قرینه موارد مشابه متعدد، اگر به همین رویّه ادامه دهید، به احتمال زیاد بعد از مدتی، شما برای آن پسر تبدیل به یک مهره بی‌ارزش و تاریخ مصرف گذشته خواهید شد که دیگر لذتی برای او نداشته و حتی ممکن است به شما سوءظن هم پیدا کند و بگوید: «شاید این دختر با افراد نامحرم دیگری هم به همین راحتی چت می‌کند و... »
پیشنهاد بنده:
خواهش دارم قبل از این که دیر شود به این حدیث، خوب توجه داشته باشید که رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: «زیانكارترین مردم كسی است كه عمرى را برای رسیدن به آرزوئی وقت گذارد، اما روزگار او را به منظورش نرساند و از دنیا، بی‌توشه خارج شده و در پیشگاه خداوند نیز دلیلى نداشته باشد».[1]
این ارتباطات که الان مدّتش به بیش از یک سال رسیده را قطع نمائید و از ایشان بخواهید اگر واقعا به شما علاقه‌مند است، این علاقه را در مقام عمل ثابت کند و موانع موجود را برطرف سازد!
مگر نه آنکه یکی از موانع وضعیت اقتصادی ایشان است، پس از او بخواهید تا به خاطر شما تلاش کرده و وضعیت بهتری را فراهم آورد و باز رسما به خواستگاری شما آمده و به جای اینکه شما را دائماً به خود وابسته‌تر کند، مثل یک مرد واقعی با اثبات توانائی‌هایش، دل پدرتان را به دست آورد!

امیدوارم موفق باشید.
--------------------------------------------------
پی‌نوشت:
[1]. پاینده، نهج الفصاحه، ص۱۷۳، ح۱۰۸

همین مطلب را می‌توانید در انجمن نیز مشاهده بفرمائید: http://welayatnet.com/node/87037







داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 18 تیر 1395 | توسط : احمد داعی | نظرات()

در آستانه روز جهانی قدس که وظیفه اخلاقی و اسلامی، دفاع از مظلومان فلسطین را یاد آوری می‌کند به‌جاست که بیان شود پشتیبانی از حقوق اسلامی و انسانی مردم ستمدیده و آواره فلسطین و حمایت همه‌جانبه از آنان برای بیرون راندن متجاوزان صهیونیستی از سراسر فلسطین و حاکمیّت بر سرنوشت خویش از روشنترین مصادیق وظایف اخلاقی و اسلامی است که نه تنها بر عهده تک‌تک مسلمانان است بلکه هر انسان آزاده‌ای نیز اخلاقاً موظف به مقابله با ظلم و ستم اشغالگران صهیونیستی است.
چه اینکه به‌حکم وظیفه اخلاق اسلامی و طبق آیه نود و شش سوره انبیاء: «اِنّ هذه اُمّتکم اُمَّه واحدةً» تمامی مسلمانان در چارچوب وظیفه اخلاقی مشترک و متقابل قرار دارند. بر اساس مفهوم «امت واحد اسلامی» که برخاسته از اندیشه اسلامی و مستند به آموزه های مؤکد وحیانی است دیگر مرزهای شناخته‌شده بین المللی و نژادی و زبانی و حتی نوع حکومتها نمی‌توانند هیچ مسلمانی را از شمول دایره وظایف اخلاقی امت بیرون ببرد و همه سرزمین‌های مسلمانان به‌عنوان سرزمین امت اسلامی، طبق اخلاق و آموزه‌های اسلامی در حمایت آحاد امت اسلامی قرار می‌گیرد از این منظر ملت‌های  مسلمان نمی‌تواند و نباید خود را از مظلومیت دیگر ملتهای اسلامی فارغ و جدا بداند، فرهنگ اسلامی ما سرشار از آموزههای مبارزه با ظلم و عدم پذیرش آن و حمایت از مظلومان است.
قرآن کریم نیز بر دفاع از مظلوم چنین سفارش می‌فرماید: «أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتِلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلی نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ به غیر حَقٍّ إِلاَّ أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ [حج/39 و 40] اجازه داده است خداوند به مبارزان اسلام زیرا آنها از دشمن ستم کشیدهاند و خدا بر یاری آنها قادر است آن مؤمنانی که به‌ناحق از خانه هایشان آواره شدند جز آنکه می‌گفتند پروردگار ما خدای یکتاست...» علاوه بر آیات متعدد قرآن روایات اسلامی نیز اخلاقاً اهتمام بر امور مسلمین خصوصاً رفع ستم از آنان تأکید می‌کنند چنانکه  پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: «مَنْ اَصْبَحَ‌لا یَهتَمُ به امور المُسلِمینَ فَلَیْسَ بِمُسٌلِمِ [1] کسی که صبح کند و به امور مسلمانان اهتمام نکند مسلمان نیست» و حضرت علی (علیه‌السّلام) تأکید فرمودند:‌ «کونوا لِلظالِمِ‌خَصْما وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً [2] دشمن ستمگر و یاور ستمیده باشید».
روشن است که طبق آیات قرآن و روایات اسلامی حمایت از مظلومان از وظایف اخلاقی و دینی همه مؤمنان است و لذا در این راستا حمایت از مردم ستمدیده فلسطین وظیفه و مسؤولیت اسلامی و اخلاقی ماست.
البته وجدان انسانی نیز بر این وظیفه اخلاقی تأکید دارد، آنچه در سطح جهان و حتی در کشورهای غربی و نامسلمان در حمایت از مردم رنجدیده فلسطین و محکوم ساختن تجاوزها و خونریزیهای رژیم متجاوز اسرائیل روی می‌دهد به جهت وجدان بیدار انسان‌هاست، که با توجه به اخلاقیات و وجدان انسانی در دفاع از عدالت و صلح و حمایت از مظلومان فلسطینی و رانده‌شدگان از سرزمین خویش و زنان و کودکانی که خانه بر سرشان خراب می‌شود نمی‌توان از آن شانه خالی کرد. این اخلاق انسانی را  امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) چنین بیان می‌فرمایند: «اِمّا اَخٌ‌لَکَ فیالدّینِ‌ اَوْ نظیرٌ لَکَ فِیالخَلْقِ [3] مردمان یا برادر ایمانی تو هستند یا همانند تواند در آفرینش» طبق این بیان حضرت بر هر انسان آزاده و دارای وجدانی لازم است که به حمایت از مردم فلسطین و سایر مظلومین بشتابد فراتر از عقیده و آرمانی که دارد و این مسؤولیتی است که وجدان، اخلاق و فطرت انسان‌ها بر دوش آنها قرار می‌دهد.
بنابراین حمایت و پشتیبانی از حقوق مسلّم مردم مظلوم فلسطین در برابر متجاوزان صهیونیستی که از حمایت قدرتهای بزرگ همچون آمریکا برخوردار هستند وظیفه مسؤولیت دینی و اسلامی ماست به‌عنوان یک مسلمان و به‌عنوان فرهنگی که داعیه حمایت از مظلومین و دفاع از حقوق همه مسلمانان را دارا است و هم مسؤولیت انسانی ما که در قبال ظلم ساکت ننشسته و به صدای وجدان و فطرت خود پاسخ دهیم و به‌عنوان حداقل وظیفه اخلاقی و انسانی در مقابله با ظلم و ستم اشغالگران صهیونیستی شایسته است روز قدس پیش رو را با شرکت هرچه پرشورتر گرامی بداریم.

----------------------
پی‌نوشت:
[1]. تحف العقول، شیخ صدوق، تهران: انتشارات اسلامیه 1358، ص 58.
[2]. نهجالبلاغه، سید رضی، ترجمة دشتی، محمد، نامة 47، ص 558.
[3]. نهجالبلاغه، همان، نامة 53، ص 566.







برچسب ها: قدس،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 11 تیر 1395 | توسط : احمد داعی | نظرات()

هر گاه به روز قدس نزدیک می‌شویم شایعه پراکنی‌ها در مورد فلسطین فزونی می‌یابد، تا شاید از طریق قبولاندن این شایعات به مردم ایران، حضور آنان در راهپیمایی روز قدس را کم‌رنگ کنند و حمایت این مردم از مردم مظلوم فلسطین را سلب کنند.
گاهی با ناصبی خواندن مردم فلسطین و دشمن شیعه جلوه دادن آنان، درصددند که شیعیان غیور و عاشق اهل بیت(علیهم‌السلام) را از مردم فلسطین، دور بلکه حتی متنفر سازند تا دست از حمایت فلسطین و آرمان‌های قدس بکشند.

گاهی شایعه می‌کنند: می‌دانی مجسمه‌ای از «ابن ملجم مرادی» در یکی از مناطق اصلی غزه وجود دارد و روی تابلوی این میدان نوشته شده: «مرحبا به این ضربت». اما با یک جستجوی ساده در اینترنت و وارد کردن نام این میدان، چه با زبان عربی [ساحة ابن ملجم] و چه انگلیسی (Ibn Moljam SQ) و یا هر زبان دیگری می‌توان دریافت که هیچ نشانه‌ای از این میدان نه در غزه و نه هیچ جای دیگر وجود ندارد.

گاهی هم شایعه می‌کنند که فلسطینیان کسانی هستند که خون‌های اهدایی ایرانیان به بیماران فلسطینی را نپذیرفتند چون‌که آن‌ها شیعیان را کافر می‌دانند و از تزریق خون آن‌ها به بیماران‌شان ممانعت می‌کنند!»

سناریوی اصلی این شایعه بیشتر برای پخش در بین گروه‌های مذهبی مطرح شده تا به نوعی با جریحه‌دار کردن احساسات قشرهای مذهبی، آنان را به فراموشی دفاع از غزه وادارد. اما یک جستجوی سریع در اینترنت درباره عقاید مسلمانان فلسطینی، می‌تواند دروغ بودن این شایعات را به سادگی به اثبات برساند.

ما ناصبی نیستیم
در بسیاری از رسانه ها اشتباها و یا به عمد گفته می‌شود که فلسطینیان از نواصب و وهابی‌ها هستند. این در حالی است که حال و روز فلسطین از گذشته تا به امروز این حرف را تایید نمی‌کند.
دکتر خالد القدومی در مصاحبه‌ای با خبرگزاری حوزه به این مسائل اشاره می‌کند و پاسخ‌های مستند و دقیق به این حاشیه‌سازی‌ها و جنگ روانی می‌دهد. القدومی در این گفتگو با رد شایعات اخیر درباره مردم غزه می‌گوید: «من تعدادی ویدئو دارم که درباره مراقد اهل بیت(علیهم‌السلام) در غزه و محبت مردم نسبت اهل بیت(علیهم‌السلام) است. مسئله ناصبی بودن فلسطینیان یک فتنه است. زمان انتشارش هم فتنه بودن آن را تصدیق می‌کند. ما اهل بیت(علیهم‌السلام) را دوست داریم و پیروزی‌های خود را مدیون امام علی، امام حسن، و امام حسین(علیهم‌السلام) می دانیم. فرزندان ما به اسم اهل بیت(علیهم‌السلام) نامگذاری شده‌اند. مرقد هاشم جد بزرگوار پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در غزه قرار دارد و در آن نماز اقامه می‌شود. اینها عقده های منافقین و شکست خوردگان است که می خواهند جمهوری اسلامی را از حمایت غزه منصرف کنند».

دکتر القدومی در ادامه می گوید:
«و این مثال‌ها زیاد است و این خیلی بد است که امروز مجاهدان فلسطینی با رژیم صهیونیستی در جنگ باشند و جان خود را در کف دست گرفته و از امت اسلام دفاع کنند؛ آن‌گاه ما تردید افکنی کنیم. این‌ها عقده‌های افراد شکست خورده و منافق است برای متهم ساختن فلسطین و منصرف ساختن جمهوری اسلامی و مقاومت از جهت‌گیری درست و صحیح خود و ایجاد اختلاف و فتنه میان طرفین. این‌ها مردم ما را اذیت می‌کند. ما شهید می‌دهیم و نام‌های حسین و علی و ابوعلی و ابوحسن داریم و بعد متهم به ناصبی بودن می‌شو





برچسب ها: قدس،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 11 تیر 1395 | توسط : احمد داعی | نظرات()

از آن‌جا که انسان دو بعد جسمانی و روحانی دارد این دنیا نیز ظاهر و باطنی داشته و مسلّما اعمال ما انسان‌ها نیز ظاهر و باطنی دارند. در این مقاله قصد داریم تا به باطن روابط نامشروع به خصوص روابط دختر و پسر از دیدگاه عقلی و روایی بپردازیم. روشن است که دیدن باطن گناه نیاز به خودسازی دارد و مهم‌ترین مرحله خودسازی ترک گناه است. شاید با تحقیق‌های این‌چنینی در رابطه با صورت برزخی و باطنی گناهان، تفکّر و البتّه با عنایت خداوند، قدرت دوری از گناه را بازیابیم. ارتباط و درخواست عاجزانه از خداوند متعال کمکی حقیقی در این مسیر است.

بوی گناه رابطه دوستی دختر و پسر
هر گناهی بسته به نوع تأثیر و ریشه‌ای که دارد حقیقتی متمایز با گناهان دیگر دارد. یکی از صورت‌های باطنی گناهان بوی تعفّن و آزاردهنده آن‌هاست. شهرت و بازتاب خبری گناه با انواع دیدن، شنیدن و دهان به دهان شدن و نقل مجالس شدن، ظاهر گناه است؛ و بوی تعفّن و آزاردهندگی آن برای روح انسان، حقیقت آن است. حال اگر در این دنیا حسّاسیّت نسبت به رابطه دختر و پسر در بعضی جوامع و افراد از بین رفته است؛ خوب! ناشی از ضعیف شدن قوّه شامّه روح است. آری! روح انسان شامّه‌ای دارد که به واسطه مریض شدن آن، ضعیف شده یا از بین می‌رود همچنان‌که وقتی انسان سرما می‌خورد قدرت شامّه‌اش از بین می‌رود. امام علی علیه السلام می‌فرمایند:« تَعَطَّرُوا بِالاسْتِغْفَارِ لَا تَفْضَحْكُمْ رَوَائِحُ الذُّنُوبِ [1] خود را بوسیله استغفار خوشبو كنید، مبادا بوى گناهان، شما را رسوا كند». بوی گناه همان تأثیر ناخودآگاه گناه بر رفتار عادی انسان است. پسری که مبتلا به گناه رابطه دوستی با نامحرم است ناخودآگاه نگاه‌هایش آلوده به هوس شده و نگاه حرام برای او عادی می‌شود و خودش هم خبر ندارد که دارد در جامعه رسوا می‌شود. همچنین دختری که مبتلا به دوستی با جنس مخالف است کم‌کم لحن گفتار روزانه‌اش هم عشوه‌گرانه و شهوت‌بار می‌شود، راه رفتنش با عشوه و سبک می‌شود و ممکن است خودش هم خبر نداشته باشد. اصولا گاهی بوی بد برای شامّه انسان عادی می‌شود لذا خودش متوجّه نیست ولی دیگران متوجّه نوعی پستی در رفتار او می‌شوند و شخص خودبه‌خود رسوا می‌شود. در برزخ و به خصوص قیامت کبری، این رسوایی علنی و همه‌جانبه می‌شود. این است حقیقت گناه سرافکندگی مبتلای به دوستی‌های این‌چنینی!

روح مسموم
گرچه خود دوستی با جنس مخالف ریشه‌های دیگری چون عدم کنترل فکر و نگاه و... دارد امّا دوستی با جنس مخالف مجموعه‌ای از گناهان مختلف در قالب یک گناه است که حتّی می‌تواند زمینه‌ای برای گناهان دیگر نیز باشد. خلاصه این‌که گامی از گام‌های میانی شیطان است. گناهی که شخص مبتلا، مکرّر در این دوستی حرام مرتکب خواهد شد "نگاه حرام" است. در تبیین واقعیّت نگاه در روایات معصمین علیهم السلام نکات دقیقی یافت می‌شود از جمله این‌که پیامبر گرامی اسلام می‌فرمایند:«النَّظَرُ سَهْمٌ‏ مَسْمُومٌ‏ مِنْ سِهَامِ إِبْلِیسَ فَمَنْ تَرَكَهَا خَوْفاً مِنَ اللَّهِ أَعْطَاهُ اللَّهُ إِیمَاناً یَجِدُ حَلَاوَتَهُ فِی قَلْبِه‏ [2] نگاه، تیرى مسموم از تیرهاى شیطان است، هر كه از ترس خدا آن را ترك كند خداوند ایمانى به او مى‏‌دهد كه شیرینى آن را در دل خود احساس مى‏‌كند». کسی که به وادی دوستی حرام کشیده شده است در دامی از دام‌های شیطان قرار گرفته است که دائما با تیرهای بسیار زیاد و سمّی روح او زخم‌های بسیار برمی‌دارد و به بیماری‌های خطرناک گوناگون می‌افتد. پس یکی دیگر از جوانب باطن دوستی با جنس مخالف تیرهای مسموم است. معادل تیرهای مسموم در قیامت همان نیش‌های سمّی مارها و عقرب‌هاست چه در قبر و چه در قیامت کبری! صد افسوس...

زندانی شیطان
اساسا جنس روابط دختر و پسر از جنس خزیدن و به گوشه‌ای رفتن است. گویا صیّادی صیدش را به دام انداخته و کشان کشان او را به گوشه‌ای می‌برد تا طعمه آتش دوزخش کند. این تعبیر، ناخودآگاه به یاد آورنده لحظه‌ای در آخرت است که مجرم را با غُل و زنجیر به سوی آتش دوزخ می‌برند و راه فراری هم ندارد یا به عبارت بهتر، فرار نمی‌کند! زیرا در این دنیا نیز به هنگام افتادن در دام دوستی شیطانی ارتباط با نامحرم، فرار نکرد! این‌که چرا افراد در مراحلی از این دوستی دیگر قادر به فرارکردن نیستند خود قصّه عجیب دیگری دارد. گویا گناهانی از قبل انجام شده که همانند غل و زنجیر روح و فکر انسان را گیر انداخته و دیگر فکر انسان نمی‌تواند برگردد و از تصمیمش منصرف شود. ریسمان‌هایی که با دست خوش گره زده است. باز هم باید گفت که ضخامت و سنگینی این غُل و زنجیرها حاکی از کوچکی، بزرگی و نوع گناهان قبلی است و این داستان ادامه دارد آری! این است حکایت گام‌های شیطان که خداوند مهربان در قرآن کریم فرمود:« یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ‏ الشَّیْطانِ وَ مَنْ یَتَّبِعْ خُطُواتِ‏ الشَّیْطانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر [نور/21] اى كسانى كه ایمان آورده‌‏اید! از گام‌هاى شیطان پیروى نكنید! هر كس پیرو شیطان شود(گمراهش مى‏‌سازد، زیرا) او به فحشا و منكر فرمان مى‏‌دهد!».

قرار جدید؛ عذاب جدید
حقیقت توبه، ترک گناه و فرار است. فرار از آتشی که به لطف خدا آن را حس کرده است زیرا گاهی اصلا شخص آتش را حس نمی‌کند. یکی دیگر از الطاف خداوند برای انسان، محدویت این دنیاست چه از لحاظ زمانی و چه از نظر وسعت قابلیّتی و وجودی. به این معنی که انسان در این دنیا برای انجام هر گناهی محدویّتی دارد و هر گناه به خودی خود قابلیّت مستمر بودن را ندارد لذا در فواصل این گناهان فرصت بهتری بازگشت برای انسان وجود دارد و چه بسا گناهانی که دیگر شرایط انجام آن پیش نیاید لذا این از الطاف خداوند است که اگر نبود شاید هر کسی با انجام یک گناه تا آخر عمر مشغول به همان گناه می‌شد. در قصّه روابط دوستی با نامحرم نیز همین‌طور است. به همین خاطر شیاطین بعد از اتمام قرار اول تلاش خود را برای تنظیم قرار بعدی مضاعف کرده و با ترفندهای گوناگون سعی بر انجام قرار بعدی و استمرار این رابطه تا تبدیل شدن آن به یک نوع ملکه و عادت دارند. صورت باطنی این اتّفاق در آخرت، همان گام‌های به سمت دوزخ هستند که هر کدام از آن گام‌ها را نیز می‌توان به لحظات کوچک‌تر تقسیم کرد. خلاصه این‌که هر لذّت حرامی آتشی است. هر چقدر لذّت آن حرام بیشتر باشد سوزندگی عذابش بیشتر! لذا قرآن کریم می‌فرماید:« وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا یَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدا [کهف/59] و همه اعمال خود را حاضر مى‏‌بینند و پروردگارت به هیچ كس ستم نمى‏‌كند»!
یکی از روایات در مورد عذاب این گناه آن است که پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند:« وَ مَنْ فَاكَهَ امْرَأَةً لَا یَمْلِكُهَا حُبِسَ بِكُلِّ كَلِمَةٍ كَلَّمَهَا فِی الدُّنْیَا أَلْفَ عَامٍ فِی النَّار [3] هر كس با زنى نامحرم شوخى و مزاح و عشقبازى كند، برای هر كلمه‏‌اى كه با او در دنیا گفتگو كرده هزار سال در آتش دوزخ او را زندانى می‌كنند».

نتیجه‌ این‌که؛ رابطه دوستی بین دختر و پسر در عصر حاضر که شیطان از هول و وحشت ظهور امام زمان علیه السلام به تقلّا و دست و پا افتاده است، شایع‌ترین و خطرناک‌ترین دام جلوی راه جوانان مسلمان است. او(شیطان)، با کمک ایادی انسی خود یعنی جهان استکبار به خصوص آمریکای خبیث، این روزها اوّلین صیدهای خود را در فضای مجازی به دست می‌آورد. دقّت کنیم! بوی دود گناه می‌آید...

پی‌نوشت:
[1] الأمالی (طوسی)، ص 372
[2] بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏101 ؛ ص38
[3] ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 283





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 8 تیر 1395 | توسط : احمد داعی | نظرات()

مرگ یکی از واژه هایی است که نوعا انسان ها خوش ندارن درباره ی آن حرف بزنند و غالبا از آن فراری اند، اما فراموشی یاد مرگ باعث نمردن نمی شود بلکه باعث بد مردن می شود.
ولی اینکه چرا اینگونه است و انسان ها از مرگ به بدی یاد می کنند و از آن نفرت دارن و غالب به اتفاق مردم از آن می ترسن؟ و از یاد مرگ گریزانند؟
در پاسخ به این سوال که چرا به یاد مرگ نیستیم (با آنکه فراوان سفارش به یاد مرگ شده است) امیرالمومنین (علیه السلام) آرزوهای طولانی را باعث غفلت انسان ها از مرگ می داند و می فرماید: «ای مردم! ترسناکترین چیزی که بر شما خائفم دو چیز است: پیروی از هوا و هوس و آرزوهای طولانی... اما آرزوهای طولانی، آخرت را به دست فراموشی می سپارد».[1]
و در جواب به سوال علت ترس از مرگ در اینجا به ذکر مهم ترین علل آن می پردازیم.

علاقه و دلبستگی شدید به دنیا

هر مقدار که وابستگی بیشتر باشد، هجران و جدایی سخت تر است تا جایی که علاقه به جایی می رسد که انسان اصلا فکر جدایی را هم نمی کند. درست به مانند میوه درخت که هرچقدر کال باشد محکم تر به درخت چسبیده است و هنگامی که بخواهد از درخت جدا شود، به سختی و ناراحتی از آن کنده می شود. بر خلاف میوه رسیده که وابستگی آن به درخت کمتر است و به راحتی از درخت کنده می شود.
اگر انسان به این باور رسید که دنیا محل عبور است نه محل ماندن، طبیعتا هنگام هجرت، با ناراحتی از آن کوچ نمی کند. همانند مسافری که چند روزی را به سفری رفته باشد هنگام برگشت به وطن خود هرگز جزع و فزع نمی کند چراکه از ابتدا می دانست که سفر او چند روزی بیش نیست و باید به وطن اصلی خود باز گردد، اما کودک همراه انسان هنگام برگشت از مسافرت گریه می کند و می خواهد که در آنجا بماند، غافل از آن که قرار بر این بود که فقط چند روز در سفر باشد نه برای همیشه.

مرگ را نیستی و نابودی دانستن 

حب بقاء و میل به جاودانگی، از مسائل فطری انسان است. هیچ فردی میل به نابودی ندارد و با عواملی که آنها را موثر در نابودی خود می داند، مبارزه می کند. علت فرار از مرگ و وحشت از آن هم همین است که مرگ را نابودی خود می داند.
اما این نگاه ناشی از این است که حقیقت مرگ را به خوبی نشناخته ایم. با مراجعه به آیات و روایات مشخص می شود که مرگ انتقال است به عالم دیگر نه نابودی و از بین رفتن.
همانطور که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «إنّما تنتقلون‏ من‏ دار إلى‏ دار».[2] یعنی مرگ انتقال و هجرت است از عالمی به عالم دیگر.
اگر بخواهیم زندگی این عالم و عالم پس از مرگ را به زندگی جنین در رحم مادر و زندگی بعد از ولادت او در این دنیا تشبیه کنیم، تا حدی توانسته ایم مرگ و زندگی پس از آن را ترسیم کنیم.

تعمیر دنیا و تخریب آخرت

شخصی از امام مجتبی (علیه السلام) سوال کرد که چرا از مرگ می ترسیم و آن را دوست نداریم، امام در پاسخ فرمود: «شما تمام کوششتان را صرف آبادی دنیا کرده اید و برای آخرت کار نیکی نکرده و آنجا را خراب کرده اید. به همین جهت، از مرگ می ترسید و کراهت دارید که از جای آباد به جای خراب منتقل شوید».[3] 

جهل نسبت به حقیقت مرگ

 بسیاری از مردم خیال می‌كنند كه مرگ یك گودالی است، یك چاله‌ای است و انسان در آن چاله فرو می‌رود و حال آنکه مرگ یك پل هست، چاله نیست، انسان از این پل رد می‌شود، آن طرفش برزخ است. سید الشهداء (سلام الله علیه) است، روز عاشورا در آن بحبوحه جنگ، مرگ را اینگونه معنا كرده و فرمود: «صَبْراً بَنِی‏ الْكِرَامِ‏ فَمَا الْمَوْتُ‏ إِلَّا قَنْطَرَةٌ... ای بزرگ زادگان! صبر و شكیبایی  ورزید كه مرگ چیزی جز یك پُل نیست».[4]
به تعبیر حضرت آیت الله جوادی: «شما قبر را می‌بینید، بله قبر یك چاله‌ای بیش نیست؛ ولی انسانیت انسان كه در این چاله نمی‌رود، مرگ پل هست، پل ـحالا چه فلزی باشد چه چوبی باشد ـ یك ابزاری می‌خواهد، این پل اگر لرزان باشد می‌افتد، زیرش هم كه گودال جهنم است؛ این پل را شما باید بسازید، با ابزارتان بسازید، محكم بسازید، سریع بسازید، صاف بسازید، نزدیك بسازید، اگر پل مشكل نداشته باشد، ابزارش محكم باشد، صاف باشد زود رد می‌شوید.
مرگ چاله نیست، مرگ گودال نیست، مرگ سیاه‌ چاله نیست، مرگ نفاد نیست، مرگ پل است. بعد از عبور از آن شما حیات انسانی دارید، شما همیشه زنده‌اید، مرگی در كار نیست، بلکه شما روی مرگ پا می‌گذارید و مرگ را زیر پایتان له کرده و عبور می‌كنید، شما بر پل مسلّط هستید یا پل بر شما؟».[5]
 
پی نوشت:
[1]. نهج البلاغه فیض السلام، خطبه42. ص127.
[2]. بحار الأنوار مجلسی (ط - بیروت) / ج‏6 / 280 / باب 8 أحوال البرزخ و القبر و عذابه و سؤاله و سائر ما یتعلق بذلك ..... ص : 202.
[3]. معانی الاخبار. صدوق. ص289.
[4]. همان.
[5]. برگرفته ازتفسیر آیت الله جوادی سوره مبارکه زمر آیات 38 تا41 درتاریخ دوشنبه 10 آذر1393




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 8 تیر 1395 | توسط : احمد داعی | نظرات()


درباره فضیلت شب قدر و اینکه از چه زمانی این شب بافضیلت بوده، آیا ادیان پیشین نیز شب قدر داشته‌اند یا شب قدر مخصوص دین اسلام است، باید گفت طبق آیات سوره مبارکه قدر و روایات معتبری که در فضیلت شب قدر واردشده، استفاده می‌شود که:
«فرشتگان در شب قدر مقدرات یک سال را نزد حجت زمان هر دوره‌ای آورده و بر او عرضه می‌کنند. این واقعیت از نخستین روز خلقت بوده و بر نخستین پیامبر و وصی او نازل می‌شده و تا قیام قیامت نیز ادامه دارد». [1]
چه اینکه خداوند تبارک‌وتعالی در هیچ زمانی زمین را از نخستین روز آفرینش تا برپائی قیامت بی حجت نگذاشته کما اینکه نخواهد گذاشت و در شب قدر، مقدرات تمام امور عالم را به‌وسیله ملائکه و روح که اعظم ملائکه است نزد آن حجت بر زمین (خواه پیامبر باشد و خواه وصی او) می‌فرستد.
خداوند تبارک‌وتعالی علاوه بر سوره قدر که فضیلت شب قدر و نزول ملائکه و مقدرات را بر حجت زمان می‌رساند، درآیات سه تا پنج سوره دخان نزول مقدرات در شب قدر بر حجت الهی را چنین وصف می‌کند: «ما آن را در شبی پربرکت نازل کردیم ما همواره انذارکننده بوده‌ایم! * در آن شب هر امری بر اساس حکمت (الهی) تدبیر و جدا می‌گردد * و این امری از سوی ما و رحمتی است که ما بر بندگان خویش می‌فرستیم».
علاوه بر این بیان قران کریم روایات اسلامی نیز به خوبی روشن می‌کنند که شب قدر در امتهای پیشین نیز بوده، هرچند که به خاطر فضیلت پیامبر اسلام بر همه انبیاء و نیز نزول قرآن کریم در این شب، فضیلت و اهمیت شب قدر در اسلام نمود بیشتری پیدا کرده است.
چنانکه در روایتی از امام (علیه‌السلام) آمده است: «خداوند شب قدر را در آغاز آفرینش دنیا و آنگاه‌که اولین نبی و اولین وصی را آفرید، پدید آورد و در حقیقت چنین اراده کرده است که در هرسال شبی باشد که در آن تفسیر امور تا سال آینده نازل شود و هرکسی که این حقیقت را انکار کند خدا را درباره علمش رد کرده است، زیرا پیامبران الهی قیام نمی‌کنند مگر آنکه درچنین شبی به آنها حجت داده شود. آری به خدا سوگند آدم نمرد مگر آنکه بر او وصی بود و بر هر یک از پیامبران بعد از آدم در این شب [قدر] امر خدا می‌آمد تا آن را به وصی بعد از خود واگذارد، برتری ایمان کسی که به همه‌ی «اِنّا اَنْزلنا» و تفسیرش ایمان بیاورد بر کسی که چون او نیست مانند برتری انسان بر حیوانات است». [2]
در روایت بسیار زیبایی از پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) درباره فضائل شب قدر چنین آمده است که: «حضرت موسی در مناجاتی عرضه داشتند: پروردگارا قربت را خواهانم، خداوند فرمود: در بیداری شب قدر است. عرض کرد: رحمتت را خواستارم، فرمود: در رحم کردن بر بینوایان در شب قدر است، گفت: خدایا جواز عبور از صراط را می‌خواهم پاسخ آمد در شب قدر صدقه‌ده. خدایا بهشت و نعمتهایش را می‌خواهم، فرمود: درگرو تسبیح گفتن در شب قدر است. عرضه داشت: نجات از آتش دوزخ، خدا فرمود: استغفار در شب قدر. در پایان گفت: خدایا رضایتت را می‌طلبم، فرمود: در شب قدر نماز بگذار». [3]
هرچند در تورات و انجیلی که امروز موجود است شبی به نام شب قدر وجود ندارد اما در چندین جای کتاب مقدس به‌جای شب قدر، شب مقدسی با اعمال مخصوص دارد که به شب و عید فصح یا فطیر معروف است که حضرت موسی در این شب بنی‌اسرائیل را به‌کارهایی وامی‌داشتند و این شب مقارن است با چند روز روزه گرفتن که شباهتهایی به شب قدر دارد. [4]
در آئین مسیحیت نیز این شب مقدس شمرده می‌شد و در باور آنها چون عیسی آخرین شامش را در این شب خورد و فردایش به صلیب کشیده شد و سپس زنده گشته به آسمان رفت، لذا از تقدس ویژهای برخوردار شد و امروز به نام عشاء ربانی یا شام آخر از اهمیت ویژهای در جامعه مسیحیت برخوردار است. [5]
ولیکن در مورد اینکه در ادیان پیشین چرا این شب مقدس را شب قدر نمی‌دانند بلکه با نامهای همچون عید فصح، شب پسح یا عید فطیر معروف می‌نامند بااینکه آموزه‌های اسلامی اصالت شب قدر از اول خلقت عالم امکان، می‌داند ولی در کتابهای مقدس یهود و مسیح اثری از عنوان شب قدر دیده نشده باید گفت: ممکن است علت این مطلب تحریفهای موجود در این کتابها باشد و یا اینکه چون زبان‌اصلی کتاب مقدس عبری بوده شاید لفظ قدر معنای دیگری داشته است.

---------------------------
پی‌نوشت:
[1]. اصول کافی، شیخ کلینی، تهران، دارالكتب الاسلامیه، 1365 هـ . ش، کتاب الحجه، ج2، روایات باب فی شأن «انا انزلنا».
[2]. کافی، همان، ج 1، ص 250 ، روایت 7.
[3]. وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، قم، مؤسسه آل البیت 1409 هـ . ق، ج 8 ، ص 20، ب 1 ، حدیث 10019.
[4]. كتاب مقدس، انگلیس، ایلام، 2002 م، عهد قدیم، سفر تثنیه، ب2، ، ش 7، و سفر خروج ب 12 ، ش 12 به بعدو سفر لاویان ب23.
[5]. كتاب مقدس، انگلیس، ایلام، 2002 م، عهد جدید، انجیل یوحنا، ب 2 ش 12 به بعد و ب 11 ، ش 55، و اول قرنتیان ب 5، ش 7 ، ب 11، ش 20.





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 4 تیر 1395 | توسط : احمد داعی | نظرات()




بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه
خداوند یک سری فرامین را حق خودش میداند و یک سری دیگر را حق مردم (فقرا)، پرداخت خمس و زکات از جمله آنهاست که درصورت وجوبشان بر شخص، باید از مال خود به فقرا پرداخت کند، وگرنه گرفتارحق الناس شده و در روز جزا باید حساب پس بدهد.

طلبکار خمس در قیامت
امام جعفرصادق(علیه‌السلام) می فرماید:«اَشَدُّ مایكونُ الناسُ حالاً یَومَ القیامَةِ اذا قامَ صاحبُ الخُمسِ فَقالَ: یا رَبِّ خُمسی؟[1]سخت‌ترین حالات خلق‌الله در روز قیامت زمانی است که طلبکار خمس سر بلند کرده و ندا کند: خدایا خمس من چه شد؟»
کسانی که خدا به آنها مکنتی داده، باید حواسشان به ادای خمس و زکات باشد تا در آنروزی که انسان سخت نیازمند رحمت پروردگار است؛ فراخ بال تر باشند، زیرا پرداخت حق بندگان خدا در حکم حق خداوند است. حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: «جَعَلَ اللهُ سُبحانَهُ حُقوقَ عِبادِهِ مُقَدَّمَةً لِحُقوقِهِ[2] خداوند سبحان حقوق بندگانش را مقدمة رسیدن به حقوق خود قرار داده است».

دو نکته قابل تامل
1ــ از آنجا که احترام به حقوق دیگران امری پسندیده است؛ ممکن است بعضی افراد فکر کنند که چون ما حق و حقوق هم را رعایت نموده و ...، پس کارمان خیلی خداییست، در حالی که رعایت حقوق دیگران، باید بخاطر کسب رضای خدا باشد تا آن اثر مطلوب را داشته باشد. «اِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ؛[بقره/277]همانا كسانى كه ایمان آورده و عمل‏هاى شایسته انجام داده و نماز را به‏ پا داشته و زكات پرداخته ‏اند، براى آنان در نزد پروردگارشان پاداشى در خور شأن آنهاست، و (در آخرت) نه بیمى بر آنهاست و نه اندوهى خواهند داشت».
آیه شریفه این پیام را به ما می دهد که اگر کمک کردن به دیگران ــ که نمودش بیشتر در کمکهای مالی (زکات و خمس) است ــ همراه با ایمان به خدا و عمل صالح (نماز و ...) باشد؛ امتیاز لازم را می گیرید.
ـ عدم رعایت حقوق دیگران، همانطور که در حق الناس وجود دارد (عدم خمس و زکات به مستحقان)، درحق الله هم وجود دارد. نماز وروزه گرچه حق الله است ولی هنگامی که کسی رفیق نماز خوانش را مورد تخریب قرار می دهد؛ این هم حق الناس است.

آنها که گرفتارحق الناس می شوند؛ اینگونه اند
کسانی که در فردای قیامت، گرفتار طلبکاران خمس و زکات واجب می شوند؛ در این دنیا حالشان، اینگونه بوده است: «وَ إِذا قیلَ لَهُمْ أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قالَ الَّذینَ كَفَرُوا لِلَّذینَ آمَنُوا أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ یَشاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ‏ إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ فی‏ ضَلالٍ مُبین‏؛[یس/47]و چون به آنها گفته شود از آنچه خدا به شما روزى كرده (به مستحقین) انفاق نمایید، كسانى كه كفر ورزیده‏ اند به كسانى كه ایمان آورده ‏اند گویند: آیا كسى را اطعام كنیم كه اگر خدا مى‏خواست به او طعام مى‏داد؟ (خدا خواسته كه او گرسنه باشد!) شما جز در گمراهى آشكارى نیستید». [3]
قارون زمان حضرت موسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) همینگونه بود، هنگامی که به او گفته شد: «وَ ابْتَغِ فِیمَا ءَاتَئكَ اللَّهُ الدَّارَ الاَخِرَةَ وَ لَا تَنسَ نَصِیبَكَ مِنَ الدُّنْیَا وَ أَحْسِن كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْكَ؛[قصص/77]در آنچه خداوند به تو داده خانه آخرت را بطلب، و سهم خود را از (عمر و مال) دنیا فراموش مكن (و تحصیل آخرت كن) و (به دیگران) نیكى كن همان‏گونه كه خدا به تو نیكى كرده‏ است»؛ گفت: "جز این نیست كه این اموال از روى دانشى كه در نزد من است (دانش به تورات و كیمیاء و تجارت و كشاورزى) به من داده شده است" [4]
یعنی قارون گفت: من شب و روززحمت کشیدم تا این ثروت را بدست بیارورم حالا آن را تقدیم فقیر فقراکنم؟ آنها هم مثل من زحمت بکشند.
یکی از دلایلی که بعضی خمس و زکات واجبشان را نمی دهند؛ ادعای " پس زندگی خودم چه می شود" و از این قبیل حرفهاست.بعضی افراد، مثل قارون، پولداری خود را به خود نسبت می دهند، در حالی که اگر در همان حال و شرایط، یک سال، ورشکست شوند و ضرر ببینند؛ شروع به گله گزاری و شکایت از خدا می کنند.
ذکر این نکته هم ضروریست که گذشتن از مال و دارایی و پرداخت خمس و زکات، به همین راحتی نیست. خدا می فرماید: «إِنَّما أَمْوالُكُمْ‏ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ وَ اللَّهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظیم‏؛[تغابن/15]جز این نیست كه اموال و فرزندانتان (به سبب آن كه زینت دنیایند و شما را به خود مشغول مى‏دارند) وسیله آزمایش (شما) هستند، و خداست كه در نزد او پاداشى بزرگ است». [5]
تنها کسانی از این آزمایش (آزمایش به اموال) سربلند بیرون می آیند که به فکر پرداخت حق فقیران از مال خود، و گرفتار نشدن در آن دنیا هستند.

سخن آخر
خیلی از افراد متمکن، در فردای قیامت به سبب عدم پرداخت خمس و زکات، از جانب فقرا بدهکار محسوب شده و باید پاسخگو باشند. اموال و دارایی انسان، فتنه و آزمایشی بزرگ است، و کسانی از این آزمایش سربلند بیرون می آیند که در این دنیا حق مستحقان را رعایت نموده و حق الناسی از این بابت بر گردن نداشته باشند.

پی نوشتها
1ــ بحارالانوار ج93 ص193
2ــ شرح جمال خوانساری بر غرر الحکم، الفهرست ج7، ص77
3ــ ترجمه مشکینی ص443
4ــ آیه 78 قصص، همان ص395
5ــ همان ص557





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 27 خرداد 1395 | توسط : احمد داعی | نظرات()


ماه مبارک رمضان فرصتی است برای تجدید قوای معنوی که خدای متعال پیش روی مومنان قرار داده است.
البته ممکن است که این ماه مبارک بیاید و برود و تاثیری بر حالات روحی و اخلاقی انسان نداشته باشد و آن زمانی است که شخص هنگام وزش نسیم رحمت الهی روی از آن بتابد و با بی اعتنایی خود را از الطافت خداوندی محروم کند.
اینکه با افرادی مواجهه می شوی و با بی حیایی تمام روزه خواری علنی می کنند، باطنش همان محرومیت از رحمت الهی است که در قالب توجیهاتی واهی خود را نشان می دهد که همه این توجیهات به یک چیز بر می گردد و آن عدم اعتقاد و باور قلبی به دستورات الهی ست که نتیجه اش پشت کردن به احکام الهی است.
حال قطع نظر از اینکه یک فرد مسلمان موظف است احکام اسلام را رعایت کند و عمل به آنها را از اولویت های زندگی خود قرار دهد. آیا از لحاظ اخلاقی نیز موظف است که پایبند احکام اسلامی باشد. سوال را اینگونه مطرح می کنیم؛ اگر فرد مسلمانی به لحاظ ضعف اعتقادی به احکام شرعی عمل نمی کند آیا به جهت اخلاقی نیز دچار خلاف شده است؟ و دیگران نسبت به او وظیفه ای دارند یا نه؟
پاسخ این است که احکام شرعی هر چند با مسائل اخلاقی متمایزند و موضوعشان باهم متفاوت است و احکام به ظاهر افعال مکلفین و اخلاق به باطن مکلف می پردازد ولی از جهات زیادی باهم رابطه دارند از جمله آنکه:
هدف و غایت هر دو رساندن انسان به سعادت است.
واضع قوانین فقهی و اخلاقی در اصل خداوند است.
اخلاق و احکام متمم و مکمل همدیگرند، اخلاق مبتنی بر فقه است، زیرا بدون انجام تکالیف و وظایف الهی نمی توان به تصفیه و تزکیه نفس پرداخت و از جهتی ذکر فضایل و ارزشهای اخلاقی در کنار احکام فقهی مکلفین را ترغیب به انجام احکام و قوانین فقهی می کند.
با این توضیحات روشن می شود که چون اخلاق و احکام از هم جدا نیستند و با هم ارتباط دارند، اگر کسی اگر کسی مرتکب خلاف اخلاقی شد به لحاظ شرعی هم دچار معصیت شده است و بالعکس اگر کسی مرتکب خلاف شرع شده به جهت اخلاقی هم دچار خلاف شده است.
حال کسی این رابطه را قبول نداشت و خلاف شرع را گناه اخلاقی ندانست و فرضا روزه خواری را گناه اخلاقی ندانست به او چه باید گفت؟
در جواب باید گفت همانطور که انسان ها در قوانین بشری از هر آئین و مسلکی که باشند خود را موظف به انجام آن می دانند.
به عنوان مثال: چراغ قرمز در چهار راه ها علامت آن است که وسیله نقلیه باید پشت خط توقف کند، حال اگر کسی معتقد هم نباشد که عبور از چراغ قرمز شرعا حلال است یا حرام به لحاظ اخلاقی و هنجار اجتماعی خود را ملزم به انجام آن می داند و در صورت رعایت نکردن قانون، دیگران او را مستحق سرزنش می دانند. 
یعنی صرف اینکه قانون است انسان آن را رعایت می کند و عدم رعایت آن را خلاف اخلاق می داند.
حال می پرسیم رعایت نکردن قوانین بشری خلاف اخلاق است، آیا رعایت نکردن قوانین الهی گناه اخلاقی محسوب نمی شود؟
مگر ارزش قوانین الهی کمتر از قوانین بشری است؟ حال اگر کسی قانون را قبول نداشت می تواند قانون شکنی کند؟
بحث ما پیرامون حلال و حرام الهی نیست. صحبت در این است که اگر قانونی وضع شد همه باید به آن احترام بگذارند.




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 22 خرداد 1395 | توسط : احمد داعی | نظرات()

با فرارسیدن ماه مبارک رمضان خالی از لطف نیست ابهامی را که در رابطه با یکی از فلسفه‌های روزه مطرح می‌شود را پاسخ دهیم و آن اینکه اگر فلسفه روزه برای این است که اغنیاء با رنج گرسنگی فقرا آشنا شوند پس چرا روزه بر تهیدستان هم واجب است آنها که دیگر با رنج گرسنگی آشنا هستند؟
در پاسخ به این ابهام باید گفته شود که هرچند یکی از اهداف و حکمت‌های وجوب روزه و روزه‌داری، همدردی با فقرا و آشنایی با رنج گرسنگی است، اما حکم روزه بر اساس حکمت‌های متعددی از جانب خداوند متعال وضع‌شده است که به بخش از آنها در دو مطلب «ابعاد اخلاقی و عرفانی روزه» و «روزه عامل عدالت اجتماعی و تندرستی» اشاره کردیم، چه اینکه اگر فلسفه روزه منحصر در همین تحمل گرسنگی و تشنگی و همراهی با محرومین بود دیگر لزومی نداشت خود فقرا روزه بگیرند لذا برای رفع این شائبه حکمت‌های‌ دیگری را که در آیات و روایات ائمه معصومین (علیهم‌السلام) ذکر شده است را بیان می‌کنیم.
1- روزه موجب وسعت رزق و رفع فقر و تنگدستی می‌شود کما اینکه در روایات اسلامی آمده شخصی خدمت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) شرفیاب شد و عرض کرد یا رسول‌الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فقیر و تهیدستم، حضرت برای رفع فقر فرمودند: «صُمْ و تَصَدَّقْ [1] روزه‌بگیر و صدقه بده».
2- روزه باعث سلامت جسم می‌شود. در طب امروز و گذشته اثر معجزه‌آسای امساک در درمان انواع بیماریها به ثبت رسیده در اثر روزه زائده‌های بدن ذوب‌شده و دستگاه گوارش که حساس‌ترین سیستم بدن انسان می‌باشد استراحت نیمه‌وقت در آن ماه می‌نماید، در راستای این حقیقت که: معده خانه تمامی دردها است و امساک بالاترین داروها، دانشمندی به نام «الکسی سوفورین» بیش از بیست و سه مرض را برشمرده که به‌وسیله روزه مداوا می‌شود. [2]
3- روزه باعث از بین رفتن رذائل اخلاقی می‌شود و روح تقوی و پرهیزگاری را در انسان پرورش می‌دهد قرآن می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَی الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُون [بقره/ 183]  ای افرادی که ایمان آورده‌اید! روز بر شما نوشته شد، همان‌گونه که بر پیشینیان از شما نوشته‌شده، تا پرهیزگار شوید».
4- روزه باعث کنترل و شکسته شدن شهوت می‌شود امام رضا (علیه‌السلام) می‌فرماید: «ما فیه من الأنکسار عن الشهوات [3] از آثار روزه این است که شهوات را تقلیل می‌دهد».
5- موجب اخلاص می‌شود، پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: «الصیام ابتلاء لأخلاص الخلق [4] روزه موجب اخلاص و پاکی مردم می‌شود».
علاوه بر اینها حکمت‌ها و فلسفه‌های بسیار دیگری در روایات اسلامی برای روزه ذکرشده است. پس اینکه روزه بر تهیدستان و فقراء واجب است به علت جنبه‌ها و فواید بی‌شمار دیگر روزه است، افزون بر اینکه روزه عبادت پروردگار است و ما روزه را نه به خاطر فوائد آن بلکه به خاطر اطاعت فرمان خدای متعال انجام می‌دهیم، که اگر روزه به‌قصد اطاعت امر خداوند نباشد، بلکه صرفاً به دلیل آثار و فواید آن باشد، عبادتی باطل است.
پس چه خوب است که در ماه مبارک رمضان مؤمنین چه فقیر و چه غنی با توجه به فلسفه‌های متعدد روزه تمام اعضا و جوارح خود را از حرام دورنگه داشته و با اخلاص، توکل و توسل به اهل‌بیت (علیهم‌السلام) و عمل به دستورها و احکام قرآن کریم و دوری از گناهان، انجام توبه نصوح و واقعی، عبادت، شب‌زنده‌داری، درک فضیلت شب قدر و عبادات دیگر فضیلت ماه مبارک رمضان را درک و از آن در راستای رسیدن به کمال استفاده را ببرند تا در این ماه به‌گونه‌ای خودسازی شود که با اتمام ماه مبارک تأثیر و فواید آن در روح و جانمان نهادینه‌شده و اثر آن تا ماه رمضان آینده سال بعد پایدار و ماندگار باشد.

------------------------------------
پی‌نوشت:
[1]. وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، محمد، باب استحباب الصوم عند النزول الشدة، قم، آل البیت، 1409ق، ج10، ص408.
[2]. تفسیر نمونه، مكارم شیرازی، ناصر، تهران، دارالكتب الاسلامیه، چاپ چهارم، 1375، ج 1، ص 633.
[3]. وسائل الشیعه، همان، ج2، ص73.
[4]. نهج البلاغه، سید رضی، حکمت 244  محقق: فیض الاسلام.





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 20 خرداد 1395 | توسط : احمد داعی | نظرات()

امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) یکی از بزرگ‌ترین شخصیت‌های جهان اسلام به خصوص جهان شیعه است که در عصر معاصر ظهور کردند و افکار و اندیشه‌های ناب او، تمام جهان را تحت تاثیر قرار داد به‌طوری که رژیم‌های استکباری و استعماری و دیکتاتوری‌های منطقه و جهان را به لرزه در آورد. این شخصیت منحصر به فرد دارای ویژگی‌ها و برجستگی‌های خاصی بوده است که ما به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

1. نگرش سیاسی امام(رحمه‌الله‌علیه)
یکی از بارزترین خصلت‌های حضرت امام(رحمه‌الله‌علیه) نگرش سیاسی و تشکیل حکومت دینی بود. با این‌که در طول تاریخ و قرون متمادی بعد از ظهور اسلام و ائمه(علیه‌السلام) علمای برجسته و خلاق فراوانی از شیعه و سنی پا به عرصه وجود گذاشته‌اند، ولی هیچ‌کدام اندیشه سیاسی امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) را نداشته‌اند. بزرگانی همانند شیخ مفید، مرحوم صدوق، سید مرتضی، علامه حلی، شهید اول و شهید ثانی، محقق حلی ها و بسیاری دیگر از علمای بزرگ شیعه و حتی اهل سنت ظهور کردند و هرکدام در یک بعدی از نگرش‌های اسلامی صاحب سبک و اثر بودند، ولی هیچ‌کدام نتوانستند تفکر سیاسی اسلامی را که امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) آن را مطرح می‌کردند مطرح کنند.

اندیشه سیاسی و مبارزه با ظلم و ستم حضرت امام(رحمه‌الله‌علیه) تا جایی بود که ایشان یک‌تنه و با دست خالی با توکل برخداوند بزرگ به مبارزه با قدرت‌مندترین حکومت زمان برخواست، حکومتی که علاوه بر داشتن تسلیحات فراوان و ارتشی بسیار قدرت‌مند، از حمایت بی‌حد و حصر کشورهای استعمارگر همانند بزرگ‌ترین ابرقدرت جهان یعنی آمریکا بهره می‌برد. اما ایشان بدون هیچ ترسی از قدرت‌های پوشالی آن‌ها و با تکیه بر قدرت لایتناهی الهی، توانست بر تمام ابرقدرت‌های جهان، فایق آید. این اندیشه سیاسی حضرت امام، برگرفته از آیات الهی و سنت نبوی و ائمه اطهار(علیه‌السلام) بود. ایشان از این آیه قرآن به خوبی الهام گرفت که می‌فرماید: «قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى‏ وَ فُرادى[سباء/46]‏  بگو شما را تنها به یك چیز اندرز مى‏‌دهم، و آن این‌كه: دو نفر دو نفر یا یك نفر یك نفر براى خدا قیام كنید». یا این آیه: «وَ مَنْ یتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ [طلاق/3] و هر كس بر خدا توكّل كند، كفایت امرش را مى‏‌كند».ایشان با الهام گرفتن از این‌گونه آیات و تکیه بر قدرت لازال الهی از هیچ قدرتی نهراسیدند و با توکل بر خدا اندیشه سیاسی خود را پیش برد.

2. قاطعیت و شجاعت بی بدیل امام
همان‌گونه که در بالا اشاره شد، حضرت امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) با تکیه بر قدرت خداوند و پوشالی دانستن قدرت‌های دنیوی، از قدرت، قاطعیت و شجاعت بسیار عجیبی برخوردار بودند که شاید در هیچ رهبری در دنیا این قاطعیت را سراغ نداشته باشیم. شجاعت و بی‌باکی امام راحل تا جایی بود که در دوران خفقان شاهنشاهی که هیچ‌کس جرأت نداشت اسم شاه را بدون پسوندهای متعارف(همانند اعلی حضرت همایونی) بر زبان جاری کند، با تمام قدرت و شجاعت شاه را با این سخنان مورد خطاب قرار داد: «تو مگر بهائی هستی كه من بگویم كافر است بیرونت كنند...».[1] 

 


ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 14 خرداد 1395 | توسط : احمد داعی | نظرات()

please try again

در گذشته نه چندان دور اگر می گفتند شخصی از همسرش جدا شده است باعث تعجب بود اما امروزه پدیده شوم طلاق اکثر خانواده ها را گرفتار کرده است و کمتر خانواده ای را می توان پیدا کرد که یکی از اقوامشان این مشکل را نداشته باشد. یکی از افرادی که باید با مشکلات بعد از طلاق کنار بیاید، خانم ها هستند.
طبق گزارش دریافتی از سایت رسمی سازمان ثبت احوال کشور در نه ماه نخست سال 1394 تعداد 122340 مورد طلاق به ثبت رسیده است . آمار فوق نشان می دهد که از هر 4.3 ازدواج یک مورد به جدایی ختم شده است. [1]
این گزارش در ادامه می افزاید در مدت یاد شده بیشترین طلاق در بین مردان 30 الی 34 سال و بانوان 25 الی 29 سال رخ داده است [2] قبیح بودن این حلال مذموم بر کسی پوشیده نیست و در این زمینه مطالب زیادی از اهل علم منتشر گردیده است اما چیزی که در این میان مغفول مانده است وضعیت ازدواج زنان بعد از طلاق است که در این مقاله مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.
گفته می شود 90 در صد خانم ها بعد از طلاق ازدواج نمی کنند این در حالی است که طبق آماری که در بالا مطرح کردیم اکثر مطلقه ها بانوان 25 الی 29 ساله هستند که تقریبا در اول جوانی قرار دارند و عدم تمایل این اشخاص به ازدواج باعث آسیب های فردی و اجتماعی فراوان می شود..
علل عدم تمایل زنان به ازدواج مجدد
1- افسردگی بعد از طلاق:
پروسه طلاق بسیار طولانی و کمر شکن هست و خانم ها موجوداتی عاطفی و شکننده، می باشند که وقتی گرفتار این موضوع می شوند در خود فرو می ریزند و مدت ها بعد از جدایی نمی توانند روحیه از دست رفته را باز یابی کنند و در برهه ای از زمان نسبت به مردان بد بین می شوند و فکر می کنند دیگر نمی توان به شخصی اعتماد کرد. البته وجود چنین دوره ای دور از ذهن نیست واتفاقا در این دوره ازدواج مجدد کار بسیار اشتباهی است لیکن نباید گذاشت این دوره طولانی شود و در کوتاهترین زمان ممکن بایستی به این مسئله که کارشناسان دوران سوگواری می نامند پایان داد.
2- وجود فرزند
وجود فرزند از جمله مشکلاتی است که گریبان گیر مادر می شود و مادر با وجود فرزند خردسال امکان ازدواج مجدد پیدا نمی کند و همچنین مردان ممکن است  تمایل زیادی به ازدواج با خانم های بچه دار نداشته نباشند.
3- خرافات و رسوم اشتباه
بعضی از خرافات و رسوم اشتباه نمکی بر روی زخمهای بانوان مطلقه است مثلا اینکه مردان تمایل دارند با افراد باکره ازدواج کنند و حتی از دخترانی که سابقه عقد دارند دوری می کنند، که این مسئله علاوه بر اینکه باعث مجرد ماندن زنان مطلقه می شود راه را برای روابط نامشروع باز می کند و افراد رابطه نامشروع را بر ازدواج ترجیح می دهند و حتی رو به ترمیم بکارت می آورند.


ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 10 خرداد 1395 | توسط : احمد داعی | نظرات()
ارتباطات نامشروع

با عنایت به اینکه استعمار دین‌ستیز امروزه تمام همت خود را بر این نهاده تا موضوع ارتباطات نامشروع را رواج دهد و در راه گسترش این ناهنجاری غیراخلاقی از هیچ اقدامی فروگذار ندارد شایسته است تبیینی صورت بگیرد تا روشن گردد روابط نامشروع اخلاقاً چه تأثیر منفی بر روحیه، ایمان و اعتقادات انسان به‌خصوص جوانان دارد.
ابتدا باید به این نکته توجه شود که غریزة جنسی، همانند سایر غرایز خواست طبیعی خویش را طلب می‌کند و انسان ناچار از پاسخ‌گویی به این غریزه است، ولیکن آنچه انسان را از حیوان در این غریزه مشترک ممتاز می‌سازد حکومت خرد و اندیشه بر اعمال انسان است و ازآنجا که در انسان غرایز مختلفی وجود دارد و هر یک از آنها بر اساس حکمت و هدفی در نهاد او قرارگرفته است. خرد حکم می‌کند سعادت، خوشبختی و دست‌یابی به آرامش واقعیِ انسان درگرو پاسخ‌گویی متوازن و متعادل به همه غرایز است، چه اینکه توجه افراطی به یک غریزه سبب تسلط آن غریزه بر همه خواسته‌های عقلانی و فطری است و این عدم توازن تأثیرات اخلاقی منفی به همراه دارد با این مقدمه به سه مورد از پیامدهای منفی اخلاقی در ترویج روابط نامشروع را بر انسان و اجتماع می‌پردازیم.
اول- از بین رفتن کرامت و شرافت انسانی با غرق شدن در شهوات کور حیوانی: اگر ارتباطات نامشروع رواج یابد دیگر نمی‌توان راه اخلاقی و شریفی برای ارضای غریزه پیشنهاد نمود. لذا کرامت و شرافت انسانی از بین رفته و با غرق شدن در شهوات کور حیوانی اعمالی همچون: چشم‌چرانی، علاقه شهوانی به همجنس‌گرایی بازی، تماس جنسی خارج از دایرة عرف و خانواده، خودارضایی، میل و اعتیاد به‌عکس‌ها و فیلم‌های مبتذل و آزادی‌های شهوانی پسران و دختران در ارتباط با یکدیگر و .... همه و همه در ستیز با شاخصه‌های اخلاقی انسان خصوصاً اخلاق و عقلانیت قرارگرفته و به نابودی شرافت انسانی و اخلاق جامعه بشری منجر می‌شود. ناگفته نماند که «روابط نامشروع اهداف بلند بشریت را از بین برده و معضلات اخلاقی و اجتماعی مثل قتل‌ها و جنایات و افراد غرق در منجلاب و خودفروشی را دامن می‌زند». [1]


ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 7 خرداد 1395 | توسط : احمد داعی | نظرات()
اهداف ظهور در کلام رهبری

هر حکومت، بر اساس جهان‌بینی که دارد، اهدافی را برای خویش ترسیم می‌کند، در این میان حکومت امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) نیز از این قاعده مستثنا نیست، تحلیل و توجه به این اهداف، می‌تواند راه‌گشای منتظران ظهور این امام همام باشد. چرا که تاریخ نشان داده است هر زمان مردم به اهداف رهبر خویش شناخت داشته‌اند، این شناخت، سبب شده است که حرکت جامعه به سوی رسیدن به هدف، سرعت بیشتری به خود بگیرد، همان‌گونه که در صدر اسلام، صحابه جلیل‌القدر رسول گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) با ایمان و شناختی که نسبت به اهداف، رهبر خویش داشتند، توانستند زیر بنای حرکتی را پایه گذاری کنند که با تمام فراز و نشیب‌ها هم‌چنان باقی بماند، و اصالت خویش را حفظ کند. در ادامه تلاش می‌کنیم به گوشه‌ای از اهداف حکومت مهدوی(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) اشاره کنیم، این اهداف که در کلام نائب ایشان مقام معظم رهبری(حفظه‌الله) آمده است، می‌تواند فانوسی برای جویندگان حقیقت در دریای طوفان‌زده دوران غیبت باشد.

اهداف دولت مهدوی(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف)
مهم‌ترین و اصلی‌ترین هدف پیامبران و رسولان الهی این بوده که پرچم توحید و عبودیت الهی در کره خاکی مستقر شود، و لازمه این امر مبارزه با طاغوت و بر پایی عَلَم عدالت است. آن‌چنان که قرآن در این زمینه می‌فرماید: «وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی‏ كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوت‏[نحل/36] میان هر امتى پیغمبرى برانگیختیم كه خدا را بپرستید و از طغیان‌گرى كناره‌‏گیرى كنید». اکنون با توجه به این بیان، سخن مقام معظم رهبری(حفظه‌الله) را از نظر می‌گذرانیم، ایشان در این باره فرمودند: «آن‌چه مسلّم است، همه پیغمبران و اولیا برای این آمدند که پرچمِ توحید را در عالم به اهتزاز درآورند و روح توحید را در زندگی انسان‌ها زنده کنند. بدون عدالت، بدون استقرار عدل و انصاف، توحید معنایی ندارد. یکی از نشانه‌ها یا ارکان توحید، نبودن ظلم و نبودن بی‌عدالتی است. لذا شما می‌بینید که پیام استقرار عدالت، پیام پیغمبران است. تلاش برای عدالت، کار بزرگ پیغمبران است. انسان‌های والا در طول تاریخ در این راه تلاش نموده‌اند و بشریت را روز به‌ روز به سمت فهمیدن این حقیقت که عدالت، سرآمد همه خواسته‌های انسانی است، نزدیک کرده‌اند».[1]

اشتیاق دوران معاصر به اهداف حکومت مهدوی
در دوران کنونی، گر چه علم و تکنولوژی پیشرفت زیادی داشته است، ولی این توسعه  نه تنها در جهت کمال انسانی و برپایی عدالت به کار نرفته است، بلکه سبب، دو چندان شدن، ظلم و استثمار افراد بشر شده است، که می‌توان از این سقوط جامعه بشری، به ماشینی مثال زد که راننده آن، بدون توجه به راهی که طی می‌کند، هر لحظه پدال گاز را بیشتر فشار می‌دهد، و ماشین با شتابی بیشتر به سوی دره می‌رود. امام خامنه‌ای(حفظه‌الله) در این زمینه می‌فرمایند: «امروز ظلم و جور حاکم بر بشریت است. زندگی بشرِ امروز زندگی مغلوب و مقهورِ دست ظلم و استبداد در همه‌ی دنیاست. همه‌جا این‌جور است. بشریت، امروز بر اثر غلبه‌ی ظلم، غلبه‌ی اغراض و هواهای نفسانی دچار مشکلات فراوانند. دو میلیارد گرسنه در دنیای امروز، وجود میلیون‌ها انسانی که در نظام‌های طاغوتی مغلوب هوای نفس قدرت‌مندان طاغوتی هستند».[2]



ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 3 خرداد 1395 | توسط : احمد داعی | نظرات()

انتظار



ایام ولادت حضرت صاحب(ارواحنا فداه)، علاوه بر سرور و شادی طبیعی و مقدسی که در پی دارد، زمان بسیار خوبی است تا مسایل کلان و مبنایی اسلام در باب «تشکیل حکومت در زمان غیبت» هم مورد دقت و بررسی قرار بگیرد. حکومت الهی و اسلامی، همان هدف تمام انبیا و اوصیا بوده و اساساً اجرای فرامین اسلام، بدون تشکیل حکومت، غیرممکن خواهد بود.
ظهور دین مبین اسلام در بدترین شرایط فرهنگی و اعتقادیِ بشریت، صورت گرفته است. افکار پوسیده و جاهلیت عمیقی که در عمق زندگی مردم آن زمان، رسوخ کرده بود هر شخص ناظری را به وادی ناامیدی می‌کشاند و او را از اصلاح امور، مایوس می‌کرد. در چنین شرایطی، طبیعی بود که معرفی و ابلاغ آخرین دین خدا بوسیله‌ی آخرین پیغمبر خدا، همراه با سختی‌ها و مشقت‌های فراوانی باشد. این سختی‌ها و مشقت‌ها به اندازه‌ای بود که برترین رسول الهی فرمودند: «هیچ پیامبری مثل من اذیت نشد.»[1] پس از رحلت حضرت ختمی مرتبت هم شداید و گرفتاری‌های عظیمی به خاندان و جانشینان ایشان روی آورد. شکستن حریم قدسی دختر رسول خدا و برترین بانوی عالَم خلقت، هتک حرمت و غصب حق امیرالمومنین علی(علیه‌السلام)، اهانت‌ها و سوءقصدها به امام مجتبی(علی‌السلام) و مصیبت بی‌نظیر کربلای حسینی(علیه‌السلام) تنها بخشی از رنج‌هایی است که خلفای پیامبر و حجت‌های بالغه‌ی الهی تحمل کردند تا آخرین دین پروردگار، باقی بماند و در میان مردم، گسترش یابد.
از سوی دیگر، نگاهی به تاریخ نشان می‌دهد که ابتدای بعثت حضرت رسول(صلی‌الله‌علیه‌وآله) تا زمان غیبت آخرین امام یعنی حضرت مهدی(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف)، حدود 200 سال به طول کشیده است و از دوران غیبت آن حضرت تا به امروز، بیش از هزار و صد سال گذشته است.
سوال جدی و اساسی مطرح شده این است که آیا «از غیبت صغری‏ تا کنون که هزار و چند صد سال می‏ گذرد و ممکن است صدهزار سال دیگر بگذرد، و مصلحت اقتضا نکند که حضرت تشریف بیاورند، در طول این مدت مدید، احکام اسلام باید زمین بماند و اجرا نشود؟ و هر که هر کاری خواست بکند؟ هرج و مرج است؟!


ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 31 اردیبهشت 1395 | توسط : احمد داعی | نظرات()
مال حلال

در مورد اینکه مال حلال پربرکت است توضیحاتی بفرمایید.

پاسخ- قرآن می فرماید: اگر در را خدا بدهید ما جایگزین می کنیم. اگر مادر به فرزندش شیر بدهد، شیر بیشتر می شود و جای آن پُر می شود و اِلا شیر خشک می شود. خون در بدن انسان جایگزین می شود. هر فرزندی روزی جایگزین پدرش می شود. ما فکر می کنیم که اگر مال مان را مصرف کنیم کم می شود ولی این طور نیست ممکن است که مال کم بشود ولی با برکت می شود.

اگر ما می ترسیم که انفاق کنیم بخاطر این است که مشکل توحیدی داریم و به وعده های خدا اعتقاد نداریم.  ما درعقیده مشکل داریم .هرچه لامپ بالاتر باشد ،نور بیشتری پخش می کند. بعضی ها می گویند که اگر بغل مغازه ی ما مغازه ی دیگری بزنند، سود ما کم می شود ولی این فکر اشتباه است. ما مشکل ایمانی داریم .قرآن می فرماید :کسانی که پول هایشان را ذخیره می کنند و در راه خدا نمی دهند،این پولها مهری داغی می شود که بر پیشانی و پهلویشان می خورد.

یک سلام ساده یک زیارت است. آنچه در قرآن کمال است ،امام حسین(ع) داشت. درقرآن امر به معروف و نهی از منکر،اخلاص ،نماز و ... وجود دارد، این صفات در امام حسین(ع)  هم وجود داشت.

خدایا معرفت ما را نسبت به دین زیاد کن.

پاسخگویی توسط اقای قرائتی در برنامه سمت خدا





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 28 اردیبهشت 1395 | توسط : احمد داعی | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 75  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...