تبلیغات
صراط
"با هر گناهی که انسان انجام میدهد عقلی از او جدا می شود که دیگر برنمی گردد ............ وقتی بنده گناه میکند به سبب انجام آن گناه, علمی راکه یاد گرفته بود , فراموش می کند.......... حسن خزّاز ، از امام رضا ( علیه السّلام ) شنیدم كه فرمودند : بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شیعیان ما از دجّال بیشتر است. حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ) به چه علّت؟ فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنین شود، حقّ و باطل به هم در آمیزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود. ( صفات الشیعه ص 8 ) ...........همیشه می توان تولدی دوباره داشت"

پیاده روی اربعین، تجلی عشق و عاطفه است. مهربانی و عطوفت است که آنجا موج می زند. در مسیر رسیدن به کربلا، عشق است که قدم ها را به حرکت وا میدارد. شور حسینی است که به بدن ها و گام های خسته جان می بخشیده، قلوب عاشقان را محبت مولایمان حسین طراوت می دهد. روزها و مسیرهای پیاده روی اربعین، لحظه لحظه اش، عشق و دلدادگی است. وقتی در آن مسیر پا می‌گذاری انگار حیاتی دوباره یافته‌ای. آنجا تازه معنی این حدیث را می فهمی که پیامبر عزیزمان صلی الله علیه وآله فرمود: اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤمنینَ لا تَبْرَدُ اَبَداً؛ براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است كه هرگز سرد و خاموش نمى شود. صحنه عجیبی است. رنگ، زبان و نژادها مختلف و متفاوت، اما همه همدل و همنوا، یک صدا ندا می دهند: لبیک یا حسین. آنجاست که انگشت حیرت بر دهان می گیری و با خود می گویی این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست! اصلا عشق به او فراتر از مرزها و جغرافیاست. حتی فراتر از دین و مذهب. عشق حسین همه را پای پیاده تا کربلایش می کشاند. جاذبه محبت اربابمان تمام عادات و قوانین مادی را به هم ریخته و برهمه دلها حکمفرمایی می کند. اگر تمام عالم جمع شوند و تمام داراییشان را خرج کنند نمی توانند اینچنین عاشقانی را گردهم جمع کنند. اما مولایمان حسین علیه السلام را بنگرید که با دلها چه کرده است که واله و شیدا، نه سرما می شناسند و نه گرما. نه خستگی برایشان معنا دارد و نه بی خوابی.

از زاویه ای دیگر نیز اگر به همایش عظیم پیاده روی اربعین می نگریم در می یابیم که این حرکت با ظهور امام زمان علیه السلام بی ارتباط نیست. مگر نه اینکه وقتی مولایمان ظهور می نمایند خود را به نام حسین ابن علی علیهماالسلام معرفی می نمایند. و لازمه این کار نیز آن است که جهانیان حسین علیه السلام را بشناسند و برای معرفی امام حسین علیه السلام چه زمانی بهتر از اربعین که از سراسر جهان عاشقان را به سوی خود جذب می کند.

از این رو، این فرصت بی نظیر را می بایست مغتنم شمرد و تا آنجا که می توان کمر خدمت برای برگزاری باشکوه تر این فرهنگ بست. در این میان که هر کسی و هر طیفی عاشقانه آنچه که در کف دارد را تقدیم زائران مولایش می کند، واقفان سلامت نیز می توانند در راه اعتلای فرهنگ عاشورا و اربعین گامی مهم و اساسی بردارند.

برای این کار می توان

ادامه مطلب


طبقه بندی: شرح حدیث،  وقف، 
برچسب ها: وقف برای اربعین، وقف و سلامت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 3 آذر 1395 | توسط : حسین ژولیده | نظرات()

روز عجیبی است قیامت. در هر لحظه‌اش، هم ترس و اضطراب وجود دارد و هم امید وآرامش. در آن روز وقایعی روی می دهد که باعث شادمانی عده‌ای و اندوه و ترس عده‌ای دیگر می‌گردد.

یکی از وقایعی که هم اندوه‌آفرین است و هم شادی‌آفرین، صدا کردن گروه‌های مختلف مردم است.
در آن روز پر التهاب، هر گروهی را با نام امام و پیشوایشان فرا می‌خوانند. قرآن مجید می‌فرماید: « یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ... [اسرا/71] روزى که هر گروه از مردم را با امامشان فراخوانیم...» [۱]

امام هم یعنی پیشوا، مقتدا، الگو و سرمشق. یعنی کسی که از او پیروی شود. یعنی کسی که الگو و معیار عقاید، باورها،گفتار و رفتار انسان باشد. یعنی کسی که در زندگی انسان تاثیرگذار بوده و راه و روش زندگی را برای او معین می‌کند.

در آن روز سخت و طاقت فرسا، هنگام این فراخوانی، ترس و وحشت عده‌ای را فرا می‌گیرد و آنان کسانی هستند که سرمشقی غیر از اولیاء خدا برای خود برگزیده‌اند.

در آن روز وانفسا، امام برخی شیطان است و برخی دیگر را پیروان شهوت خطاب می‌کنند. امام برخی

ماهواره و رسانه‌های خارجی است که دین و مسلکشان را از آنان فراگرفته‌اند. پیشوای برخی شخصیتی سینمایی و یا ورزشی است که حتی ظاهر خود را هم شبیه آنان می کنند.

امام برخی نیز، کتاب‌ها و نوشته‌های گمراهان است. که کورکورانه اندیشه‌های کج و غلط یک شخصیت خدانشناس را جلوی خود قرار داده و تمام سنگ‌های زندگی‌شان را براساس آن می‌چینند. پیشوای برخی اینترنت و شبکه های مجازی است که دل و جان آنان را به سخره و بازی گرفته است. امام عده‌ای نیز نیرنگ‌ها و حزب بازی‌ها و جناح بازی‌های سیاسی است که سایه شومش را روی تمام ابعاد زندگی آنها انداخته است. امام برخی سست عنصران نیز، شایعات و خرافات‌هاست و پیشوای عده‌ای دیگر، نژادپرستی‌ها و قوم و قبیله گرایی‌ها.

اما در آن روز، عده‌ای دیگر نیز هستند که به امامشان افتخار نموده و خطاب شدن به نام مبارک او، چنان شادمانی و شور و شعفی در دل آنان ایجاد می‌کند که هیچ سروری با آنان قابل مقایسه نیست. آنجاست که با افتخار می گویند: الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه علی ابن ابی‌طالب علیه السلام [۲]


ادامه مطلب


طبقه بندی: شرح حدیث، 
برچسب ها: ولایت، تولای امام، شیعیان، اوصاف شیعه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 29 شهریور 1395 | توسط : حسین ژولیده | نظرات()



قدر زندگی و زیستن در دنیا را کسانی می دانند که دستشان از دنیا کوتاه شده است. آنها بهتر از دیگران می فهمند که دنیا مزرعه آخرت است یعنی چه؟ لحظه مرگ که فرا می‌رسد، پرده های غفلت کنار می رود و آن هنگام است که معلوم می شود آن طرف چه خبر است! آنجاست که بسیاری انگشت حسرت بر دهان گذاشته و آرزو می کنند که ای کاش به دنیا باز گردند تا گذشته خویش را جبران کنند. به التماس می افتند و عاجزانه از خداوند می خواهند که اجازه دهد برای فرصت کوتاهی هم که شده، به دنیا برگردند و عمل صالحی انجام دهند و خود را از عذاب‌های اخروی نجات دهند. اما چه سود؟! که راهی برای بازگشت به دنیا وجود ندارد.

نمایش و ترسیم لحظات آغازین سفر مسافران آخرت، خیلی عبرت‌آموز است. اصلا کلاس سطح بالای معرفت است. خیلی مهم، جالب و سرنوشت‌ساز است که بدانیم؛ در آن لحظات حساس که مُردگان آرزو و درخواست زندگی دوباره می کنند، زندگی را برای چه می خواهند، حسرت انجام چه کاری را می خورند و چه کاری برایشان مهم جلوه نموده که اگر دوباره به دنیا بازگردند آن را انجام می دهند؟

کارگردان دانا و مهربان عالم، این صحنه را در قرآن مجید به تصویر کشیده است. آنجا که فرمود: وَ أَنفِقُوا مِن مَّا رَزَقْنَکُم مِّن قَبْلِ أَن یَأْتىَ أَحَدَکُمُ الْمَوْت فَیَقُولَ رَب لَوْ لا أَخَّرْتَنى إِلى أَجَلٍ قَرِیبٍ فَأَصدَّقَ وَ أَکُن مِّنَ الصلِحِینَ، 

ادامه مطلب


طبقه بندی: وقف، 
برچسب ها: اهمیت صدقه، ارزش صدقه، اهمیت وقف، آثار وقف،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 24 شهریور 1395 | توسط : حسین ژولیده | نظرات()

خانواده به‌عنوان رکن اساسی و طبیعی اجتماع در آموزه‌های وحیانی موردتوجه خاص قرار دارد که آموزه‌های وحیانی در راستای تحکیم بنیان خانواده، فضائل اخلاقی را جهت روابط سالم و پایداری بنیان خانواده معرفی نموده‌اند، دراین‌بین چگونگی روابط همسران با یکدیگر، نقش مهم و اساسی در سعادت و خوشبختی کل خانواده و فرزندان دارد. روابط سالم و سازنده، به موفقیت و استحکام خانواده منتهی می‌شود و این فضای آرام و پایدار خانواده است که زمینه را برای تحقق هدف ازدواج، یعنی تربیت نسلی پاک و سالم را فراهم می‌سازد. که یک ارتباط سالم و پایدار بین همسران در سایه فضائل اخلاقی مهمی چون احترام و درک متقابل حاصل می‌شود،
احترام متقابل از فضائل اخلاقی اصلی بین همسران موفق است که برای همدیگر و برای فرزندان و دیگر اطرافیان متقابلاً احترام اخلاقی قائل هستند

ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 3 مرداد 1395 | توسط : احمد داعی | نظرات()

فرشته وحی آیات الهی را بر قلب رسولش نازل نمود و جسم حضرت از عظمت آیات الهی خسته شده، روی زانوهای امیر المومنین (علیه‌السلام) به خواب رفت تا خورشید غروب کرد، حضرت علی (علیه‌السلام) که دلش نمی‌آمد رسول خدا را بیدار کند یا سرش را جابجا کند، در همان حالت نشسته نمازش را خواند و رکوع و سجود را با حرکات چشم انجام داد.
رسول خدا بیدار شده و از حضرت سوال کرد نماز عصرت را خوانده‌ای؟ حضرت فرمود نمازی در حالت اضطرار خواندم و از نماز معمولی که همگان آن را می‌خوانند بی‌بهره شدم! رسول خدا فرمود:
اینك از خدا بخواه تا خورشید را به جای اول برگرداند تا نمازت را در اول وقتش به جای آوری. خداوند دعای تو را مستجاب می‌كند؛ چرا كه از خدا و رسول او اطاعت كرده‌ای. حضرت علی (علیه‌السلام) دعا فرمود و دعای او مستجاب شد و خورشید به محلی بازگشت كه امكان خواندن نماز عصر به وجود آمد و آنگاه غروب كرد.
این ماجرا در زمانی که حضرت علی (علیه‌السلام) با اصحابش می‌خواست از فرات به سوی بابل حركت كند نیز دوباره تکرار شد، حضرت نماز عصر را با بعضی از اصحابش خواند، ولی بقیه مشغول تیمار اسب‌هایشان شدند و نماز عصر آن‌ها فوت شد، حضرت دعا كرد و خورشید برگشت و آنان نماز عصر را به موقع خواندند. [1]

واقعا چنین معجزه‌ای در باور خیلی از افراد نمی‌گنجد و نمی‌توانند تصور کنند که خورشید هم اطاعت این خاندان را به جان و دل می‌خرد، اما مساله مهمتری که این معجزه را رقم زد اهمیت نماز می‌باشد که باعث شد امیر المومنین (علیه‌السلام) آن را از خداوند طلب کند و خداوند نیز حاضر شد تمام هستی را به عقب برگرداند تا نماز اقامه شود و به موقع خوانده شود، همان نمازی که ستون دین خداوند است به طوری که رسول خدا می‌فرماید:
«نماز ستون دین است هر گاه نماز انسان نزد خداوند پذیرفته شود اعمال دیگرش نیز پذیرفته می‌شود و اگر نمازش پذیرفته نشود اعمال دیگرش هم پذیرفته نمی‌شود». [2]


ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 3 مرداد 1395 | توسط : احمد داعی | نظرات()



طبیعی است که در مقابل عامل انتحاری و حضور او، همه عکس‌العمل نشان دهند. معلوم است که مسئولین در مقابل نفوذ این افراد با اقتدار تمام می ایستند و مردم هم با پشتیبانی همه جانبه خود، به یاری نیروهای امنیتی می شتابند. در این بین آنها که از جان گذشته اند، تا آنجا که بتوانند تلاش نموده و با تمام وجود به مقابله بر می‌خیزند، عده‌ای دیگر مردم را به سوی جایی امن هدایت و رهبری می‌کنند و عده‌ای نیز، جان خود و عزیزانشان را برداشته و تا آنجا که می توانند از معرکه دور می شوند. چرا که یک لحظه تعلل و درنگ ممکن است به قیمت زندگی‌شان تمام شود. اصلا در اینگونه مواقع هیچ عاقلی بیکار نمی نشیند. هیچ کس به نظاره نمی نشیند.

عامل انتحاری، انسان نمایی فریب خورده است که می خواهد با هلاکت خود، دیگران را هم به کام مرگ و نابودی بکشاند، ترس و واهمه را به جان امت اسلامی انداخته تا فرماندهانش بتوانند با خیال راحت شهر یا کشوری را تصاحب کنند و مردم آن دیار را به بردگی بکشند.

البته عوامل انتحاری با تمام خطری که برای یک جامعه دارند، تنها به جسم و جان مردم آسیب می زنند. هر مقدار هم که مردم را بکشند، ملت بیدارتر، تنفر و انزجارشان نسبت به آنها بیشتر، عزم و اراده ها برای مقابله با آنها نیز پولادیتر و اتحاد امت اسلامی برای مبارزه با آنها مستحکم‌تر می گردد.

البته دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی، بیکار نمی‌نشینند. وقتی نتوانند این عوامل را فعال و به سوی این مرز و بوم گسیل دارند، عوامل انتحاری دیگری را که خطرشان به مراتب بیشتر است را آماده حمله می کنند. کسانی را با چراغ خاموش روانه این کوی و برزن می کنند که قدرت تخریبشان فراوان و تا مدتها هم باقی می ماند. این عروسک های انتحاری، بی سروصدا، هم خود را به هلاکت می اندازند و هم طیف گسترده ای از مردم را. هم جان خود را به راحتی قربانی شیطان می کنند و هم، مرگی خاموش را برای جامعه اسلامی رقم می زنند.
این عوامل انتحاری بسیار خطرناک،


ادامه مطلب


طبقه بندی: شرح حدیث، 
برچسب ها: عروسک های انتحاری، عوامل انتحاری، بی حجابی، بی حیایی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 3 مرداد 1395 | توسط : حسین ژولیده | نظرات()

یکی از نکات بسیار مهم در هر جامعه، رابطه‌ی افراد آن جامعه با یکدیگر است. اگر جامعه‌ای بخواهد موفق باشد و مسیر درست را بپیماید، بدون شک باید رابطه‌ی میان افراد آن جامعه با هم خوب بوده و به همدیگر کمک کنند و نسبت به هم بی‌تفاوت نبوده، یکدیگر را برای رسیدن به هدف نهایی خود یاری کنند.

جامعه‌ای که مردمان آن نسبت به سرنوشت یکدیگر بی‌تفاوت بوده و کاری به هم نداشته باشند، محکوم به فنا و نابودی است؛ زیرا جامعه مانند یک کشتی می‌ماند که اگر یک نقطه از آن سوارخ شود، آب به میان کشتی آمده و آن‌را غرق خواهد کرد و دیگر نمی‌تواند سرنشینان خود را به ساحل برساند.

دین مبین اسلام نیز بر این مساله تاکید داشته و مرتب به مسلمانان تاکید می‌کند نسبت به سرنوشت برادر مسلمان خود، بی‌تفاوت نباشد و همیشه احوال همدیگر را جویا شوند. پیامبر عظیم الشان اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بارها در این زمینه فرمودند: «هر کس صبح کند، در حالی‌که اهتمامی به امور مسلمین نداشته باشد، اصلا مسلمان نیست».[1] یعنی اگر کسی نسبت به امور مسلمانان بی‌تفاوت است و برای او مهم نیست حال و روز برادر مسلمان او چگونه است، او اصلا مسلمان نیست.


ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 31 تیر 1395 | توسط : احمد داعی | نظرات()

وهابیت برای اینکه شیعیان را در مقابل اهل تسنن قرار دهند، مدعی هستند که شیعیان، صحابه را کافر دانسته، و تلاش می‌کنند، این نکته را در کتب خویش پر رنگ نشان دهند، به عنوان نمونه، به تعدادی از این سخنان اشاره می‌کنیم.

محمدبن‌عبدالوهاب در کتاب «فی الرد علی الرافضة» می‌گوید: یکی از ادعاهای شیعه این است که صحابه مرتد شده‌اند[1]. و یا عبدالله بن جبرین به عنوان یکی از علماء معاصر وهابیت، در ادعایی این‌گونه می‌گوید: «رافضه احادیث اصحاب را قبول ندارند، چون آنها را کافر می‌دانند»[2]، و گاهی نیز پا فراتر نهاده و مدعی می‌شوند، که شیعیان، قائل به جواز کشتن اهل سنت هستند، [3]، و سپس تلاش می‌کنند، برای ادعای خویش، از روایاتی بهره ببرند، که در آنها مخالفان اهل بیت(علیهم‌السلام) کافر معرفی شده‌اند، به عنوان نمونه، امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند: «امام نشانه‌ای بین خدا و خلق است، هر کس او را بشناسد، مؤمن و هر کس انکار کند کافر است»[4] و یا در حدیثی دیگر، از امام باقر(علیه‌السلام) نقل شده است که فرمودند: «علی دری است که هر کس داخل آن شود مؤمن و هر کس خارج شود کافر است». [5]

از این رو، در این نوشتار تلاش می‌کنیم، به این ادعای وهابیت پاسخی کامل، دهیم، و این شبهه را دفع کنیم.


ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 30 تیر 1395 | توسط : احمد داعی | نظرات()

سلام
پسری 21 ساله‌ که اهل دین وایمان هستم. تا به حال با هیچ دختری رابطه نداشتم. مدتی است که یکی از همکلاسی‌هایم به من ابراز علاقه کرده است. ایشان از نظر خانوادگی دارای مشکلاتی از جمله جدایی پدر و مادر و نیز جدایی خواهر بزرگترش از شوهر است. این اطلاعات را خودش به من داده است. به من می‌گوید: من مثل خانواده‌ام نیستم و همیشه به خاطر این مسائل ‌تحقیر شده‌ام. می‌گوید: تمام دنیا، دین، ایمان، عشق و زندگیم تو هستی. اینگونه که نشان می‌دهد خودش خیلی دختر خوبی است؛ ولی من اطمینان ندارم تا آخر همین طور بماند؛ چون اصلاً نمی‌شناسمش. از طرفی می‌ترسم به من دروغ گفته باشد.
 من دلیل این علاقه را از او پرسیدم، او می‌گوید: فقط عاشق دینداری و ایمانت شدم. دو ماه هست که این رابطه شروع شده. به خانواده‌ام چیزی نگفته‌ام. می‌دانم خانواده‌ام با دختری که از این گونه خانواده‌ها باشد، وصلت نمی‌کنند. من اول به او هیچ علاقه‌ای ‌نداشتم، فقط به خاطر خانواده‌اش دلم برای او سوخت و با او تا اینجا آمدم؛ اما کم کم دارم به او علاقه‌مند می‌شوم! به نظر شما درست است که من خانواده‌ام را راضی کنم و تن به این ازدواج بدهم. لطفاً مرا راهنمایی کنید. ممنون.


ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 30 تیر 1395 | توسط : احمد داعی | نظرات()

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه
هر انسانی روزی به این دنیا می آید و روزی هم از این دنیا می رود، این آمدن و رفتن، تفاوت فاحشی با هم دارند چون آمدن به دنیا برای مدت کوتاهی خواهد بود ولی رفتن به آن دنیا ابدی و همیشگی خواهد بود. برای آماده شدن برای سفر همیشگی آخرت، انسان نیازمند به اعمال صالح و کردار شایسته خواهد بود.

آمادگی برای سفر
حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: «مَنْ تَذَكَّرَ بُعْدَ السَّفَرِ اسْتَعَد؛[1]هر که دوری سفر آخرت را متذکر شده باشد (به آن اهمیت بدهد)؛ خود را آماده می کند»
همچنان که ما انسانها برای رفتن به یک سفر دو سه روزه دنیایی خود را آماده می کنیم، باید برای سفر ابدی آخرت به طریق اولی خود را آماده کنیم، ولی چه فایده که با مشغول شدن به قال و قیل دنیا از مهیا شدن به نحو مطلوب برای آن روز سخت غافل شده ایم.
امیر المؤمنین (علیه السّلام) در باره آماده شدن برای سفر آخرت می فرماید: اى مردم آماده حركت شوید خداوند شما را رحمت كند، اینك بانگ كوچ كردن در میان شما دمیده شده و خود را آماده مسافرت سازید. اكنون كه بانگ رحیل بلند شده چرا به دنیا چسبیده‏اید و از جاى خود حركت نمى‏كنید خداوند شما را بیامرزد برخیزید و وسائل سفر را تهیه كنید. [2]



ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 29 تیر 1395 | توسط : احمد داعی | نظرات()

با نزدیک شدن به 25 تیرماه روز بهزیستی و تأمین اجتماعی جا دارد از شهید گرانقدر دکتر محمد علی فیاض‌بخش، موسس سازمان بهزیستی کشور یاد شود.
در رابطه کار با فضیلت و ارزشمند این شهید والا مقام می‌توان به آیه 85 سوره نساء اشاره کرد که می‌فرماید: «مَنْ یَشْفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً یَكُنْ لَهُ نَصیبٌ مِنْها [نساء/85] كسى كه هدایت به كار نیكى كند، نصیبى از آن براى او خواهد بود».
فضیلت اخلاقی کمک و یاری به معلولان و محرومان از آموزه‌های مهم وحیانی است که خداوند تبارک و تعالی پاسخ آن را با پاداش های والای اخروی می‌دهد و مطابق آیه 85 سوره نساء شهید دکتر محمد علی فیاض‌بخش نصیبی همیشگی به سبب تاسیس سازمان بهزیستی از فضائل کمک به معلولان و محرومان می‌برد.‌
چه اینکه سازمان بهزیستی کشور از مهمترین نهادهای حمایتی دولتی است که به افراد معلول و محروم جامعه کمک می‌نماید. پس از پیروزی انقلاب، سازمان بهزیستی کشور از ادغام سازمان‌های خیریه و حمایتی که در این بخش فعالیت می‌کردند، پس از بررسی و مطالعات شهید گرانقدر دکتر محمد علی فیاض‌بخش آغاز به کار کرد.
این شهید والا مقام سازمان بهزیستی کشور با ادغام 16 سازمان، نهاد، موسسه و انجمن تشکیل داد تا با اتخاذ تدابیر و ارائه خدمات و حمایت‌های غیربیمه‌ای با حفظ ارزش‌های اخلاقی و کرامت والای انسانی و تکیه بر مشارکت‌های مردم و همکاری نزدیک سازمان‌های ذی ربط، در جهت گسترش خدمات توانبخشی، حمایتی، بازپروری و پیشگیری از معلولیت‌ها و آسیب‌های اجتماعی و کمک به تأمین حداقل نیازهای اساسی گروه‌های کم درآمد، اقدام نماید بخشی از



ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 24 تیر 1395 | توسط : احمد داعی | نظرات()

گاهی اوقات در بین خانواده ها دیده می‌شود که فرزندان به سن ازدواج رسیده اند ولی والدین به وظایف خود در قبال ازدواج آنها کوتاهی می‌کنند، و چه بسا با تردید و دودلی از زمینه سازی و فراهم کردن شرایط ازدواج برای فرزندان خود بیمناک هستند. در قدیم الایام سنت و فرهنگ عموم مردم طوری بود که برای زمینه سازی ازدواج فرزندان توجه بیشتری بود و حال آنکه در جامعه امروزی به خاطر یک سری مشکلات و بالا رفتن سطح توقعات خانواده ها از پیش قدم شدن به این موضوع هراس دارند و حال آنکه کوتاهی و غفلت از این مساله می‌تواند منشا فساد باشد، به هر حال ازدواج یک امر و دستور الهی است و زمینه سازی و تلاش برای تحقق این مساله سفارش و تاکید قرآن می باشد و خانواده ها باید این مساله را جدی قلمداد بکنند.
خدای متعال در قرآن کریم می فرماید:
« وَ اَنْکِحُوا آلْاَیامی مِنْکُمْ وَ الصّالِحینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ اِمائِکُمْ اِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللهُ واسِعٌ عَلیمٌ ؛ مردان و زنان مجرد را به ازدواج هم درآورید؛ اگر فقیر باشند خداوند آنها را از فضلش بی نیاز می‌گرداند که خداوند توسعه دهنده و داناست.»( نور:32)
و از نبی مکرم اسلام نقل شده که می فرماید: «حَقُّ الوَلدِ على والِدِهِ أن یُحَسِّنَ اسمَهُ، و یُزَوِّجَهُ إذا أدرَكَ، و یُعَلِّمَهُ الكِتاب؛ حقّ فرزند بر پدرش این است كه نام نیكو برایش انتخاب كند، هر وقت بالغ شد، او را همسر دهد، و به او قرآن بیاموزد.»[1]
در همین راستا مطلبی را از انجمن برای شما بیان می کنیم:
سلام/ من پسری 24 ساله هستم ودر طی رسیدن به بلوغ تا سن 24 سالگی خود ارضایی داشتم، اوایل نوجوانی اعتیاد پیدا کردم به این کارسپس در سن 20تا 24 این امر و کار گناه را گذاشتم کنارتا جایی که خویشتن داری می‌کردم الان هم واقعا زیر فشار شهوت وغریزه انسانی هستم، طوری که فشار اینقدر زیاد است که ناخود اگاه ذهنم به فضای زنای ذهنی می‌رود، خیلی علاقمند به ازدواج هستم، منتها خانواده به این مساله اهمیت نمی‌دهند و بنده را درک نمی‌کنند و می‌گویند شما بچه اید، لطفا راهنمایی کنید.
پاسخ:
شرایط روحی شما را درک می کنیم و می‌دانیم که وقتی جوانی نیاز به ازدواج دارد چه احساس و شرایط سختی را دارد.
اولا جای تحسین است که شما توانسنته اید خود ارضایی را ترک کنید، همین که با ورزش و سرگرمی از این تکنینک برای ترک استفاده کرده اید، روش و تدبیر خوبی برای درمان است، و این تکنیک را تا می توانید داشته باشید و درکنار آن معنویت را نیز بیشتر کنید تا مبادا این رفتار بر شما تسلط شود.
اما راهکارهایی برای حل مشکل ازدواج:
1. تا می‌توانید با قاطعیت اصرار کنید و بر خواسته خود پای بند باشید تا خانواده برای شما پیش قدم شوند (وقتی ببینند شما با جسارت کامل و جدیت تمام دنبال این قضیه هستید حتما کمکتان می‌کنند.)
2. اگر دایی یا عمو یا بزرگی از بستگان که دلسوز و حرفشان نفوذ دارند می‌توانید از قدرت آنها برای حل مشکل استفاده کنید، آنها را واسطه قرار بدهید تا با خانواده به طور مفصل صحبت کنند و آنها را راضی به این مساله کنند.
3. با مادرتان به طور صمیمی صحبت کنید و او را متقاعد کنید که شما نیاز به ازدواج دارید.
4. دعا و توکل به خدا را حتما فراموش نکنید که دلها در اختیار او هستند.
5. می توانید کیس هایی را خودتان تحقیق کرده و بعد از شناسایی به خانواده پیشنهاد بدهید.
6. زمینه های جلب اعتماد را زیاد کنید، مثلا: گوش دادن به حرف بزرگتر، مشغول به کاری شدن، فعال بودن، برخورد متین، سنگین و اخلاق خوب و ... را از خودتان بیشتر نشان بدهید.
لینک این بحث در انجمن: برایم زن نمی‌گیرند!
[1]. كنز العمّال : 45191

 





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 23 تیر 1395 | توسط : احمد داعی | نظرات()

یکی از دشمنان قسم خورده انسان که در قرآن کریم خداوند متعال از او یاد کرده است، شیطان است. دشمن آشکاری که  ابایی از دشمنی با آدمیزاد ندارد و رسما عناد خود را اعلام کرده است. و در این میان خدا به انسان دستور داده که از او تبعیت نکید. «وَ لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ [بقره/208] از گامهای شیطان، پیروی نكنید، كه او دشمن آشكار شماست».
و در جای دیگر شیطان به عزت خدا قسم یاد کرده که همه ی بندگان خدا جز عده ای اندک که به آنها دسترسی ندارد را گمراه می کند و از چند جهت به انسان حمله ور می شود «لَآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ و َعَنْ أَیْمَانِهِمْ و َعَنْ شَمَائِلِهِمْ و َلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِینَ [اعراف/17] از پیش رو و از پشت سر و از طرف راست و از طرف چپ آنها، به سراغ آنها می ‏روم و اكثر آنها را شكرگزار نخواهی یافت».
در توضیح جهات چهار گانه امام باقر (علیه السلام)​​ می فرماید: «منظور از آمدن شیطان به سراغ انسان از پیش رو این است كه آخرت و جهانى را كه در پیش دارد در نظر او سبك و ساده جلوه مى دهد، و منظور از پشت سر این است كه آنها را به گرد آورى اموال و تجمع ثروت و بخل از پرداخت حقوق واجب به خاطر فرزندان و وارثان دعوت مى كند، و منظور از طرف راست این است كه امور معنوى را به وسیله شبهات و ایجاد شك و تردید، ضایع مى سازد، و منظور از طرف چپ این است كه لذات مادى و شهوات را در نظر آنها جلوه مى دهد».[1]
یکی از حملاتی که شیطان توانسته به وسیله آن اکثر انسان ها را زمین گیر کند، زینت دادن شهوات و جاذبه های جنسی ست​. و این یکی از هنرهای شیطان است که گناه را زینت می دهد و انسان را به سوی آن می کشاند. چرا که اگر لذتی در انجام معصیت نباشد کسی میل ندارد آن را انجام بدهد، بنابر این شیطان بدین وسیله انسانها را فریب داده و از آنها سواری می گیرد «لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّیَّتَهُ إِلَّا قَلِیلًا [اسراء/62] همه فرزندانش را جز عده كمی گمراه و ریشه كن خواهم ساخت».
از بحث پیرامون حیله های شیطان بگذریم و به این مبحث بپردازیم که چگونه شیاطین توانسته اند اشرف مخلوقات ​را اسیر خود کنند و بوسیله قوای جنسی چنان انسان را در بند کرده که بدون آنکه انسان بفهمد قدرت برخاستن ندارد و آنجایی را می بیند که شیطان می خواهد و انچه را می شنود که شیطان دوست دارد و در قلب چیزی را جای می دهد که او می خواهد و نتیجه اش همانی می شود که امیر المومنین (علیه السلام) در نهج البلاغه بیان کرده اند: «شیطان نیز آنها را دام خود قرار داد، و در دلهاى آنان تخم گذارد، و جوجه هاى خود را در دامانشان پرورش داد، پس با چشمهاى آنان مى نگریست، و با زبانهاى آنان، سخن مى گفت: پس با یارى آنها بر مركب گمراهى سوار شد، و كردارهاى زشت را در نظرشان زیبا جلوه داد».[2]
در تبیین نفوذ شیطان در قلوب انسان ها آیت الله جوادی می فرماید: «شیطان اول فریب مى ‏دهد و پس از آن كم كم وارد حرم دل مى ‏شود. گاهى انسان گناهى را انجام مى‏ دهد و از آن متنفّر است؛ بعد استغفار مى‏كند و چهار قطره اشك مى ریزد و جبران مى ‏كند. گاهى بعد از انجام یك گناه از آن لذت مى ‏برد و در صدد توجیه این كار بر مى‏آید؛ مى‏گوید این كار بدى نبود، كم كم مى‏ گوید: نه تنها بد نیست بلكه كار خوبى است؛ وقتى گفت: كار خوبى است. یعنى حرم أمنِ دل را براى پذیرش شیطان باز كرد؛ آن وقت شیطان بر او احاطه مى‏ یابد.
به این ترتیب است كه شیطان درون قلب به تخم‏ گذارى مى ‏پردازد: «باضَ و فَرَّخَ» باضَ یعنى تخم‏ گذارى كرد؛ اول تخم مى ‏گذارد و بعد آنها را به بچه شیطان تبدیل مى‏كند -این‏ ها چیزى نیست كه انسان با دستگاه بفهمد كه شیطان آمده و تخم‏ گذارى كرده است؛ فقط آنكه چشم ملكوتى دارد مى ‏بیند -وقتى تخم‏گذارى كرد این تخم‏ ها به صورت جوجۀ شیطان در آمده و جنب و جوش پیدا مى ‏كنند و «دَرَجَ» یك وقت شما مى ‏بینید در درونتان غوغایى است كه شما را مى ‏شوراند و آرام نیستید. وقتى به سخن حضرت على (علیه السلام) نگاه كنید، مى ‏بینید این غوغا و بلوا ناشى از بچه شیطان ‏ها است.
خاطرات بد، شورشى درونى ایجاد مى ‏كند. شیطنت هم یعنى همین، این ‏ها افسانه و خیال نیست؛ این شورش كه ما در خود احساس مى‏كنیم، همین است. انسان وقتى به این جا رسید هر چه می‏خواهد راهش را برگرداند، نمى ‏تواند؛ چرا؟ براى این كه شیطان آمد، آشیانه ساخت، تخم‏ گذارى كرد و تخم ‏ها را به جوجه تبدیل نمود. بعد از این كم كم صاحب خانه را منزوى و در یك گوشه اسیر مى‏ كند، دست و پایش را مى ‏بندد، بعد: «فَنَظَرَ بِأَعْیُنِهِمْ وَ نَطَقَ بأَلسِنَتِهِمْ». با زبان این ‏ها حرف مى‏ زند، آن وقت انسان بیچاره نمی‏داند كه گویندۀ شیطان است.
آن كه در مقابل خدا ایستاد و گفت: «أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ» همو امروز با زبان تو حرف‏ مى ‏زند و گرنه تو یك بچه مسلمان و شیعه هستى، چگونه چنین ادعایى دارى و مى ‏گویى من نظرم این است، دلم مى ‏خواهد این كار را بكنم، دلم مى ‏خواهد این گونه بپوشم، دلم مى ‏خواهد این طور از خانه بیرون بروم. این ‏ها همه تصمیم‏ هاى شیطان است كه به وسیله انسان اجرا مى ‏شود».[3]
با اندکی تامل روشن می شود اگر خداوند دستوری داده فرضا برای رعایت حجاب برای حفظ شخصیت و حرمت زن است نه محدود کردن و تحقیر او. بلکه عظمت زن به این است که چشمان شیطانی و دلهای مریض را به دنبال خود نکشاند و عمل نکردن به همین نسخه ساده نشان داده است که منشاء بسیاری از فسادهای اخلاقی از نگاه های ناپاک است، نگاهی که به وسوسه شیاطین صورت می پذیرد و حجاب مانع از آن است انسان در این مهلکه بلغزد.
​به تعبیر رهبر معظم انقلاب: «حجاب مایه‌ ی تشخص و آزادی زن است؛ برخلاف تبلیغات ابلهانه و ظاهر بینانه‌ی مادی گرایان، مایه ‌ی اسارت زن نیست. زن با برداشتن حجاب های خود، با عریان کردن آن چیزی که خدای متعال و طبیعت پنهان بودن آن را از او خواسته، خودش را کوچک می کند، خودش را سبک می کند، خودش را کم ‌ارزش می کند. حجاب وقار است، متانت است، ارزش گذاری زن است، سنگین شدن کفه ‌ی آبرو و احترام اوست؛ این را باید خیلی قدر دانست و از اسلام باید به خاطر مسئله ‌ی حجاب تشکر کرد؛ این جزو نعمت های الهی است».[4]

- - - - - - - - -
پی نوشت:
[1]. تفسیر مجمع البیان، طبرسی فضل بن حسن. جلد 4 صفحه 403.
[2]. اتَّخَذُوا الشَّیْطَانَ لِامْرِهِمْ مِلاكاً، وَاتَّخَذَهُمْ لَهُ أَشْرَاكاً. فَبَاضَ وَ فَرَّخَ فِى صُدُورِهِمْ. وَ دَبَّ وَ دَرَجَ فِى حُجُورِهِمْ. فَنَظَرَ بِأَعْیُنِهِمْ وَ نَطَقَ بأَلسِنَتِهِم.
نهج البلاغه. سید رضی. خطبه هفتم.
[3]. بیانات آیت الله جوادی.​
[4]. ​بیانات در دیدار جمعی از مداحان سراسر کشور. ۱۳۹۱/۰۲/۲۳.







داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 23 تیر 1395 | توسط : احمد داعی | نظرات()

آدمی‌زاد مسافری است که چند صباحی فرصت زیستن در دنیای خاکی به او داده شده تا زاد و توشه منزل و جایگاه همیشگی و ابدیش را بردارد. چند روزی به او مهلت بودن در باغ و بوستان دنیا را به او داده‌اند تا برای خانه ابدی خود میوه‌های نیکی وحسنات را بردارد و با خود به سرای دیگر برد.

انسان زیرک نیز، در این فرصت محدود زندگی دست به کارهای بزرگی می‌زند تا بیشترین محصول را درو کند و کوله بار خویش را هرچه می‌تواند سنگین‌تر کند.

 در میان تمام کارهایی که می‌توان انجام داد، خدمت به دیگران اجر و پاداش فراوانی دارد. سودرسانی به دیگران در پیشگاه حضرت دوست آنچنان ارزشمند است که در قلّه ارزش‌ها و درکنار ایمان به پروردگار شمرده شده است. خدمت به مردم، آنقدر بافضیلت است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:

دو خصلت است که چیزی بالاتر از آن دو نیست:یکی ایمان به خدا،دیگری سود‌رساندن به بندگان خدا.

و در جایی دیگر که از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله پرسیدند: خدا چه کسی را بیشتر دوست دارد؟ فرمود: کسی که برای دیگران سودمندتر باشد.

برای سودرسانی و خدمت به مردم نیز راه‌های زیادی وجود دارد. اما در بین همه کارها، باید جستجو کرد و ضروری‌ترین نیازها را پیدا نمود. در بین تمام راه های خدمت به همنوعان، خدمت و تلاش در عرصه سلامتی و تندرستی و کمک به بیماران از ارزش و اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. تا آنجا که تلاش برای برآوردن نیاز یک بیمار را عامل پاک شدن از گناهان قرار داده شده است.

رسیدگی به بیماران و برطرف نمودن حوائج  آنها آنقدر ارزشمند است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرمایند: هرکس برای برآوردن نیاز بیماری بکوشد، چه آن را برآورده سازد و چه نسازد، مانند روزی که از مادر زاده شده، پاک می شود.

برای خدمت به بیماران نیز، عرصه‌های مختلفی وجود دارد که در بین آنها،

ادامه مطلب


طبقه بندی: وقف،  شرح حدیث، 
برچسب ها: وقف و سلامت، وقف برای خدمت به بیماران روحی و روانی، ارزش خدوت به بیماران روحی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 18 تیر 1395 | توسط : حسین ژولیده | نظرات()

از نکاتی که در امر ازدواج، باید جوانان در نظر داشته باشند این است که قبل از ورود احساسات در انتخاب شریک زندگی، می‌بایست عاقلانه با این مسئله روبرو گردند.
همچنین یکی دیگر از نکات مهمی که باید به آن توجه داشت، این است که بدانیم در جامعه‌ی ما، خانواده‌ها معمولا حرف نهایی را می‌زنند؛ لذا بهتر است قبل از اینکه احساسات‌شان را در این مسیر دخیل نمایند، ابتدا تمامی زوایا را در نظر گرفته و سپس در همان آغاز ماجرا، خانواده‌ها را در جریان قرار دهند تا درصد اشتباه و مشکلات روحی به مراتب کاهش پیدا نموده و بتوانند شرایط را برای گرفتن یک تصمیم صحیح، آماده‌تر نمایند.
در انجمن رهروان ولایت مطلبی در این باب درج شده که توجه به آن خالی از لطف نیست.
سـوال:
سلام من دختری هستم با مدرک لیسانس مهندس پزشکی و ۲۳ سال سن دارم. پارسال به صورت اتفاقی در چت روم با پسری آشنا و به او علاقه‌مند شدم. سنّ ایشان ۳۱ و مدرک‌شان فوق لیسانس جغرافیا می‌باشد و هر دو مذهبی هستیم. ابتدای کار، حدودا ۶ ماه به همین صورت با هم حرف می‌زدیم؛ البته خانواده پسر اطلاع داشتند و راضی بودند و بعد از گذشت این ۶ ماه، سرانجام به خواستگاری آمدند، اما پدر من به خاطر فاصله سنّی و با توجه به شغل پسر و نداشتن در آمد مناسب، راضی به این وصلت نشدند. ما هم بعد از گذشت مدتی از هم جدا شدیم، ولی الان بازهم به مدت ۶ ماه است که با یکدیگر حرف می‌زنیم و به هم علاقه داریم. لطفا کمک کنید و بفرمائید ما چه کاری باید انجام دهیم؟
پـاسـخ:
عرض سلام و احترام؛ خواهر گرامی در ابتدا باید عرض شود، روش آشنائی شما روش معقولی نبوده و با اینکه می‌فرمائید هر دو مذهبی هستید متاسفانه به مدت ۶ ماه آن هم به صورت مخفیانه با هم ارتباط داشتید و چت می‌کردید؛ ارتباطی که سرانجام آن اصلا مشخص نبود چه خواهد شد و تنها نتیجه‌ای که اکنون نصیب‌تان شده است، افزایش علاقه‌ی کاذب بین شما می‌باشد؛ البته اشتباه به اینجا نیز ختم نشد و متاسفانه بعد از اینکه ایشان رسماً به خواستگاری آمدند و پدر شما به خاطر دلایلی از جمله 8 سال اختلاف سنّی‌ و وضعیت بد اقتصادی، به این آقا جواب منفی دادند، باز هم شما بدون توجه به صحبت‌های پدر، با ایشان به چت و گفتگو ادامه دادید که در نتیجه وابستگی شما به آن پسر شدیدتر شده است.
منهای توجه به مسائل شرعی و اُخروی این ماجرا که باید به گونه‌ای مستقل مورد بررسی قرار بگیرد، باید به این مسئله دقت داشته باشید که در همین زندگی دنیوی، اگر قرار باشد در این ارتباط فقط یک نفر ضرر کند، آن فرد شما خواهید بود! در این ماجرا هر روز بر وابستگی شما افزوده خواهد شد و به گزینه‌های احتمالی بعدی هم نمی‌توانید فکر کنید و آنها را با یک سراب معاوضه خواهید نمود!
همچنین از شما خواهش می‌کنم توجه داشته باشید که به قرینه موارد مشابه متعدد، اگر به همین رویّه ادامه دهید، به احتمال زیاد بعد از مدتی، شما برای آن پسر تبدیل به یک مهره بی‌ارزش و تاریخ مصرف گذشته خواهید شد که دیگر لذتی برای او نداشته و حتی ممکن است به شما سوءظن هم پیدا کند و بگوید: «شاید این دختر با افراد نامحرم دیگری هم به همین راحتی چت می‌کند و... »
پیشنهاد بنده:
خواهش دارم قبل از این که دیر شود به این حدیث، خوب توجه داشته باشید که رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: «زیانكارترین مردم كسی است كه عمرى را برای رسیدن به آرزوئی وقت گذارد، اما روزگار او را به منظورش نرساند و از دنیا، بی‌توشه خارج شده و در پیشگاه خداوند نیز دلیلى نداشته باشد».[1]
این ارتباطات که الان مدّتش به بیش از یک سال رسیده را قطع نمائید و از ایشان بخواهید اگر واقعا به شما علاقه‌مند است، این علاقه را در مقام عمل ثابت کند و موانع موجود را برطرف سازد!
مگر نه آنکه یکی از موانع وضعیت اقتصادی ایشان است، پس از او بخواهید تا به خاطر شما تلاش کرده و وضعیت بهتری را فراهم آورد و باز رسما به خواستگاری شما آمده و به جای اینکه شما را دائماً به خود وابسته‌تر کند، مثل یک مرد واقعی با اثبات توانائی‌هایش، دل پدرتان را به دست آورد!

امیدوارم موفق باشید.
--------------------------------------------------
پی‌نوشت:
[1]. پاینده، نهج الفصاحه، ص۱۷۳، ح۱۰۸

همین مطلب را می‌توانید در انجمن نیز مشاهده بفرمائید: http://welayatnet.com/node/87037







داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 17 تیر 1395 | توسط : احمد داعی | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 74  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...